نسخه چاپي
1398/11/02 :: ١٣:٤٣ 

مباني نظري و گفتماني شعار محوري دهه فجر

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی به عنوان متولی اصلی برگزاری مراسم و مناسبت­های انقلاب اسلامی هر ساله، پیش از شروع ایام­ الله دهه فجر اقدام به تعیین شعار محوری و نامگذاری روزهای ایام­ الله دهه فجر انقلاب اسلامی می ­نماید.

مباني نظري و گفتماني شعار محوري دهه فجر

مقدمه

در فرایند انتخاب شعار محوری و نامگذاری، همه ساله تلاش می ­شود با محور قرار دادن مفاهیم برگرفته از اندیشه ­های حضرت امام خمینی (ره) و حضرت آیت­ الله خامنه­ ای مد ظله العالی و  علی الخصوص گفتمان انقلاب اسلامی مضامینی استخراج و بکار گرفته شود که حاوی بیشترین بار معنایی و ظرفیت گفتمان­سازی باشد و از سویی از نگاه عامه مردم و افکار عمومی نیز قابل فهم و درک باشد. در همین راستا توجه به سوابق نامگذاری ایام الله دهه فجر در سنوات گذشته و مورد توجه قرار دادن رویکردهای ترجیهی و تاکیدات، شیوه­ی دیگری از انتخاب مفاهیم است. انتخاب شعار محوری و نامگذاری ایام فرصت مغتنمی است تا آرمانها و ارزشهای انقلاب، پیام­ها و مفاهیم آن  بازتولید گردد و سب­ساز سازماندهی و طراحی برنامه­ هایی متناسب با موضوعات بسترساز مشارکت دستگاه­ها در اجرای برنامه­ ها گردد.

در این نوشتار ذیلاً سعی شده است وجه تسمیه هر یک از مفاهیم که در انتخاب شعار محوری ایام­ الله دهه فجر انقلاب اسلامی به کار رفته ذکر شود و حتی الامکان در خصوص هر یک از آنها مقاله تحلیلی ارائه گردد.

در این نوشتار مرجع مراجعات، متون و فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی بوده که با تحلیل محتوای کمی و کیفی، مورد بررسی دقیق قرار گرفته و به شیوه کاملاً علمی و پژوهش محور، مضامین اصلی بنا به اهمیت و شدت هر یک از آنها و تناسبشان با ایام­الله دهه فجر  استخراج و استحصال شده و مورد استفاده قرار گرفته است.

 

1.    شعار محوری دهه فجر سال  1398: «انقلاب اسلامی، زنده و پویا در پرتو ولایتمداری، جهاد و مقاومت»

                                                                                                                                   

1.1 انقلاب اسلامی

نگره‌های مختلف، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و...، در یک نکته هم داستانند و آن اینکه انقلاب منشأ تحول شگرف در روابط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی یک جامعه است. انقلاب، تحولی بنیادین در جوامع محسوب می‌شود و پیامدهای مختلفی را در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی به همراه دارد. حاصل هر انقلابی، ایجاد ساختارهای جدید، نهادهای نو، باز تولید مفاهیم جدید و حاکمیت نمادهای فرهنگی تازه می‌باشد. پیامدهای انقلاب و دگرگونی‌های حاصل از آن حدی است که در دهه‌ی نخست انقلاب به عنوان گسست از گذشته و تاریخ نمایان می‌شود. اگر چه حقیقت آن است که همان‌گونه که منتسکیو می‌گفت: این گسست در عین پیوست است و تاریخ یک جامعه پیوستاری پر فراز و نشیب را تشکیل می‌دهد. برای آنکه درصدد ابرام یا نقص این فرضیه باشیم، به این برداشت اکتفا می‌کنیم که حجم تحولات حاصل از انقلاب به اندازه‌ای است که شائبه گسست از تاریخ را به اذهان متبادر می‌سازد.

 

1.1.1 گفتمان سیاسی انقلاب اسلامی: مبانی و مؤلفه‌ها

  1. این جهانی بودن دین: پیوند دین و دنیا

جدایی بیان قلمرو دین و قلمرو سیاست و آن جهانی کردن دین، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مدرنیته سیاسی به مفهوم غربی آن می‌باشد. در جدال میان پادشاهان و کلیسا، سرانجام شعار معروف «سهم قیصر به قیصر و سهم پادشاه را به پادشاه دهید، پیروز شد». دین آن جهانی شد و کلیسا از ادعاهای سیاسی خود دست برداشت و قلمرو سیاست از قلمرو مذهب جدا شد. سکولاریسم و لانیسته فرجام کشمکش چندین و چند ساله‌ی کلیسا و دولت در غرب بود. این تجربه که در ظرف زمان و مکان و با توجه به ویژگی‌های دین مسیحیت در دنیای مسیحیت و غرب دلایل خاص خود را دارد، به سرعت به شرق نیز سرایت نمود و بسیاری از روشنفکران، نویسندگان و فعالان سیاسی که مقهور پیشرفت علمی و تکنولوژیک غرب بودند، تنها راه جبران عقب‌ماندگی را در تقلید بی‌چون و چرا از غرب دیدند. در این میان آن جهانی کردن دین که زاینده‌ی شرایط سیاسی و اجتماعی و به تعبیر برتر‌اند بدیع برخی حوادث اتفاقی و «مضحک تاریخی» است و هیچ ارتباطی با واقعیت‌های تاریخی دیگر جوامع ندارد نیز کورکورانه مورد تقلید قرار گرفت و بسیاری از روشنفکران شعار جدایی دین از دولت را در کشورهای اسلامی سر دادند و به تدریج، غربی شدن دین(سکولاریسم) و قرائت غالب در جوامع اسلامی شد.

 از این رهگذر دین اسلام هم به سرنوشتی مشابه دین مسیحیت دچار و نقش سیاسی خود را در بسیاری از جوامع و از جمله جامعه ایران از دست داد. به طوری که قرآن در مراسم عروسی و عزا مورد استفاده واقع می‌شد و جامعه متدینین به گوشه‌های مساجد رانده شده بودند. مبارزین و مجاهدین مسلمان در نقاط مختلف جهان از مفاهیم و واژه‌های مبارزاتی مارکسیسم بهره می‌جستند و ادبیات کمونیستی، ادبیات مساوات‌طلبی مبارزه با صلح و امپریالیسم تلقی می‌شد و مجاهدین مسلمان هم تحت‌تأثیر گفتمان مارکسیستی و بلشویکی بودند.  در چنین شرایطی، امام خمینی(ره) «اسلام‌ سیاسی» را که «اسلام ناب محمدی» می‌نامید احیاء کرد و با بیان یکی بودن عرصه سیاست و دین و «این جهانی کردن» دین، اسلام را به متن جامعه و سیاست بازگرداند. واژه‌ای مهجور مانده ادبیات سیاسی اسلام و فرهنگ قرآنی نظیر شهادت، جهاد، مقاومت، مبارزه با طاغوت و ظلم، ستم و...، دوباره احیاء شد. این گفتمان جدید شور جدید در جوامع اسلامی ایجاد کرد و خیزش اسلامی عالمگیر شد. ادبیات عاریتی و گفتمان تحمیلی مارکسیست‌ها مبارزه و واژه‌های به عاریت گرفته از مارکس، لنین، هربرت‌مارکوزه، مائو‌تسنه دونک، جای خود را به واژه‌ها و مفاهیم اصیل، بومی و ریشه‌دار در تاریخ تمدن اسلامی داد و گفتمان جدید اسلامی که در پارادایم، «اسلام سیاسی» و یا «خمینیسم» به خوبی قابل فهم است جهان‌گیر شد و جنبشی را در دهه‌های پایانی قرن بیستم ایجاد کرد که از آن به «بنیاد‌گرایی»، «اصول‌گرایی» و «اسلام‌گرایی» و مانند آن یاد می‌شود. این در حالی است که «پارادایم توسعه‌گر» جدایی دین از سیاست را سرنوشت محتوم همه‌ی نظام‌های سیاسی می‌داند و بر مبنای میزان جدایی این دو حوزه و درجه‌ی این جهانی شدن دین، نظام‌های سیاسی را براساس میزان توسعه درجه‌بندی می‌کند.

 لوسین‌پاس، تفکیک ساختاری، بالا رفتن توان بسیج و توان ادامه حیات را «شرط توسعه سیاسی» می‌داند و لازمه تفکیک ساختاری را تخصصی شدن حوزه‌های مختلف زندگی سیاسی و اجتماعی و کار شیوه‌های سیاسی از دین می‌داند. گابریل‌الموند، در هم تنیده شدن امور دینی و سیاسی را دلیل عدم تخصصی شدن حوزه‌های سیاسی دانسته و از آن به عنوان «فقدان تفکیک و تنوع» یاد می‌کند. روست با الگو قرار دادن دموکراسی لیبرال و غربی، که رشد شاخص‌های سنجش میزان توسعه‌یافتگی جوامع را در قالب هشت شاخص(سه شاخص سیاسی) و (پنج شاخص اقتصادی) ارائه می‌نماید تا میزان عقب‌افتادگی از نمونه آرمانی مورد‌نظر غرب به صورت کمی سنجیده شود. ادوارد‌شیلر با پذیرش اصل غرب‌محوری در توسعه سیاسی، به تقسیم‌بندی رژیم‌های سیاسی می‌پردازد و دموکراسی سیاسی(political democracies) را در مقابل چهار رژیم سیاسی دیگر(دموکراسی قیمومیتی، الیگارشی مدرنیست، الیگارشی توتالیتر، الیگارشی‌های سنتی) قرار می‌دهد و این دموکراسی را که مبتنی بر سکولاریسم و مدرنیته است، سرنوشت محتوم بشریت می‌داند. گابریل آلموند نیز در کتاب معروف خود تحت عنوان «سیاست تطبیقی، تفکیک نقش‌ها، استصلاح خرده سیستم‌ها و درجه سکولاریسم را به عنوان محک میزان و سطح توسعه سیاسی معرفی می‌کند. در چنین شرایطی که پارادایم «توسعه‌گرا» بی‌همتا می‌نمایاند، انقلاب اسلامی ایران به پیروزی می‌رسد و گفتمان و پارادایم جدیدی را به دنیا عرضه می‌کند که پارادایم «مسلط را به چالش جدی» طلبیده و بار دیگر اندیشه حکومت دینی و یکی شدن دین و دنیا و پیوند دین و سیاست را نه تنها مطرح می‌کند بلکه آن را به حکومت می‌رساند.

  1. دولت دینی: حق‌مداری و خدا‌محوری

محور دوم چالش بین اسلام سیاسی، پارادایم دموکراسی لیبرال در مبنای مشروعیت حکومت است. نظام سیاسی توسعه‌ یافته که در قالب دولت ـ ملت‌های غربی تجلی یافته، مبنی بر قرارداد است و مشروعیت خود را از آراء اکثریت کسب می‌کند. که ماکس‌وبر این مبنای جدید مشروعیت را، مشروعیت قانونی ـ عقلانی می‌نامد. گفتنی است دولت ـ ملت‌های غرب با گفتمان عقلانی ایجاد امنیت تشکیل شدند و به این بهانه توانستند گروه‌های مختلف اجتماعی تشنه‌ی امنیت مانند فئودال‌ها و بورژواها را به خود جلب نمایند و به تدریج با همین گفتمان عقلانی، به تشکیل قشون و ارتش اقدام نموده و با اخذ مالیات جهت حفظ امنیت، بدنه دیوان‌سالاری دولتی توسعه‌یافته و دولت ـ ملت‌های جدید به تدریج شکل گرفتند. از این دیدگاه، دولت ـ ملت‌های غربی وظایف(فونکسیون) شخصی را بر عهده دارند و مکلف به پاسخگویی به نیازهای آنی و لازم مردمند. این در حالی است که دولت اسلامی که بنیادهای نظری آن در قالب نظریه ولایت فقیه توسط بنیانگذار انقلاب پی‌ریزی شده است، مبنای مشروعیت حکومت را الهی می‌داند و برای تحقق پیدا کردن حاکمیت الهی رضایت مردم و اکثریت هم لازم است. تفاوت حکومت، مشروعیت در نظام اسلامی با نظام آرمانی پارادایم توسعه‌گرا در این است که دولت، مسؤول است و خود را برای خوشبختی و سعادت واقعی جامعه، دارای رسالتی الهی می‌داند و جلب آراء به هر قیمتی را روا نمی‌داند. مبانی مشروعیت در حکومت اسلامی و تفاوت آن با غرب، موضوع بحثی عمیق و طولانی است که در این مختصر نمی‌گنجد، و تنها به بیان تفاوت اصلی آن دو پارادایم بسنده می‌کنیم.

