خونخواهی امام شهید در کالبد تجمعات شبانه؛ضرورت تبیین مفهوم «خونخواهی»
در شرایطی که حوادث با سرعتی کمنظیر و عمق اثری نادر در حال وقوع است، موج روایتپردازی از خونخواهی در لایه ادبیاتی خود باید بر معنای اصرار بر حق و توقفناپذیری حرکت انقلاب متمرکز شود و به موتور محرکهای برای پاسخهای سخت در عرصههای مختلف مبدّل گردد.
به گزارش اداره کل روابط عمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای در چند پیام مهم خود و بخصوص پیام روز ۱۴ خرداد به مطالبه انتقام و «خونخواهی امام شهید»اشاره تصریحی فرمودند. خونخواهی و انتقام در ادبیات دینی و انقلابی یک مساله راهبردی است و تنها یک واژه نشسته در فرضیات ذهنی و انتزاعی نیست. خونخواهی حقیقتی است که باید به میدان عینیت وارد شود و برای مطالبهگرانِ آن ملموس و محسوس گردد. رهبر معظم انقلاب، خونخواهی رهبرِ شهید را انگیزۀ مهم حضور مداوم و پرشوروشعور سهماهۀ ملت مبعوث ایران در خیابانها خواندهاند. خونخواهی، یک مقوله بیتاریخ و بیهویت نیست؛ از سویی، پای در روایتهای تاریخ صدر اسلام و تاریخ شیعه دارد و از سویی دستی به سوی فهم آیندۀ تمدّنیِ مورد انتظار. اکنون، این انگیزۀ الهی، برای رسیدن به تحقّق میدانی، نیازمند روایتپردازی معرفتی در تجمعات شبانه است. این روایتگری نظری و مبنامند، نهتنها یک ضرورت رسانهای، بلکه یک واجب عینی در عرصۀ جهاد تبیین است. باید روشن گردد این خونخواهی چه هدفهایی را از طریق کدام اقدامها در عرصۀ نظامی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی و... دنبال میکند.
تبدیل اقدام و احساس به «گفتمان» از ضروریترین ابعاد نیازمند روایتپردازی در جامعۀ ایرانی است. حضور شبانۀ مردم پیش از هرچیز، واکنشی معرفتی و اقدامی برخاسته از غیرت دینی است؛ اما رسانه و ادبیات وظیفه دارند این غیرت پرشور را به گفتمانی پایدار و متّصل به شعور و معرفت مبدّل سازند و از این مجرا، روایتِ خونخواهی را از یک انتقام صرفاً نظامی یا میدانی، به یک راهبرد تمدّنی ارتقا دهند. روایتِ عظمت و مظلومیت و اقتدار رهبر شهید در کنار یکدیگر، میتواند هم یاد ایشان را در قلوب ایرانیان پرحرارت نگه دارد و هم الگویی ارائه دهد از رهبری در تراز شهادت، که الهامبخش و معنابخش نسلهای آینده باشد. چه اینکه، روایتها برای ماندگاری و راهیابی به عرصۀ عمل، به ابزار اسطورهسازی و الگوپردازی نیاز دارند و غفلت از این وجه پرکشش و کاربردی، نادیده انگاشتن یک ذخیرۀ غیرقابل جایگزین فرهنگی است.
در جنگ روایتها، آن که زودتر و دقیقتر روایت کند، پیروز میدان روایت است. یک جای شُکر آنجاست که در میدان این روایت، خود مردم پیشقراول روایتگری بودند و برای موجسازی روایتی در انتظار محیطهای نخبگانی نماندند. خاستگاه مردمیِ خونخواهی رهبر شهید مقابله با تقلیل دادنها و وارونهسازیها را ممکن ساخته است و در حالیکه کجروایتهای دشمن تلاش میکند شهادت قائد امت را پایان یک عصر از اعصار جمهوری اسلامی جلوه دهد اما روایتِ خونخواهی باید نشاندهندۀ تداوم راه و تولّد دوبارۀ آرمانها باشد. ما با یک روایت صرف روبرو نیستیم، بلکه راهبردی برای بقا و امنیت و حفظ قدرت درونی و افزایش اعتبار بیرونی را میپردازیم. ما تنها راویان این پیچ تاریخی نیستیم، بلکه همزمان، ماشین ترور رسانهای دشمن و دستگاههای سخنپراکنی جهانی در کارند تا پس از شهادت امام خامنه ای ( رضوان الله تعالی علیه) و آنچه بر ما میگذرد را روایت کنند و باید آن خط دشمن را باطل کنیم.
حضور زاینده و فزایندۀ شبانۀ مردم بهترین سوژه برای به تصویر کشیدن پیوند امّت و امامت است. وحدت و انسجام واقعی در گردآمدن امّت حول ستون ولایت است و نمایش همبستگی ملی تنها در این حالت، حقیقی و غیرتصنعی و غیر قراردادی و زایا و پایا و ماناست. روایتهای رسانه باید این پیوند را فراتر از مرزهای جغرافیایی و بهعنوان هستۀ مرکزی مقاومت نشان دهد، و از دل آن، ابعادِ خونخواهی امام امّت را به بیرون از مرزها مرتبط سازد؛ و آن را با آرمانهای جهانی مقاومت گره بزند. آنگاه که امام، امّتی فرامرزی دارد، خونخواهیِ او نیز محدود در جغرافیا نخواهد ماند و پا به قلمرو تاریخ خواهد نهاد.
ارادۀ خونخواهی در بافتار تجمعات مردم تقویت و بازتولید میشود. قلم راویان باید بر خطوط قدرتآفرینِ روایت خونخواهی فشرده شود. افشای چهرۀ متجاوز، سیرت حقیقی او و تاریخ عبرتآموز رابطه با او باید ابعاد رسانهای این حرکت را به گونهای طراحی کند که هزینۀ سیاسی و اخلاقی سنگینی برای متجاوزان در اذهان عمومی جهان ایجاد کند. همچنین تقویت انسجام داخلی از برجستهترین کارکردهای اجتماعی تولید روایت از میادین و مطالبات مردم است. ادبیات خونخواهی باید چتر وسیعی بگستراند که همه اقشار جامعه را که نسبت به وطن و رهبری حس تعلّق دارند، در سایۀ خود جای دهد. امیدآفرینی و بسط نشاط انقلابی از آوردههای قطعی فراگیرشدن روایت خونخواهی است.
روایت خونخواهی قادر است ترس را بزداید و خشم مقدس و امید به پیروزی نهایی را به جای آن بنشاند. در شرایطی که حوادث با سرعتی کمنظیر و عمق اثری نادر در حال وقوع است، موج روایتپردازی از خونخواهی در لایه ادبیاتی خود باید بر معنای اصرار بر حق و توقفناپذیری حرکت انقلاب متمرکز شود و به موتور محرکهای برای پاسخهای سخت در عرصههای مختلف مبدّل گردد.