  1. شهروند دولت شهر اسلامی: تکلیف‌محوری، کمال‌جویی

محور دیگر چالش بین دو نظام، سیاسی، تلقی مختلفی است که در پارادایم از «فرد» و رابطه او با حکومت دارند. نظام سیاسی مطلوب و جهان شمول از منظر متفکران توسعه‌گرا، مبنی بر «فرد‌گرایی» است. فرد‌گرایی که به تعبیر لویی دومان موتور محرک ایدئولوژی‌های مدرن غرب است، به معنای محور قرار دادن فرد است. فرد‌گرایی، انسان را به جای خدا می‌نشاند و لذت‌محوری و تحصیل سود فردی را آخرین آرمان حکومت قرار می‌دهد. تونیس  با تقسیم جوامع به گزل شافت(اجتماع) و گماین‌ شافت(جامعه)، تعارض میان جامعه سنتی و مدرن را به تصویر می‌کشد. از دیدگاه او اجتماع بر اصالت جمع، روابط سنتی و نسبی و خویشاوندی و...، استوار است. در صورتی که جامعه، سود‌محور است و بر محور فرد‌گرایی شکل می‌گیرد. در جامعه انسان‌ها به دنبال به حداکثر رساندن سود خویش هستند و موتور محرکه این جوامع، سود‌جویی و التذاذ است. ماکس‌ وبر  جامعه را حاصل مدرنیسم دانسته و دولت مدرن را بر آن استوار می‌داند. از دیدگاه و بر تشکل‌های مدنی به ویژه احزاب سیاسی، ریشه در گماین شافت دارند چرا که فرد‌گرایی، ترجمان آزادی و برابری است و احزاب سیاسی، اجتماعی از انسان‌های هم سودند که داوطلبانه برای به حداکثر رساندن سود خود با هم اجتماع نموده‌اند.

 اما در جامعه‌ای که «اسلامیسم» بر آن استوار است، فرد، از اهمیت و احترام ویژه‌ای برخوردار بوده و خلیفه خدا در زمین به شمار می‌رود. فرد‌گرایی مثبت، مورد پذیرش است. حفظ حرمت و کرامت انسانی به عنوان یکی از مهم‌ترین وظایف دولت اسلامی است. افراد رابطه‌ای نظارتی بر حکومت دارند و تنها موضوع مقررات، دستورات نیستند و نظارت عمومی و همگانی به عنوان یکی از اصول مسلم و پذیرفته است و شهروندان نظام اسلامی موظفند به حسن اجرای امور نظارت داشته باشند. به بیان دیگر همان‌گونه که گابریل ‌آلموند می‌گوید فرهنگ مشارکت، در این جامعه نیز فرهنگ مشارکتی است نه تبعی؛ با این تفاوت که مشارکت در نظام دموکراسی غربی، برای به حداکثر رساندن سود شخصی است. در صورتی که در نظام اسلامی، مصالح جمعی بر مصالح فردی مقدم است. جامعه اسلامی برخلاف گزل شافت(اجتماع)، جامعه غیر ارادی مبتنی بر پیوندهای خونی و خویشاوندی و مانند آن نیست، بلکه مبتنی بر عقیده است و عقیده هم ریشه در اختیار و انتخاب انسان‌ها دارد. از سوی دیگر جامعه اسلامی، از اصول حاکم بر گماین شافت(جامعه) هم فاصله می‌گیرد و لذت‌محوری و سود‌جویی را محور فعالیت‌های بشری قرار نمی‌دهد. انسان از این منظر از منافع آنی و لذت‌های زود‌گذر فاصله می‌گیرد و نگاه به مصالحی برتر و بالاتر دارد. منافع هم‌نوعان و هم‌کیشان و دفاع از ارزش‌ها و آرمان‌های بالاتر از فرد، موتور محرک شهروند نظام اسلامی است. شهروند مسلمان در حصار تنگ سود و ضعف مادی نمی‌گنجد و به دور‌دست‌ها نگاه دارد. بنابراین نظام اسلامی چهره‌ای دیگر از فرد و شهروند را معرفی می‌کند که نه در گماین شافت و نه در گزل شافت نمی‌گنجد. چرا که چهره‌ای جدید از فرد و روابط اجتماعی است. فرد در عین اینکه در اوج عظمت و ارزش است و جانشین خدا بر زمین نامیده می‌شود، محور عالم وجود نیست و ارزش‌های برتر از او نیز وجود دارد. این فرد در مسیر این ارزش‌های عالی گام برمی‌دارد و هدف و جهت حرکت او بسیار فراتر از شهروند نظام سیاسی لیبرال است. این چهره و این‌گونه روابط اجتماعی به کلی فراموش نشده بود و انقلاب اسلامی با طرح پارادایم جدیدی تحت عنوان «اسلامیسم»، نه تنها شکل جدیدی از حکومت، بلکه چهره‌ای از شهروند را عرضه می‌نماید که مفهوم شهروندی در نظام مطلوب توسعه‌گرایان را به چالش می‌طلبد.

  1. آرمان شهر دینی: حکومت جهانی و شهروند فرا‌ملی

هر مکتب سیاسی، جامعه آرمانی و «اتویپا»ی خاص خود را مطرح می‌کند. نظام سیاسی توسعه‌یافته که نظام آرمانی توسعه‌گرایان است نظامی است که در آن خواست بیش‌ترین درصد مردم تأمین شود چرا که همان‌گونه که آلن‌تورن در کتاب دموکراسی چیست؟ می‌نویسد، دموکراسی واقعی عبارت است از تضمین بیش‌ترین درصد خواسته‌های مردم. مارکسیسم، جامعه آرمانی را حکومت طبقه پرولتاریا می‌داند و جامعه بی‌طبقه، فرجام و نمونه کامل جامعه معرفی شده توسط پایه‌گذاران مارکسیسم است. جامعه آرمانی اسلام، جامعه‌ای مبتنی بر عدالت است و عدالت به معنای بازگرداندن حقوق صاحبان حق به آن‌هاست. در این جامعه به جای حکومت اکثریت، یا طبقه پرولتاریا، مستضعفین وارث زمین می‌باشند و به حقوق از دست رفته خود خواهند رسید. نظام اسلامی آرمانی، نظامی است که در آن احکام و قوانین الهی بدون کم و کاست و نقص پیاده می‌شوند، و با توجه به رشد فرهنگی جامعه، مردم با رضایت خاطر به احکام الهی تن در‌می‌دهند. از ویژگی‌های نظام اسلامی آرمانی که توسط امام عصر(عج) تحقق پیدا خواهد کرد، این است که امنیت کامل بر زمین برقرار خواهد شد و همگان احساس امنیت و آرامش خواهند نمود. دموکراسی بر شهروند ملی استوار است و نظام دموکراسی آرمانی، نظامی است که در آن همه صحبت‌ها و تعلق‌های قومی، نژادی و مذهبی در مقابل پیوند به دولت رنگ می‌بازد و تنها یک تعلق پیوند همبستگی اجتماعی را تضمین می‌نماید و آن هم پیوند دولت ملی است.

 برتراند بدیع ، محقق و نویسنده ایرانی‌الاصل فرانسوی، در کنفرانسی پیوندهای مختلف موجود در یک جامعه را برمی‌شمرد و هرمی از پیوندهای مختلف (پیوند به گروه‌های مختلف، پیوند قوی، پیوند خویشاوندی، پیوند به خانواده، پیوند به دولت ملی) را برمی‌شمرد. از دیدگاه بدیع، پیوند به دولت در رأس هرم کلیه پیوندها قرار می‌گیرد و دیگر پیوندها باید در طول پیوند به دولت ملی باشد نه در عرض آن. در صورت به وجود آمدن تعارض میان این پیوندها، پیوند به دولت‌ستیزی گریز از مرکز، دولت ملی را به چالش خواهد طلبید. به بیانی دیگر، آرمان شهر دموکراسی غربی بر از بین رفتن کلیه پیوندها و تعلقات و وابستگی‌ها به دولت ملی استوار است. در صورتی که آرمان‌ شهر نظام اسلامی، مفهومی جدید از شهروندی را ارائه می‌کند. این آرمان شهر، قبل از آن‌که بر دولت ملی استوار باشد، بر جامعه‌ای از انسان‌های هم‌عقیده(امت) استوار است. نگاه شهروند آرمان شهر اسلامی، از مرزهای جغرافیایی فراتر می‌رود و به فراسوی مرزها نظر دارد. او شهروند یک جامعه جهانی است. شهروند جهانی که امروز در اندیشه‌های جهانی شدن(گولوبالیسم) مطرح است با تفاوت‌های بنیادین در آرمان شهر نظام سیاسی اسلام طراحی شده است. امروزه جهانی شدن در پارادیم توسعه‌گرا معنا می‌شود و به مفهوم حاکمیت لیبرالیسم بر جهان می‌باشد. جهانی شدن بر این بینش فرضی استوار است که نظام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی لیبرالیسم، جهان شمول است و دموکراسی لیبرال، اقتصاد بازار، سکولاریسم و فردگرایی سرنوشت محتوم جامعه است. جهانی شدن به این معنا باز تولید مفاهیم اساسی پارادایم توسعه‌گراست و به همسان ‌سازی فرهنگی و سیاسی نظر دارد و به حق برخی از اندیشمندان آن را «فئودالیسم‌نوین» «استعمار جدید» و «امپراتوری جدید آمریکا و غرب» نامیده‌اند. این در حالی است که آرمان شهر اسلامی بر اصل مهم و معروف و جعلناکم قبائل و شعوباً لعارفوا... بنا نهاده شده است و حکومت جهانی منافاتی با تنوع و تکثرهای قومی و قبیله‌ای و پلورالیسم فرهنگی ندارد. به بیان دیگر، حکومت جهانی بر مبنای وحدت در عین کثرت بنا شده است. احترام به سنت‌ها و آداب و رسوم جوامع مختلف تا آنجا که خلاف اصول مسلم دینی نباشد، سنتی است که اسلام از بدو پیدایش مروج آن بوده و حتی بسیاری از قوانین اسلامی، امضای سنت‌های موجود است.

 نیم‌نگاهی به راه و رسم و فرهنگ ملل مختلف اسلامی، این پلورالیسم و کثرت‌گرایی فرهنگی را به خوبی نشان می‌دهد و ملل مختلف، قوانین الهی را با سنن خویش هماهنگ یافتند. البته حدود الهی، ترک محرمات و انجام واجبات، وحدت فرهنگی و رفتاری را بر این کثرت و تنوع حاکم نموده است. از همین‌جا می‌توان به خوبی دریافت که گولوبالیسم(جهانی شدن) به تدریج جنبه‌ای استعمار‌گونه به خود و به نوع جدیدی از جهان‌گشایی تبدیل شده است. در صورتی که حکومت جهانی و آرمانی اسلام، بر احترام به فرهنگ‌های مختلف و پذیرش تنوع آن‌ها استوار است.

  1. تحرک سیاسی: وظیفه‌محوری، معنویت‌خواهی

یکی از مؤلفه‌های هر پارادایم سیاسی، به تحرک و نقش بازیگران و عوامل اجتماعی مربوط می‌شود. هر پارادیم به حسب برداشتی که از تحرک سیاسی دارد، گفتمان خاص خود را برای مشارکت، اقدام، مبارزه‌ و ستیز سیاسی داراست. از نگاه مارکسیستی، مبارزه و تحرک سیاسی، ریشه در تضادهای طبقاتی دارد و خودآگاهی طبقاتی، شرط لازم آن است. موتور محرکه تاریخ از دیدگاه مارکسیست‌ها، تضاد و تعارض‌های طبقاتی است. از این دیدگاه هر نظامی (برده‌داری، فئودالی، کاپیتالیستی، سوسیالیستی) حاوی یک تضاد درونی است و این تضاد بین دو طبقه حاکم و محکوم شکل می‌گیرد و به تدریج اوج گرفته و سرانجام منجر به تحرک اجتماعی شده و نظام را دستخوش تغییر دگرگونی انقلابی خواهد نمود. مارکس در تحلیل تضادهای موجود در بطن نظام کاپیتالیستی، این تضاد را در میان طبقه بورژوا و پرولتاریا ترسیم می‌کند و معتقد است تضادهای دیگر به تدریج رنگ می‌بازد و این تضاد اصلی به اوج خود خواهد رسید و طبقه عظیم کارگر، علیه طبقات اندک کاپیتالیست خواهد شورید و با یک انقلاب کارگری، نظام سرمایه‌داری به پایان خواهد رسید. نظام بدون تضاد، نظامی است که در آن مالکیت خصوصی از بین رفته و پرزولتاریا به قدرت رسیده است.

 در پارادایم توسعه‌گرا و در چارچوب دموکراسی لیبرال، تحرک سیاسی بر مبنای به حداکثر رساندن منفعت می‌باشد. تحلیل عقلانی(راسیونال) که از اندیشه‌های ماکس وبر الهام گرفته شده است، سود و زیان مادی را بر مبنای اقدام و تحرک سیاسی قرار می‌دهد. از این دیدگاه، افراد درصدد به حداکثر رساندن سود خود می‌باشند و در صورتی اقدام به تحرک سیاسی خواهند نمود که در محاسبه‌ی عقلانی خود، به این نتیجه رسیده باشند که سود اقدامشان بیش از هزینه‌ای است که می‌پردازند. آنتونی ‌دانفر در سال 1957، در کتاب «تحلیلی اقتصادی از دموکراسی»پارادایم اقتصاد‌محوری را برای رفتار سیاسی به وضوح تشریح نمود. از این دیدگاه، اقدام سیاسی، مبارزه، شرکت در اعتصاب، حضور در راهپیمایی، اقدامات انقلابی، رأی‌دهی و...، با عقلانیت اقتصادی و ابزاری قابل ارزیابی است و شرکت در یک اقدام، به معنای تصور کنش‌گر از سود بیشتر آن است. اوفرله، ائلسون، سیلر، و بسیاری دیگر از محققان جامعه‌شناسی سیاسی، با چنین رویکردی می‌کوشند تحرک سیاسی را تفسیر و تبیین و رفتار سیاسی را تحلیل نمایند. در چنین پارادایمی، گفتمان کاملاً اقتصادی شکل می‌گیرد و کلید واژه‌های این گفتمان را مفاهیمی نظیر عرضه، تقاضا، مشتری، خرید، سود، زیان، هزینه و...، آن تشکیل می‌دهد. پارادیم «اسلام سیاسی» مبنایی کاملاً متفاوت برای تحرک سیاسی معرفی می‌کند. این مبنا در طول انقلاب اسلامی در ادبیات سیاسی امام خمینی(ره) به خوبی نمایان است. در این پارادیم، مبارزه، مشارکت سیاسی، رأی‌دهی و... با تضاد طبقاتی و عقلانیت اقتصادی و ابزاری قابل تحلیل نمی‌باشد. کنش‌گر نظام اسلامی، تکلیف محور است و حق‌مدار، نه سود‌جو و اقتصاد‌محور. مبارزه با «نظام سلطه» و تلاش برای حاکمیت حق، یک تکلیف الهی است و برخلاف پارادایم اقتصاد‌محور، سود و منفعت مادی به هیچ‌وجه نمی‌تواند توجیه‌کننده کنش یا اقدام باشد. «انجام تکلیف الهی»، «جلب رضایت خدا» و «دفاع از ارزش‌های الهی» برخی از واژگانی هستند که بسیج توده‌ها را در قبل و بعد از انقلاب اسلامی به همراه داشت. از منظر امام خمینی(ره)، بازیگران نظام اسلامی، مأمور به نتیجه نیستند و به دنبال انجام تکلیف می‌باشند. چنین منطقی نه با نگرش تضاد طبقاتی قابل فهم است و نه در پارادایم اقتصاد‌محور قابل تحلیل می‌باشد. این گفتمان تنها در پارادایم اسلام سیاسی قابل فهم است؛ چرا که هر انقلابی مبتنی بر یک پارادایم است و هر پارادایمی گفتمان خاص خود را به همراه دارد و پارادایم اسلام سیاسی و دموکراسی لیبرال، دو پارادایم کاملاً متفاوتند و هر یک، گفتمان خاص خود را دارند، گفتمانی که تنها در پارادایم خود قابل فهم است.

 

 1.2 زنده و پویا

1.2.1 بیانات مقام معظم رهبری در خصوص زنده و پویا بودن انقلاب اسلامی

1.2.1.1 مردمسالاری دینی

یکی از چیزهایی که از اول انقلاب از طرف دشمنان شروع شد، همین بود که رواج سکه‌ی انقلاب را در دنیا انکار کنند؛ بگویند انقلاب منزوی است و کسی آن را قبول ندارد. الان هم همان حرفهایی را می‌زنند که بیست سال پیش می‌گفتند. آن روز دروغ بود، امروز هم دروغ است. مفاهیم انقلاب در دنیا زنده است. آنچه را که ما به آن معتقدیم - مردم‌سالاری دینی، خضوع در مقابل دین حق و ارزشهای دینی و اخلاقی، نفرت و معارضه با قدرتهای زورگو، قائل بودن حق برای همه‌ی انسانها و انسانیت - مفاهیمی است که همه‌ی ملتها آنها را قبول دارند؛ می‌پسندند و می‌پذیرند. البته تبلیغات دشمنان، قوی است. من بارها گفته‌ام: امروز زر و زور و تزویر با هم در اختیار استکبار است و تزویرشان به وسیله‌ی همین بوقهای تبلیغاتی است.

1.2.1.2 پاسداری از انقلاب

انقلاب، زنده و پویاست. پاسدار انقلاب، پاسدار چنین موجود زنده و پویا و متحرک و پیشرونده‌ای است. اگر این نبود، تا کنون انقلاب اسلامی و نظام اسلامی باید ده کفن پوسانده باشد. اما موجود زنده را نمی‌شود دفن کرد و از تحرک باز داشت؛ زنده است و زنده خواهد ماند. ملت ما هم این مفاهیم را قبول دارد؛ زبدگان بی‌نظر و منصف هم این مفاهیم را قبول دارند. با این خصوصیات، این انقلاب و این نظام، قدرت ایستادگی دارد؛ این را دشمنان ما هم فهمیده‌اند. تنها امیدی که آنها دارند، این است که این مفاهیم و این مبانی در دل مردم و پیش از آنها در دل مسؤولان دچار تردید و وسوسه شود. سعی می‌کنند در دل کسانی که دستی در گوشه‌ای از گوشه‌های این نظام دارند، این وسوسه‌ها و تردیدها را ایجاد کنند. تردید، صفت بسیار بد و عنصر خطرناکی است. این تردید را با استدلال القاء نمی‌کنند؛ استدلالی وجود ندارد. امروز نظامی که مدعی رهبری دنیاست - که در رأسش هم امریکاست - جز ظلم، خونریزی، خشونتهای بی‌نظیر، تضییع حقوق و تبعیض، چیز دیگری از خود نشان نمی‌دهد و نمی‌تواند اطمینانی در دل کسی به وجود آورد؛ بنابراین استدلالی ندارند. با تبلیغات، با خریدن اشخاص و با شیرین کردن دهن این و آن، سعی می‌کنند در درون کالبد نظام اسلامی اختلال ایجاد کنند. باید مراقب این بود. نه تنها شما، بلکه همه‌ی ما باید مراقب این خطر باشیم. هر کس در درجه‌ی اول باید مراقب دل خود و سپس مراقب دل مجموعه و مرتبطان به خود باشد. دلهای سرشار از ایمان و معرفت و روشن‌بینی، هرگز مغلوب و مرعوب نمی‌شوند. برای مرعوب شدن، مغلوب شدن، تسلیم‌شدن و وادادگی، اول باید در دلها تردید ایجاد کرد. این تردیدها همیشه از راه مغز وارد نمی‌شود؛ گاهی از راه جسم هم وارد می‌شود.خواسته‌ها و هوسهای جسمانی، میل به پول - که در بخشی از دعای صحیفه‌ی سجادیه؛ همان دعایی که در ایام جبهه، خیلی از جوانان ما آن را می‌خواندند: «و حصن ثغور المسلمین»، آمده است که فکر مال فتون (مال فتنه‌انگیز) را از دل آنها ببر - مال فتنه‌انگیز، جاه‌طلبی، مقام‌طلبی، راحت‌طلبی، عیش‌طلبی و تجمل‌طلبی چیزهایی است که تردید را از طریق جسم و شهوات، وارد دل و مغز انسان می‌کند. مراقب اینها باشید.                                                       

1.2.1.3 خواسته‌ها و هوس­های جسمانی عامل تردیدافکنی در دل انسان/صحیفه سجادیه دعای ۲۷

[انقلاب، زنده و پویاست ، تنها امید دشمن این است که مفاهیم و مبانی انقلاب را در دل مردم و پیش از آنها در دل مسؤولان دچار تردید کنند] تردید، صفت بسیار بد و عنصر خطرناکی است. این تردید را با استدلال القاء نمی‌کنند؛ استدلالی وجود ندارد. امروز نظامی که مدّعیِ رهبری دنیاست - که در رأسش هم امریکاست - جز ظلم، خونریزی، خشونتهای بی‌نظیر، تضییع حقوق و تبعیض، چیز دیگری از خود نشان نمی‌دهد و نمی‌تواند اطمینانی در دل کسی به وجود آورد؛ بنابراین استدلالی ندارند. با تبلیغات، با خریدن اشخاص و با شیرین کردن دهن این و آن، سعی می‌کنند در درون کالبد نظام اسلامی اختلال ایجاد کنند. باید مراقب این بود. نه تنها شما، بلکه همه‌ی ما باید مراقب این خطر باشیم. هر کس در درجه‌ی اوّل باید مراقب دل خود و سپس مراقب دل مجموعه و مرتبطانِ به خود باشد. دلهای سرشار از ایمان و معرفت و روشن‌بینی، هرگز مغلوب و مرعوب نمی‌شوند. برای مرعوب شدن، مغلوب شدن، تسلیم‌شدن و وادادگی، اوّل باید در دلها تردید ایجاد کرد. این تردیدها همیشه از راه مغز وارد نمی‌شود؛ گاهی از راه جسم هم وارد می‌شود.خواسته‌ها و هوسهای جسمانی، میل به پول - که در بخشی از دعای صحیفه‌ی سجادیه؛ همان دعایی که در ایّام جبهه، خیلی از جوانان ما آن را می‌خواندند: «و حصّن ثغور المسلمین» آمده است که فکر مالِ فتون (مال فتنه‌انگیز) را از دل آنها ببر (۱)، مالِ فتنه‌انگیز، جاه‌طلبی، مقام‌طلبی، راحت‌طلبی، عیش‌طلبی و تجمّل‌طلبی چیزهایی است که تردید را از طریق جسم و شهوات، وارد دل و مغز انسان می‌کند. مراقب اینها باشید.

1.2.1.4 تاثیر انقلاب اسلامی بر انقلاب کشور آفریقای جنوبی

در جاهایی مثل افغانستان، مناطق مسلمان‌نشین اروپا و جاهای دیگر، مردم دیدند که یک قدرت مستکبر و زورگو، به بهانه‌ای وارد کشوری می‌شود و هر کاری دلش می‌خواهد، می‌کند. مردم احساس می‌کنند مکتب و انقلابی که پیام معارضه و مهار کردن چنین قدرتهایی را دارد، بحقّ است و آن اسلام است و حامل آن، جمهوری اسلامی است.   
مردم در آفریقای جنوبی از تبعیض نژادی رنج می‌بردند. همان روزها بااینکه هنوز حکومت تبعیض نژادی بر سر کار بود، روشن‌فکران آفریقای جنوبی نسبت به امام و مبارزانِ اینجا اظهار ارادت می‌کردند و در مقابل این‌ها تعظیم می‌نمودند. همین کسی که بعداً از زندان آزاد و رئیس‌جمهور آنجا شد، آن موقع در زندان بود. بنده برای دیداری به زیمبابوه رفته بودم؛ او از داخل زندان به من پیغام داد که سلام مرا به امام برسانید. بعد هم با همان روشی که این‌ها از امام خمینی یاد گرفته بودند، وارد میدان شدند و توانستند حکومت را از دست فعّالان و حکومت تبعیض نژادی بگیرند و قبضه کنند. کشور همسایه‌ی آن‌ها و بسیاری از جاهای دیگر دنیا هم همین‌طور عمل کردند. بنابراین انقلاب زنده است.

1.2.1.5 زنده بودن مفاهیم انقلاب در دنیا

یكی از چیزهایی كه از اوّل انقلاب از طرف دشمنان شروع شد، همین بود كه رواج سكّه انقلاب را در دنیا انكار كنند؛ بگویند انقلاب منزوی است و كسی آن را قبول ندارد. الان هم همان حرفهایی را می‌زنند كه بیست سال پیش می‌گفتند. آن روز دروغ بود، امروز هم دروغ است. مفاهیم انقلاب در دنیا زنده است.

1.2.1.6 زر زور تزویر استکبار برای انکار رواج سکه انقلاب

یکی از چیزهایی که از اوّل انقلاب از طرف دشمنان شروع شد، همین بود که رواج سکّه انقلاب را در دنیا انکار کنند؛ بگویند انقلاب منزوی است و کسی آن را قبول ندارد. الان هم همان حرفهایی را میزنند که بیست سال پیش می گفتند. آن روز دروغ بود، امروز هم دروغ است. مفاهیم انقلاب در دنیا زنده است. آنچه را که ما به آن معتقدیم - مردم‌سالاری دینی، خضوع در مقابل دین حق و ارزشهای دینی و اخلاقی، نفرت و معارضه با قدرتهای زورگو، قائل بودن حق برای همه انسانها و انسانیت - مفاهیمی است که همه ملتها آنها را قبول دارند؛ می پسندند و می پذیرند. البته تبلیغات دشمنان، قوی است. من بارها گفته‌ام: امروز زر و زور و تزویر با هم در اختیار استکبار است و تزویرشان به وسیله همین بوقهای تبلیغاتی است.

24/06/1381

بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان سپاه

 

1.2.1.7 انقلاب اسلامی، زنده، پویا و پیش رونده

نشریه اکونومیست متعلق به جناح نئولیبرال انگلیس در شماره اخیر خود در پرونده ای با عنوان «انقلاب به پایان رسیده است» با استناد به یک سری گزاره های نامعتبر در زمینه های فرهنگی و اجتماعی نتیجه گرفته است که انقلاب اسلامی به پایان خود رسیده و حالا دیگر در این شرایط می توان با جمهوری اسلامی به عنوان یک بازیگر متعارف در چارچوب مناسبات یک سویه جهانی به مذاکره نشست و نتیجه گرفت. فارغ از انگیزه های نگارش مطالب پرونده فوق - که به نظر می رسد مهمترین آن، اثرگذاری در ادراک و برداشت مخاطب هدف است - مطالعه آن سؤالاتی را ایجاد می کند. یکی از سؤالات اساسی این است که آیا گزاره های مورد اشاره نشریه فوق در مورد پایان گرایش به دین و تسلط مدرنیته در جامعه ایران، گزاره هایی مطابق واقع و مویّد مقصود تهیه کنندگان پرونده فوق هستند؟

1.2.1.8 انقلاب اسلامی و تهدید هستی شناختی غرب

انقلاب اسلامی به عنوان تنها انقلاب دینی دوران معاصر، واجد ویژگی هایی منحصر به فرد است و همین خصیصه های استثنایی آن تحیر بسیاری از متفکران و اندیشمندان جهان و به خصوص غرب را برانگیخته است. انقلاب اسلامی در مقطعی از تاریخ به وقوع پیوست که اندیشه لیبرال سرمایه داری با شکست دادن و به حاشیه راندن رقبای هم پارادیم خود در دل مدرنیته همچون نازیسم، فاشیسم و در رقابتی نفس گیر با ایدئولوژی مارکسیسم خود را برای سروری و فرمانروایی مطلق بر جهان آماده می کرد. انقلاب اسلامی در چنین شرایطی با به چالش کشیدن اندیشه مادی و ضد دینی غرب پا به عرصه نهاد و به عنوان تنها انقلاب دینی بر پایه دعوت انسان ها به راه انبیاء  و پیروی از آموزه های الهی آنان بنا نهاده شد.          
ماهیت دینی انقلاب اسلامی مهمترین علت دشمنی های گسترده غرب با آن طی سال های پس از پیروزی است. نظام سرمایه داری غرب که حالا با از میدان به در کردن ایدئولوژی مارکسیسم در قامت ایدئولوژی تمامیت خواه لیبرالیسم خود را حاکم مطلق العنان جهان دیده و با تفرعنی مستانه برای تاریخ نسخه پیچیده و سخن از پایان آن می گفت[1]، حال با رقیبی تازه نفس و قدرتمند مواجه می گشت که ماهیتش متفاوت از رقبای پیشین بود و افق دیدش و آرمان بلندش بزرگترین تهدید هستی شناختی[2] را برای نظام سلطه به وجود آورده و زنگ خطر را برای آن به صدا درآورد. زنگ خطری که سبب انواع دشمنی و خصومت با آن گشته و تمام تلاش غرب را برای از بین بردن آن متمرکز نمود.

   1.2.1.9 انقلاب اسلامی و بسط و تعمیق دینداری در جامعه

به نظر می رسد که گذشت چهار دهه از عمر انقلاب اسلامی و حرکت بالنده و پیش رونده آن و ناکامی و ناتوانی نظام سلطه از طراحی ها، فشارها و توطئه ها علیه آن در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی، آنان را دچار نوعی سردرگمی در تحلیل کرده است، به گونه ای که با مشاهده وضعیت کنونی جامعه ایران دچار سوء فهم در تحلیل می شوند.          
مطالب منتشره در پرونده مورد اشاره نشریه اکونومیست جدیدترین نمونه این واقعیت است. نویسنده مطلب فوق به زعم خود با اشاره به تغییراتی در بطن جامعه ایران در کنار تعدادی گزاره استنباطی نادرست نتیجه گرفته است که جامعه ایران تغییر کرده و از آرمان های انقلابی اش فاصله گرفته است. تحلیلی که تحت تأثیر نگاه لیبرالیستی نظریه پردازانی چون 'کرین برینتون' و 'هانا آرنت' در مورد فرجام انقلاب ها قرار دارد و سرنوشت انقلاب ها را قرار گرفتن در عصر ترمیدور یا عبور از آرمان ها و بازگشت به وضعیت پیشا انقلابی می داند. این نظریه پردازان متأثر از نگاه ایدئولوژیک لیبرال سرمایه داری با نگاهی منفی به انقلاب، آن را بی فایده دانسته و اصلاحات لیبرالیستی را به عنوان نسخه بدیل تجویز می کنند.          

نشریه اکونومیست در این پرونده تلاش می کند تا با ارائه شواهدی از وضعیت جامعه ایران، نشانه هایی از قرار گرفتن انقلاب ایران در عصر ترمیدور را برشماری کند. یکی از تلاش ها ارائه نشانه هایی مبنی بر کمرنگ شدن دینداری در جامعه ایران است. در پرونده فوق برخی شواهد این ادعا به این شکل بیان می شود:                                 
« زمان زیادی [35 سال] از آخرین مرتبه‌ای که یک مقام ارشد آمریکایی از ایران دیدار کرده است گذشته. ایران تغییر کرده است. آتش انقلاب در ایران رو به خاموشی و زوال است ... جامعه سنت مذهبی که آخوندها در پی آن بودند با مرور زمان کمرنگ شده است؛ مساجد شروع به خالی شدن کرده‌اند، صدای مؤذن کمتر به گوش می‌رسد چون مردم از مزاحمت ایجاد کردن این صدا شکایت می‌کنند. در قم پایتخت مذهبی ایران، مدارس علوم دینی جای خود را به بازارچه‌ها داده‌اند».   
صحت تک تک گزاره های طرح شده فوق برای هر شخصی که آشنایی مختصری با جامعه ایران دارد زیر سؤال است. تعداد بالای مدارس دینی در شهر قم و سایر شهرها در کنار آمار قابل توجه طلاب علوم دینی خلاف واقع بودن بخشی از ادعای بالا را نشان می دهد. دور بودن این ادعا از واقعیت زمانی خود را بیشتر نشان می دهد که هم اکنون تعداد زیادی دانشجو در سطح دانشگاه ها وجود دارند که در کنار تحصیل دروس دانشگاهی همزمان دروس حوزوی هم می خوانند.          
نکته اساسی مستتر در تصویرسازی هفته نامه فوق از جامعه ایران این است که تهیه کنندگان مطلب فوق با ارائه تصویری جهت دار و نادرست از برخی مراکز مذهبی مانند مسجد و مدارس علوم دینی نتیجه گیری نموده اند که جامعه ایران از دینداری فاصله گرفته و از آرمان های خود دست شسته و یک جامعه کاملاً مدرن و غرب گرا گردیده است و در نتیجه ایران امروز دیگر آن ایران سابق با آرمان های بلند انقلابی اش نیست و انقلاب اسلامی به پایان رسیده است. کشوری که می توان با آن همانند سایر کشورهای تحت سلطه کنار آمد و موضوع هسته ای را هم حل کرد!                           
مغالطه موجود در استدلال  فوق به وضوح روشن است با این حال ذکر این نکته ضروری است که استنباط درباره کاهش یا افزایش دینداری در جامعه صرفاً با چند گزاره محدود و نادرست امکان پذیر نیست و نیازمند مطالعه عمیق و گسترده است. این در حالی است که نتایج بسیاری از پژوهش های انجام گرفته در مورد ایران، نشان می دهد که دینداری به هیچ وجه در جامعه کاهش پیدا نکرده و حتی نتایج برخی پژوهش ها نشان می دهد که دینداری در برخی شاخص ها افزایش هم داشته است.                                                                                                                       
در این باره نتایج حاصله از پژوهش یکی از محققان نشان می دهد که یافته‏ های تحقیقات علمی، اعتبار نظریات «بحران دین‏داری» و «افول دین‏داری» در نسل جدید ایران را زیر سؤال می‏برد و بسیاری از آنچه تاکنون راجع به دین‏داری جوانان و مردم و نگرانی‏های مربوط به آن گفته می شود فراتر از مرز ادراکات حاصل از زندگی(Common Sense) یا مشاهدات و شنیده ‏های شخصی نیست. بسیاری از داعیه‏ ها و اظهارنظرهای مربوط به ضعف و افول دین‏داری مردم و به ویژه نسل جدید، بیش از آن که مبتنی بر پژوهش‏هایی روش ‏شناختی باشد، بیان تصورات و توقعات گویندگان است و البته شواهدی نیز به صورت گزینشی و همسو با ادعاها و نادیده گرفتن سایر موارد مشاهده‏ای ارائه می ‏شود.                             
فارغ از نتایج پژوهش های علمی مورد اشاره که بطلان پندارکاهش دینداری در جامعه را نشان می دهد، رونق گرفتن بسیاری از آیین ها و مراسمات مذهبی به خصوص در شکل جمعی آن که سابقاً توجه کمتری به آن ها می شد نشان از افزایش توجه به دین و دین گرایی در سطح جامعه است که برای نمونه می توان به موارد زیر اشاره نمود:
-گسترش روزافزون مراسم اعتکاف به گونه ای که امکانات موجود پاسخگوی متقاضیان شرکت در این مراسم نیست و این در حالی است که حدوداً دو دهه پیش این مراسم کاملاً بی رونق بود.                              
- عزاداری های گسترده تر و پرشورتر عموم مردم در ماه محرم                                   
- شرکت گسترده و روزافزون در مراسم هایی همچون دعای عرفه و توجه به مناسبت هایی چون لیله الرغائب
-خیل عظیم متقاضیان حج به گونه ای که ظرفیت موجود جوابگو نبوده و بسیاری از افراد سال ها در لیست انتظار می مانند.                                                                                                                       
- آمار بالا و روزافزون سفرهای زیارتی به اماکن مقدس از جمله مشهد مقدس، مسجد جمکران و عتبات عالیات

 

1.2.1.10 بازتولید مستمر انقلاب اسلامی مبتنی بر الگوی 'امام- امت' و الگوی 'مقاومت'         

برخلاف نگاه سوگیرانه محافل غربی نسبت به سرنوشت انقلاب اسلامی، دقت در تاریخ پر فراز و نشیب پس از انقلاب نشان دهنده پیش روندگی و پویایی مستمر آن است که نشانه های آن را در صحنه های مختلف می توان دید. حضور پرشور مردم در مناسبت های مختلف انقلابی مثل بزرگداشت سالانه 22 بهمن و خلق شگفتی هایی مثل حماسه 9 دی گواه این پویایی است. در واقع حضور همیشگی و گسترده مردم در عرصه های مختلف، بازتولید مستمر انقلاب اسلامی و جوان شدن و تازه شدن آن را نشان می دهد.                                                                                                    
راز این زنده بودن و پویایی در انقلاب را می توان در الگوی امام- امت جستجو نمود. الگویی که مبتنی بر نظریه ولایت فقیه بوده و ریشه در اندیشه اعتقادی اسلام شیعی دارد. در این الگو مردم دین باور و مؤمن با پیمودن راهی که امام امت به آن هدایت می کند، برای تحقق سعادت دنیوی و اخروی طی مسیر می کنند.                               
برخلاف تحلیل های برخی از محافل و رسانه های غربی انقلاب اسلامی روندی رو به جلو داشته و مسیری پیش رونده را می پیماید و علی رغم ایجاد مشکلاتی توسط نظام سلطه در حوزه های مختلف کشور مانند حوزه اقتصادی، انقلاب همچنان با قدرت در عرصه داخلی و خارجی به پیش می رود و موانع را به کنار می زند. انقلاب اسلامی در عرصه داخلی با بهره گیری از الگوی 'امام- امت' تهدیدات را به فرصت بدل کرده و با بهره گیری از رویش های جدید به پیش می رود و در عرصه خارجی و بین المللی با گفتمان سازی و ارائه الگوی موفق 'مقاومت'.                                             
نکته ای که در تحلیل های جهت دار رسانه های غربی به کرّات می توان دید تغافل درمورد ابعاد مختلف پیش رونده انقلاب چه در بعد داخلی و چه در بعد خارجی است. این رسانه ها معمولاً با برجسته سازی و اغراق در مورد برخی کاستی ها و نگاه جزئی به برخی مسائل از ابعاد کلان و پیشرو انقلاب اسلامی چشم پوشی کرده و آرزوهایشان را در مورد از بین رفتن آن فریاد می زنند.                                                                                                           
برنامه ریزی های فکری و سیاسی صورت گرفته در داخل و خارج کشور طی سال های گذشته با هدف خدشه وارد کردن به الگوی امام- امت و چنگ زدن به جایگاه ولایت فقیه و تضعیف آن،  برای بی اثر کردن و یا کند کردن بالندگی و پیش روندگی انقلاب در بعد داخلی قابل تحلیل است. همچنین تلاش و سرمایه گذاری برای ساختن بدیل های مضحک و کاریکاتوری از انقلاب اسلامی در قالب گروه های تکفیری در نسخه های مختلف آن با هدف به حاشیه راندن، ضربه زدن و از کار انداختن الگوی 'مقاومت' به عنوان  عنصر پیش برنده خارجی انقلاب اسلامی  قابل ارزیابی است.   
جدای از توضیحات داده شده، ذکر این سؤال هم قابل تأمل است که اگر به زعم برخی محافل غربی، انقلاب اسلامی تمام شده است پس راز دشمنی روزافزون نظام سلطه با انقلاب اسلامی چیست؟

    

1.3 ولایتمداری

1.3.1 بیانات مقام معظم رهبری در خصوص ولایت فقیه و رهبری

آنچه در زیر می‌آید، درس 'چهارم' از جلد اول «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.

  1.  معنای ولایت فقیه

ولایت فقیه یعنی حکومت فقیه عادل و دین شناس.

توجه :

  • ولایت فقیه در رهبری جامعه‌ی اسلامی و اداره‌ی امور اجتماعی ملت اسلامی در هر عصر و زمان از ارکان مذهب حقه‌ی اثنی عشری است که ریشه در اصل امامت دارد.
  • عـدم اعتقاد به ولایت فقیه، اعم از این که بر اثـر اجتهاد باشـد یا تقلیـد، در عصر غیبت حضرت حجت(عج) موجب ارتداد و خروج از دین اسلام نمی‌شود، و اگر کسی به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن رسیده باشد معذور است، ولی ترویج اختلاف و تفرقه بین مسلمانان برای او جایز نیست.
  1.  ضرورت ولایت فقیه

از آن جا که دین حنیف اسلام که آخرین دین آسمانی است و تا روز قیامت استمرار دارد و دین حکومت و اداره‌ی امور جامعه است، لذا همه‌ی طبقات جامعه‌ی اسلامی ناگزیر از داشتن ولی امر و حاکم و رهبر هستند تا امت اسلامی را از شر دشمنان اسلام و مسلمین حفظ نماید، و از نظام جامعه‌ی اسلامی پاسداری نموده و عدالت را در آن بر قرار و از ظلم و تعدی قوی بر ضعیف جلوگیری نماید، و وسایل پیشرفت و شکوفایی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را تأمین کند.

توجه:

  • ولایت فقیه، حکم شرعی تعبدی است که مورد تأیید عقل نیز می‌باشد، و در تعیین مصداق آن روش عقلایی وجود دارد که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بیان شده است.
  1.  قلمرو ولایت فقیه

1-3 اوامر ولایی ولی فقیه

همه‌ی مسلمانان باید از اوامر ولایی و دستورات حکومتی ولی فقیه اطاعت نموده و تسلیم امر و نهی او باشند. این حکم شامل فقهای عظام هم می‌شود چه رسد به مقلدین آنان.

توجه:

  • برای هیچ کسی جایز نیست که با متصدی امور ولایت به این بهانه که خودش شایسته تر است، مخالفت نماید. این در صورتی است که متصدی منصب ولایت از راههای قانونی شناخته شده به مقام ولایت رسیده باشد.

2-3  احکام ولایی ولی فقیه

احکام ولایی و انتصابات صادره از طرف ولی امر مسلمین اگر هنگام صدور، موقت نباشد، همچنان استمرار دارد و نافذ خواهد بود، مگر این که ولی امر جدید مصلحتی در نقض آنها ببیند و آنها را نقض کند.

3-3  اجرای حدود

اجرای حدود (مثل حد زنا و سرقت) در زمان غیبت هم واجب است، و ولایت بر آن اختصاص به ولی امر مسلمین دارد.

4-3 مقدم بودن اختیارات ولی فقیه بر اختیارات آحاد امت

تصمیمات و اختیارات ولی فقیه در مواردی که مربوط به مصالح عمومی اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار آحاد مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد امت، مقدم و حاکم است.

5-3 اداره‌ی رسانه‌های گروهی

اداره‌ی رسانه‌های گروهی باید تحت امر و اشراف ولی امر مسلمین باشد و در جهت خدمت به اسلام و مسلمین و نشر معارف ارزشمند الهی به کار گمارده شود، و نیز در جهت پیشرفت فکری جامعه‌ی اسلامی و حل مشکلات آن و اتحاد مسلمانان و گسترش اخوت و برادری در میان مسلمین و امثال این گونه امــور از آن استفاده می‌شود.

 

سه نکته در ارتباط با قلمرو ولایت فقیه

  • اطاعت از دستورات نماینده‌ی ولی فقیه: نماینده‌ی ولی فقیه در صورتی که دستورات خود را بر اساس قلمرو صلاحیت و اختیاراتی که از طرف ولی فقیه به او واگذار شده است صادر کرده باشد مخالفت با آنها جایز نیست.
  • ولایت اداری: در مفاهیم اسلامی چیزی به عنوان ولایت اداری (به معنای لزوم اطاعت از دستورات مقام بالاتر بدون حق اعتراض) وجود ندارد، ولی مخالفت با اوامر اداری که بر اساس ضوابط و مقررات قانونی اداری صادر شده باشد جایز نیست.
  • ولایت تکوینی: ولی فقیه، ولایت تکوینی ندارد. این امر اختصاص به معصومین(ع) دارد.
  1.  اختلاف نظر ولی فقیه با نظر مرجع تقلید

در مواردی که نظر ولی فقیه با نظر مرجع تقلید مختلف است، اگر این اختلاف، در مسایل مربوط به اداره‌ی کشور و اموری که به عموم مسلمانان ارتباط دارد باشد، مثل دفاع از اسلام و مسلمین بر ضد کفار و مستکبران متجاوز، باید نظر ولی امر مسلمین اطاعت شود و اگر در مسایل فردی محض باشد، هر مکلفی باید از فتوای مرجع تقلیدش پیروی نماید.

 

1.3.2 شاخص ولایتمداری در نظام اسلامی

مقدمه

پیشرفت از جمله آرمان‌های جوامع در طول تاریخ بوده است. در ادیان الهی نیز همواره ویژگی‌ها و مختصات جامعه پیشرفته و آرمانی، که منطبق با فطرت بشر و ملاحظه مصالح واقعی مادی و معنوی است، مد نظر بوده است. تفاوت مدینة فاضله مطرح شده در ادیان الهی، در مقایسه با اندیشه‌های بشری اولاً، در انطباق آن با واقعیت است و ثانیاً، مدینه فاضله دینی قابل دستیابی است، اما مدینه فاضله در اندیشه بشری، مثل مدینه فاضله افلاطونی به قدری انتزاعی است که هیچ‌گاه قابل تحقق و عینیت خارجی نیست.

پیشرفت به مثابه یکی از اهداف مهم دولت‌های معاصر در غرب، تحت عنوان مقولة توسعه در سال 1945 مطرح گردید و تلاش شد تا به گفتمانی مسلط در جهان معاصر تبدیل شود. منازعه کلیسا و دولت مبنی بر اینکه آیا شهروندان بایستی نسبت به کدام یک از ارباب کلیسا یا دولت ولایت‌پذیری داشته باشند، در نهایتا با سیطره سکولاریسم به سود دولت‌ها خاتمه یافت. بر این اساس، مردم بر مبنای قرارداد اجتماعی التزام عملی به دولت‌ها داشته و کلیسا از ساحت سیاسی و اجتماعی طرد ‌شد.

ولایتمداری در نظام سیاسی اسلام، یکی از عوامل اساسی ارتقای سطح پیشرفت قلمداد می‌شود. ولایتمداری یا التزام عملی به احکام، دستورات و رهنمودهای حاکم اسلامی یا رهبری را می‌توان در ابعاد نظام اسلامی، یعنی رفتار کارگزاران، شهروندان، ساختار و حتی رهبری جامعه جست‌وجو کرد. در این چارچوب، پرسش اصلی پژوهش حاضر عبارت است از: اینکه مؤلفه‌ها و نماگرهای اساسی ولایتمداری کدام‌اند؟ و پرسش‌های فرعی آن را با توجه به مؤلفه‌های مورد نظر، می‌توان در 4 پرسش ذیل خلاصه کرد:

آموزه حاکمیتی و مشروعیت در اندیشه اسلامی چه قلمروی برای ولایتمداری تعریف می‌کند. آیا در این آموزه، ولایتمداری تجویز شده است؟ مؤلفه‌ها و نماگرهای این امر کدام‌اند؟

رهبری در نظام سیاسی اسلام، به عنوان اسوه و الگو تا چه میزان نسبت به ولایتمداری اهتمام دارد؟ و نماگرهایی که نشانگر ولایتمداری رهبری در عصر غیبت است، کدام‌اند؟

ظرفیت ساختار نظام سیاسی اسلام مبنی بر عینیت یافتن ولایتمداری کدام است و در مقام مقایسه با سایر مدل‌های سیاسی، به‌ویژه لیبرال دموکراسی از چه امتیازهایی برخوردار است؟ مؤلفه‌ها و نماگرهای این امر کدام‌اند؟

مؤلفه‌ها و نماگرهای ولایتمداری مردم در ساحت بینش، منش و کنش کدام‌اند؟

با توجه به پرسش‌های فوق، تأکید این پژوهش بر تحلیل شاخص نظام سیاسی اسلام است که حاوی چهار مؤلفه می‌باشد و طی آن، مؤلفه مشروعیت، رهبری، ساختار و مردم مورد بررسی قرار می‌گیرد.

  1. مفهوم شناسی

الف. ولایتمداری

«ولایتمداری» چیست و معیار تشخیص ولایتمداری افراد جامعه و یا عیار افراد متظاهر به ولایتمداری کدام است. پیش از تحلیل ابعاد ولایتمداری، تحلیل مفهومی آن امری ضروری است. «ولایت» در لغت به‌معنای قرابت و نزدیکی، محبت و دوستی و یاری کردن آمده است و در اصطلاح، به‌معنای حاکمیت، سرپرستی و رهبری سیاسی جامعه است. ولایتمداری به مفهوم پایبندی و التزام عملی به ولایت است. یکی از ملاک‌های اصلی سنجه و قضاوت دربارة افراد و گروه‌ها ولایتمداری و ولایت‌پذیری است (ر.ک: ابن بابویه، 1363).

اما ولایتمداری نماگرهایی دارد. برترین نشان ولایتمداری، تسلیم و اطاعت عملی است، البته میزان ولایتمداری افراد مختلف است، تراز رفتار هر فرد و گروهی در عصر غیبت ولایت فقیه است. بر مبنای نظریه ولایت فقیه، در عصر غیبت حاکمیت جامعه به فقها سپرده شده است و التزام عملی به آن، «ولایتمداری» خوانده می‌شود. در اسلام، ولایت انحصار در خداوند دارد و اطاعت از پیامبر(ص)، امامان معصوم(ع) و فقها در عصر غیبت بر پایه دستور خداوند متعال است.

ولایتمداری در اندیشه معاصر، با وظایف شهروندی مرتبط است، اما نسبت به آن تفاوت نیز دارد. ولایتمداری دارای بار معنوی بوده و حاکی از رابطه‌ای مبتنی بر تعاملی عقلانی میان رهبری دینی و افراد جامعه است. این ارتباط با محبت، دوستی و دلسوزی همراه است. درحالی‌که شهروندی امری مکانیکی، شکننده و صرفاً حقوقی است و گام نهادن در آن، از باب پایان بخشیدن به هرج‌ و مرج، و ایجاد نظم از روی اضطرار است. ولایتمداری موافقت رفتاری به عنوان سوگیری آگاهانه نسبت به قواعد الزام‌آور حاکمیتی است.

ب. شهروندی

یکی از واژه‌های مشابه ولایتمداری، مفهوم «شهروندی» است. «شهروند» در لغت به معنای «اهل یک شهر و یا یک کشور است و معادل انگلیسی آن (citizenship) می‌باشد» (دهخدا، 1373) و در اصطلاح، شهروند به عضو جامعه‌ای سیاسی اطلاق می‌شود که دارای حقوق و وظایفی است که ناشی از عضویت در کشور می‌باشد.

شهروند فردی است که در یک ساختار اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، اقتصادی جامعه حضور داشته و در تصمیمات، سیاست‌گذاری‌ها و شکل‌دهی به تصمیم‌گیری‌ها به طور مستقیم و یا غیرمستقیم مؤثر است. شهروند در ساده‌ترین صورت، «عضویت جامعه سیاسی است که ردیفی از حقوق و ردیفی از تکالیف را بر عهده دارد. بنابراین، شهروندی رابطه بین فرد و دولت را نشان می‌دهد؛ رابطه‌ای که در آن حقوق و تکالیف متقابلی بین هر دو طرف را نسبت به هم مقید و ملزم می‌کند» (هیوود، 1387، ص 308).

در منابع اسلامی از واژگانی نظیر امت، ناس، رعیت استفاده می‌گردد. هرچند واژه «ناس» و «امت» معادل‌های دقیقی در مقابل واژه «شهروند» نیست. «امت» به مجموعه افرادی گفته می‌شود که دین یا زمان یا مکان واحد آنها را گرد هم آورده باشد. در‌حالی‌که، واژه «شهروند» برای افراد یک جامعه سیاسی کاربرد دارد. واژه «رعیت» در اصطلاح دینی به ‌کسانی اطلاق می‌شود که رهبری جامعه مسئول نگهبانی از جان، مال و حقوق آنها است (نوری طبرسی، 1407ق، ج14، ص 248). این واژه برگرفته از این روایت پیامبر اکرم(ص) است که می‌فرماید:

همانا هر کدام از شما، نگهبان و مسئولین امام و پیشوا، نگهبان و مسئول مردم است. زن، نگهبان و مسئول خانه شوهر است. غلام، مسئول اعمال آقای خویش است. پس همه نگهبان و همه مسئولید.

ج. نظام سیاسی

عناصرسازنده «مردم‌سالاری دینی» در عصر غیبت، چهار مؤلفة اساسی است: اقتدار یا امر و نهی، ساختار (sturacture)، رهبری و مردم است. در نهایت، می‌توان اهداف و وظایف را مطرح کرد. بر مبنای این چهار مؤلفه نظام سیاسی شکل می‌گیرد. مسئله ولایتمداری در همه این ساحت‌های نظام سیاسی مطرح است. یعنی ولایتمداری در عرصه اقتدار و مشروعیت، بدان معنی است که اصول و مبانی فکری نظام ولایی هویتی مستقل از سایر نظام‌ها دارد. ولایتمداری در عرصه رهبری، به این معناست که مقام ولایت خاضع‌ترین و متعبدترین فرد در مقابل آموزه‌های دینی است. ولایتمداری در حوزه ساختار، انظباق یا تأیید رهبری نسبت به آن است. ساختار نظام اسلامی در کارویژه‌ها و سیاست‌گذاری، مستقل از نظام سکولار است. رفتار، منش و کنش افراد، همان التزام عملی آنان نسبت به رهنمودهای حاکم اسلامی است.

الزامات شهروندی

«شهروند» در یونان باستان به معنای عضو دولت بود. شهر به مثابه یک دولت قلمداد می‌شد که در آن افراد خاصی، با شرایط ویژه شهروند آن دولت به حساب می‌آمدند. پس از رنسانس، شهروندی بر اساس حقوق و تکالیف همگانی تعریف گردید. شهروندان صرفاً حاملان حقوق، که علیه دولت خود ادعا‌هایی را مطرح کنند، نیستند بلکه آنان نسبت به دولت دارای یکسری وظایف و تکالیف هم هستند. ازاین‌رو، می‌توان از حقوق و تکالیف شهروندان سخن گفت (هیوود، 1387، ص 280). اما تکالیف شهروندان در مقابل حاکم و حکومت چیست و از شهروند انتظار می‌رود چه تکالیفی را انجام دهد، شاخص‌های شهروند خوب چیست؟

آنارشیست‌ها تکالیف سیاسی را رد می‌کنند. تبیین تکلیف سیاسی شهروندان را می‌توان در اندیشه قرارداد اجتماعی تحلیل کرد قرارداد، اجتماعی در یک تحلیل عمومی نوع خاصی از توافق است که داوطلبانه میان افراد جامعه بسته می‌شود و در مورد شرایط این توافق مقابل وجود دارد. قرارداد اجتماعی توافقی است میان شهروندان یا میان شهروندان و دولت، که به واسطه آن دولت را در قبال فواید و سودهایی که فقط یکی قدرت حکمران می‌تواند ببار آورد، می‌پذیرد (هییوود، 1387، ص 295).

بر این اساس، در اندیشه سیاسی غرب تکلیف سیاسی و الزام شهروندان به اطاعت از دولت، بر تعهدی ضمنی مبتنی است که شهروندان زندگی در درون مرزهای آن دولت را انتخاب کرده‌اند (هییوود، 1387، ص 298). در مقابل، نظریه قرارداد اجتماعی می‌توان از دو نظریه متمایز یاد کرد:

الف. نظریه‌های فرجام‌شناختی: در نظریة سودمندگرایی، وظیفه شهروندان در احترام به دولت و اطاعت از فرامین آن، بر فایده یا نیکی‌هایی مبتنی است که دولت فراهم می‌کند. این دیدگاه تکلیف سیاسی را برآمده از این واقعیت می‌داند که دولت به خیر مشترک یا منافع عمومی عمل می‌کند. نظریة سودمند‌گرایی می‌گوید: شهروندان بدان سبب باید از حکومت اطاعت کنند که بیشترین شادمانی را برای بیشترین شمار مردم فراهم می‌کند (هیوود، 1387، ص 303).

ب. عضویت در جامعه و طبیعی بودن وظایف برای شهروندان: در این نظریه، تکالیف سیاسی وظیفه‌ای طبیعی قلمداد می‌شود. این شیوه درک و تصور از تکلیف سیاسی، دوری از اندیشه و رفتار ارادی است. وظیفه، کار یا اقدامی است که شخص ملزم است بنا به دلایل اخلاقی آن را عملی کند. بر این اساس، قدردانیسقراط و اینکه می‌گفت مدیون آتن است، به او اجازه نداد حتی به بهای جان خودش با قوانین آتن چالش کند یا در برابر آتنی‌ها مقاومت ورزد. تکلیف سیاسی به معنای وظیفه اطاعت از قانون خاصی نیست، بلکه به معنای وظیفه شهروند به احترام و اطاعت از خود دولت است (عالم، 1385، ص 72).

در اندیشة افلاطون و ارسطو، تحلیل یکسانی از جامعه سیاسی و نسبت افراد و جامعه و حکومت ارائه می‌شود. جامعه سیاسی از دید آن دو، پدیده‌ای طبیعی است و انسان به حکم طبیعت، جانداری شهری و حیوان مدنی بالطبع است؛ درست نظیر کندوی عسل برای زنبورداران، که زندگی آنان نیز طبیعی است، تنها تفاوت انسان با زنبوران این است که شهروندان کودکانه از قوانین اجتماعی خود تبعیت نمی‌کنند، بلکه توانایی فهم آن را دارند و شرط اصلی زندگی سیاسی آدمیان آن است که دربارة قوانین جامعه خویش مشورت کنند (عنایت، 1388، ص 68).

در تعاریف متعدد و نظریه‌های شهروندی، می‌توان به مشخصه‌های مشترک ذیل در تبیین این واژه اشاره کرد:

ـ نوعی پایگاه و نقش اجتماعی برای تمامی اعضای جامعه؛

ـ مجموعة به هم پیوسته از وظایف، حقوق، تکالیف و مسئولیت‌ها و تعهدات اجتماعی برابر و یکسان؛

ـ احساس تعلق و عضویت اجتماعی برای مشارکت فعالانه در جامعه و ساحت‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی؛

ـ برخورداری عادلانه و منصفانه تمامی اعضای جامعه از مزایا، منابع و امتیازهای گوناگون فارغ از تعلق طبقاتی، نژادی، مذهبی و قومی (نجاتی حسینی، 1387، ص 134).

شهروندی؛ ولایتمداری و تحلیل مسئله اطاعت

الف. اندیشه غربی

مسئله ولایت‌پذیری و یا التزام عملی به دستورات حاکم حق یا باطل، مسئله‌ای مهم در زندگی بشر است که از نظر علمی با دانش‌های گوناگون مرتبط است. ازاین‌رو، می‌توان مسئله ولایتمداری یا اطاعت و التزام عملی به اوامر و نواهی حکومتی را مقوله‌ای پیچیده، چندوجهی و یا میان‌رشته‌ای برشمرد. در ساحت فلسفة سیاسی این مسئله با مقولة مشروعیت ارتباط می‌یابد. الزام سیاسی و چگونگی اطاعت از حاکمان امری است که بر مبنای دیدگاه‌های مختلفی که در تحلیل مسئله مشروعیت مطرح است، ارتباط می‌یابد. اطاعت در نظریه قرارداد اجتماعی، بر توافق یا رضایت میان شهروندان استوار است. در نظریة سنتی، مشروعیت اطاعت از قدرت سیاسی بر اموری چون وراثت، شیخوخیت و ریش سفیدی مبتنی است و در نظریه زور و غلبه، اطاعت از حاکم ناشی از ترس و قدرت فائق حاکم است (همپتن، 1385، ص 23).

در ساحت جامعه‌شناسی مسئله اطاعت و یا التزام عملی شهروندان نسبت به حکومت، به مقولة نظم ارتباط می‌یابد و در تحلیل نظریة نظم، دیدگاه‌های گوناگونی از سوی جامعه‌شناسان ارائه شده است. می‌توان بر مبنای مکاتب گوناگون در جامعه‌شناسی، مسئله نظم را از دیدگاه‌های گوناگون مورد بررسی قرار داد. به‌طور کلی، در جامعه‌شناسی مسائل و موضوعات بر مبنای اجتماعی و نه فرد تحلیل می‌شود. درحالی‌که مسئله اطاعت در دیدگاه هابز مبتنی بر تحلیل شخصیت و روحیات فردی است. در جامعه‌شناسی دورکیمی نقطه عزیمت ما در اطاعت امر اجتماعی است، در مکتب کارکردگرایی تبیین مسئله اطاعت و نظم متمایز از نگرش دورکیم و وبر است. در این نظریه، جامعه به مثابه سیستم مورد توجه قرار می‌گیرد (جورج ریتزر، 1388، ص 131).

مسئله اطاعت، فارغ از ارتباط آن به دانش‌های مختلف علوم انسانی، یکی از عناصر بنیادین ساختار زندگی اجتماعی است. انسانی که به دور از اجتماع زندگی می‌کند، ضرورتی به اطاعت از دیگران نمی‌بیند. در مسئله اطاعت، این سؤال اخلاقی همواره مطرح است که آیا از فرمانی که با وجدان در تناقض است، باید اطاعت کرد؟ فلاسفة محافظه‌کار معتقدند سرکشی، تمامی بافت‌های جامعه را به خطر می‌اندازد و استدلال می‌کنند حتی هنگامی که حکومت به شر فرمان می‌دهد، بهتر است این فرمان به اجرا درآید.

هابز افزون بر آن، معتقد است که مسئولیت چنین عملی به هیچ وجه به عهده فردی که آن به اجرا در می‌آورد نیست، بلکه بر عهده حکومتی است که آن را فرمان داده است. اما انسان‌گرایان در این مورد، در تقدم وجدان فردی تأکید داشته و استدلال می‌کنند که وقتی قضاوت اخلاقی فرد با حکومت در تضاد قرار گیرند، قضاوت اخلاقی فرد باید تقدم داشته باشد (میلگرام، 1381، ص 18).

در شرایط دموکراسی، افراد از طریق انتخاب دموکراتیک به مقامی انتخاب می‌شود اما بعد از انتخاب، اتوریته آنها از کسانی که به طریق دیگر به آن مقام رسیده‌اند کمتر نیست همان طور که بارها دیده‌ایم خواست اتوریته‌ای که به‌طور دموکراتیک مستقر شده است می‌تواند با وجدان در تضاد قرار گیرد وارد کردن و برده‌سازی میلیون‌ها انسان سیاه‌پوست، نابودی مردمان سرخ‌پوست امریکا، دستگیری جمعی آمریکایی‌های ژاپنی‌تبار، استفاده از بمب ناپالم علیه غیرنظامیان ویتنام این همه سیاست‌های بی‌رحمانه‌ای‌اند که از ملتی دموکراتیک ناشی شده‌اند و از جمله موارد اطاعت قابل پیش‌بینی بودند در هر مورد صدای اعتراض اخلاقی بلند شد اما پاسخ متداول انسان‌های عادی اطاعت از فرمان بود (میلگرام، 1381، ص 227).

ب. اندیشه اسلامی

نسبت میان شهروند و سایر مؤلفه‌های نظام سیاسی در اندیشه غرب، در مقایسه با مسئله ولایتمداری در اندیشه اسلامی قابل قیاس نیست. در اندیشه اسلامی، نسبت افراد جامعه با سه مؤلفه دیگر نظام سیاسی را می‌توان در ولایت‌پذیری یا ولایتمداری تحلیل کرد. ولایتمداری یکی از شاخص‌های شهروند خوب در جامعه اسلامی است که افزون بر انجام وظایف و تکالیف شهروندی، نسبت با سایر مؤلفه‌ها از اهتمام ویژه‌ای به جریان اندیشه ولایی در عرصه تفکر، ساختار و سلوک رفتاری جامعه دارد.

مسئله اطاعت از حاکم و حکومت و حد و مرز آن، یکی از مسائل اساسی در فلسفه سیاسی است؛ بدان معنا که شهروندان در چه صورتی می‌توانند از اوامر حاکم و رهبران سیاسی تخلف کنند. برای تبیین این مهم، می‌توان گفت: یکی از تمایز‌های اساسی فلسفة سیاسی اسلام با سایر مکاتب در این امر نهفته است؛ بدان معنا که اگر حاکم به ناحق حکم کرد، چه باید کرد؟ آیا باید اطاعت کرد، یا تخلف در چنین مواردی مجاز شمرده می‌شود. در توضیح و تبیین این مسئله اشاره به نکات زیر ضروری است:

1. مسئله اطاعت شهروندان از دولت، به مقوله مشروعیت بازمی‌گردد. مهم‌ترین پرسش‌ها در این زمینه عبارت‌اند از: اینکه ما شهروندان عادی تا چه میزان ملزم هستیم از قوانینی که دولت‌ها تصویب می‌کنند، اطاعت و از دستورات آنها پیروی کنیم. دولت‌ها در چه شرایطی از اقتدار سیاسی برخوردار هستند (میلر، 1388، ص 27). اقتدار از یک سو، موجب می‌شود که مردم اقتدار سیاسی را به رسمیت بشناسند و در مقابل، دولت این حق را دارد که به آنها فرمان دهد. اطاعت مردم ناشی از این است که معتقدند حکومت، حق به وضع قوانینی را داشته و آنها موظف به اطاعت از قانون هستند (همان).

در اندیشه اسلامی، اطاعت و پذیرش ولایت حاکم اسلامی و تنظیم مناسبات اجتماعی بر مبنای ولایت فقیه، ناشی از مشروعیت الهی حاکم است. جامعه اسلامی قوانین بشری را به کناری نهاده و بر مبنای ربوبیت تشریعی، تنها قوانینی را که منطبق با خواست الهی باشند مبنای رفتار خود قرار می‌دهد. اطاعت از حاکم اسلامی موجب انسجام اجتماعی جامعه می‌گردد. اما سطوح و قلمرو ولایت‌پذیری و اطاعت از ولی، حد و مرز ولایت‌پذیری را مشخص می‌کند. افراد جامعه در نظام ولایی می‌بایست از فرامین حکومتی، که در اصطلاح «حکم حکومتی» خوانده می‌شود، اطاعت کنند.

افزون بر این، کارگزاران جامعه می‌بایست توصیه‌های رهبری جامعه دینی را، که به مثابه خط مشی‌های کلی نظام به شمار می‌رود، پذیرا بوده و بر اساس آنها سیاستگذاری کنند. ولایت‌پذیری به این معنا با توجه به حاکمیت رهبری معصومین(ع) در عصر حضور و یا فقیه عادل در عصر غیبت، همراه با رویکرد عقلانی است که در پی تحقق و حاکمیت ارزش‌های الهی است.

سیرة عملی یا گفتار ائمه(ع) و همچنین ولی فقیه در عصر غیبت، مبنای عمل در بسیاری از امور اجتماعی است. در تحولات پس از انقلاب و در میان جریان‌های سیاسی، معمولاً دو برداشت در زمینة گستره عمل به دیدگاه‌های رهبری مشاهده می‌شود که ذیلاً بدان اشاره می‌کنیم:

1. برخی بر اساس برداشتی نارسا از ولایتمداری در نظریه ولایت فقیه داشته و بر مبنای ایده‌ها و خواسته‌های خود، به دنبال حتی تغییر دیدگاه ولی فقیه هستند. این گروه مدعی‌اند که رهبری را بایستی در مواجهه با واقعیت‌ها و در زمینه پاره‌‌ای مسائل مهم، چنان در تنگنا قرار داد که از حکم واقعی به احکام ثانوی و مطابق با ضرورت‌ها تغییر نظر دهد.

برخی دیگر، با تقسیم‌بندی فرمایشات رهبری به مولوی و ‌ارشادی، از پذیرش دستورات به بهانه ارشادی بودن آنها استنکاف می‌کنند و یا گاهی افرادی تنها خود را موظف به تبعیت از حکم حکومتی کرده و در سایر عرصه‌ها، برای خود تعهد و احساس وظیفه‌ای نمی‌کنند و یا مدعی‌اند که می‌بایست در همه موضوعات بعد از موضع‌گیری رهبری وارد عمل شد. در نهایت، سخن رهبری را زمانی که موضع‌گیری ایشان ‌شنیده و دیده شود، عمل می‌کنند (بی‌نا، 1375ص76). هر یک از این دیدگاه، با ولایتمداری که مسئله مورد پژوهش این نوشتار است، منافات دارد.

2. از دیدگاه معتقدان به نظام ولایی، وظیفه افراد مطالعه دقیق دیدگاه‌های ولی فقیه به گونه‌ای است که بتوان به مدد آن چارچوب اندیشه‌ای و سیرة رفتاری رهبری را کشف و شناخت و با توجه به نیابت ایشان از امام زمان(عج)، درخصوص مطالبات و فرمایشات رهبری اطاعت داشت تا جایی که حتی در مواقعی که سکوت می‌کنند نیز راه و موضع درست را فهم و تشخیص داده و دیگران را نیز به ترویج درست گفتمان و تبیین چگونگی تحقق آن تشویق کرد. میزان حرکت در راستای سیاست‌های کلان نظام و شعارها و جهت‌گیری‌های اصلی کشور، که مصوب رهبری است، می‌تواند یکی از شاخص‌های تشخیص ولایتمداری باشد. بر اساس آنچه گفته شد، ولایتمداری حقیقی آن است که با کشف راهبردهای فکری و رفتاری رهبری‌منش و رفتار خود را بر‌اساس خطوط کلی ترسیم شده از سوی رهبری تنظیم نماییم.

اعتقاد به ولایت‌فقیه مستلزم این است که اطاعت از وی در دستور کار قرار گیرد و بر پایه آن تضادها، تنش‌ها و سلیقه‌های شخصی به کناری نهاده شود. افراد در شناخت وظایف فردی به مرجع تقلید رجوع می‌کنند، اما در مسائل اجتماعی روز، باید نظر ولایت‌فقیه را پیروی کرد و اصلاً وجود ولایت‌فقیه نیز به همین دلیل است.

       

1.4 جهاد

 

1.4.1 جهاد اسلامی

جهاد اسلام در واقع کمک به ملّتهایى است که پشت پرده‌ى سیاستهاى استعمارى و استکبارى و استبدادى قرار داده شده‌اند که نور اسلام به اینها نرسد؛ نور هدایت به اینها نرسد. جهاد براى دریدن این پرده‌ها و این حجابها است؛ جهاد اسلامى این است. بحث اینکه آیا جهاد، دفاعى است یا ابتدائى است یا مانند اینها، بحثهاى فرعى است؛ بحث اصلى این است: ما لَکُم لا تُقاتِلونَ فى سَبیلِ اللهِ وَ المُستَضعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّسآءِ وَ الوِلدان؛(۴) چرا جهاد نمیکنید، مقاتله نمیکنید، نبرد نمیکنید در راه خدا - و بلافاصله [میگوید ]- و در راه مستضعفین، براى نجات مستضعفین؟ این احساس مسئولیّت است؛ یعنى شما برو جان خودت را به خطر بینداز و جانت را کف دستت بگیر در میدانهاى خطر، براى اینکه مستضعفان را نجات بدهى؛ معناى این، همان مسئولیّت است دیگر. یا این حدیث معروفِ «مَن اَصبَحَ وَ لَم یَهتَمَّ بِاُمورِ المُسلِمینَ فَلَیسَ بِمُسلِم»؛(۵) و از این قبیل، فراوان آیات و روایاتى در متون اسلامى است که این جزو بیّنات اسلام است؛ یعنى اسلام انسان را این‌جور خواسته است که مسئول باشد؛ هم نسبت به خود، هم نسبت به نزدیکان خود، هم نسبت به جامعه‌ى خود، هم نسبت به بشریّت مسئول است. که حالا اگر بروید دنبال این فکر را در متون اسلامى بگیرید، چیزهاى عجیب‌وغریبى انسان مشاهده میکند از این اهتمام و از این احساس مسئولیّت.

06/09/1393

بیانات در دیدار اعضاى مجمع عالى بسیج مستضعفین

 

1.4.2 جهاد کبیر

کسانی که صاحبان قدرتند، صاحبان زر و زورند، مایل نیستند که سفره‌ی گسترده‌ی رحمت الهی [پیغمبر] مورد استفاده‌ی آحاد مردم قرار بگیرد؛ با قدرت آنها مخالفند؛ لذا در مقابل این حرکت الهی می‌ایستند. آن‌وقت خدای متعال میفرماید: یاَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللّهَ وَ لا تُطِعِ الک فِرینَ وَ المُن فِقین‌؛ دنبال آنها مرو، مراقب باش.

27/09/1395

بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی

شاخص چهارم، حسّاسیّت در برابر دشمن و کار دشمن و نقشه‌ی دشمن و عدم تبعیّت از او، که البتّه باید دشمن را شناخت، نقشه‌ی او را فهمید و از تبعیّت دشمن سر باز زد -عرض کردیم که قرآن این عدم تبعیّت را «جهاد کبیر» نام نهاده است؛ من این چند وقت دو سه بار دراین‌باره صحبت کردم.

14/03/1395

بیانات در مراسم بیست‌ و هفتمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)

 

1.4.3 جهاد علمی

عقب‌ماندگی شرم‌آور علمی در دوران پهلوی‌ها و قاجارها در هنگامی که مسابقه‌ی علمی دنیا تازه شروع شده بود، ضربه‌ی سختی بر ما وارد کرده و ما را از این کاروان شتابان، فرسنگها عقب نگه داشته بود. ما اکنون حرکت را ‌آغاز کرده و با شتاب پیش میرویم ولی این شتاب باید سالها با شدّت بالا ادامه یابد تا آن عقب‌افتادگی جبران شود. اینجانب همواره به دانشگاه‌ها و دانشگاهیان و مراکز پژوهش و پژوهندگان، گرم و قاطع و جدّی دراین‌باره تذکّر و هشدار و فراخوان داده‌ام، ولی اینک مطالبه‌ی عمومی من از شما جوانان آن است که این راه را با احساس مسئولیّت بیشتر و همچون یک جهاد در پیش گیرید. سنگ بنای یک انقلاب علمی در کشور گذاشته شده و این انقلاب، شهیدانی از قبیل شهدای هسته‌ای نیز داده است. به‌پاخیزید و دشمن بدخواه و کینه‌توز را که از جهاد علمی شما بشدّت بیمناک است ناکام سازید.

22/11/1397

بیانیه «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران

1.4.4 جهاد اقتصادی

گاه‌مان به تولیدکننده، نگاه مناسب و درستی نیست. من عرض میکنم نگاه مجموعه‌ی دولت و مسئولین کشور به آن فرد تولیدکننده، باید نگاه به یک رزمنده باشد؛ مگر نمیگویید «جنگ اقتصادی»، رزمنده‌ی این جنگ اقتصادی کیست؟ آن کسی که اقتصاد داخلی را تقویت میکند؛ اقتصاد داخلی هم عمدتاً با تولید تقویت میشود؛ پس این تولیدکننده را شما به چشم یک رزمنده نگاه کنید. ... من بارها در همین جلسه‌ای که با دوستان شما داشته‌ایم -چه جلسه‌ی دولت، چه جلسه‌ی اقتصادی که خیلی از آقایان حضور داشتید- بارها این را گفته‌ام؛ یک تولیدکننده برای اینکه یک کاری را انجام بدهد و شروع کند، از هفت خوان باید عبور بکند؛ حالا من میگویم هفت خوان، در واقع گاهی از هفتاد خوان باید عبور بکند؛ قوانین، مقرّرات، این دستگاه می‌آید یک چیزی میگوید، آن دستگاه می‌آید یک چیزی میخواهد، آن دستگاه می‌آید یک مجوّزی [میخواهد]؛ چه لزومی دارد؟ اینها را جدّی باید وارد شد.

30/05/1398

گزیده‌ای از بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت

امروز عرصه‌ی اقتصاد، به‌خاطر سیاستهای خصمانه‌ی آمریکا، یک عرصه‌ی کارزار است، یک عرصه‌ی جنگ است، جنگی از نوع خاص. در این عرصه‌ی کارزار، هر کسی بتواند به نفع کشور تلاش کند، جهاد کرده است. امروز هر کسی بتواند به اقتصاد کشور کمک بکند، یک حرکت جهادی انجام داده است. این جهاد است؛ البتّه جهادی است که ابزار خودش را دارد، شیوه‌های مخصوص خود را دارد، باید این جهاد را همه با تدبیر مخصوص خود و سلاح مخصوص خود انجام بدهند.

01/01/1394

بیانات در حرم مطهر رضوی

1.4.5 جهاد فرهنگی

شماها که جانباز هستید، همین الان در حال مبارزه‌اید، همین حالا با همین جانبازی خودتان در واقع دارید جهاد میکنید؛ چطور؟ مقصودم جهاد فرهنگی نیست؛ مقصودم این نیست که شما یک جایی سخنرانی‌ای بکنید یا یک حرفی بزنید یا یک کاری بکنید یا یک انفاقی بکنید یا یک تعلیمی بدهید -خب، اینها که به جای خود محفوظ؛ اینها جهاد است- امّا خود همین که شما روی ویلچر نشسته‌اید یا روی تخت دراز کشیده‌اید یا با محرومیّت از بیناییِ چشم یا دست یا پا، دارید در کوچه و بازار حرکت میکنید، یک مبارزه است؛ چرا؟ چون نشان‌دهنده‌ی ابتلاء و محنت بزرگ این ملّت در یک دوران سخت است. شما در واقع مثل یک تصویری، مثل یک تابلویی دارید جنگ را و دفاع مقدّس را به همه‌ی کسانی که شما را می‌بینند نشان میدهید؛ شما تصویری هستید از آن دوران ابتلاء بزرگ ملّت ایران و امتحان بزرگ ملّت ایران؛ خود این حضور شما و نفْس وجود شما، یک مبارزه، یک بیان و یک تبلیغ است. نگاه به شما نشان‌دهنده‌ی جنایات آن قدرتهایی است که از رژیم صدّام حمایت کردند و دفاع کردند؛ نگاه به شما حاکی است از عظمت و بزرگواری آن امامی و آن انقلابی که توانست شما را این‌جور تربیت کند و به میدانهای جنگ بفرستد؛ نگاه به شما حکایت میکند از تاریخ بخشی از عمر این ملّت ایران؛ بنابراین جانباز با وجود خود و با حضور خود در میان مردم، اعلان یک حقایقی است ولو یک کلمه حرف نزند، ولو در هیچ مراسمی به‌عنوان مبلّغ یا به‌عنوان مبیّن شرکت نکند؛ نفْس وجود شماها حاکی از حقایقی است؛ حقایق تاریخی، حقایق معرفتی، حقایق سیاسی، حقایق بین‌المللی؛ این‌طور است. این هم پیش خدای متعال فی‌نفسه دارای اجر است؛ این هم نکته‌ی بعدی.

۱۳۹۴/۰۶/۲۹

بیانات در دیدار جمعى از جانبازان قطع نخاعى و بالای هفتاد درصد

 

1.5 مقاومت

 

1.5.1 مقاومت اسلامی

  • عزّت ملّی، روابط خارجی، مرزبندی با دشمن: این هر سه، شاخه‌هایی از اصلِ «عزّت، حکمت، و مصلحت» در روابط بین‌المللی‌اند. صحنه‌ی جهانی، امروز شاهد پدیده‌هایی است که تحقّق یافته یا در آستانه‌‌ی ظهورند: تحرّک جدید نهضت بیداری اسلامی بر اساس الگوی مقاومت در برابر سلطه‌ی آمریکا و صهیونیسم؛ شکست سیاست‌های آمریکا در منطقه‌ی غرب آسیا و زمین‌گیر شدن همکاران خائن آنها در منطقه؛ گسترش حضور قدرتمندانه‌ی سیاسی جمهوری اسلامی در غرب آسیا و بازتاب وسیع آن در سراسر جهان سلطه.

اینها بخشی از مظاهر عزّت جمهوری اسلامی است که جز با شجاعت و حکمت مدیران جهادی به دست نمی‌آمد.

22/11/1397

بیانیه «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران

  • یکی از مصادیق قوّت را امروز دنیای اسلام دارد مشاهده میکند و آن، راه‌پیمایی اربعین است؛ وَ اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة. راه‌پیمایی اربعین قوّت اسلام است، قوّت حقیقت است، قوّت جبهه‌ی مقاومت اسلامی است که این ‌جور اجتماع عظیم میلیونی راه می‌افتند به سمت کربلا، به سمت حسین، به سمت قلّه و اوج افتخار فداکاری و شهادت که همه‌ی آزادگان عالم باید از او درس بگیرند.

21/07/1398

بیانات در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه امام‌حسین(ع)

  • ایشان ایستادگی و مقاومت مردم غزه و ساکنان ساحل غربی رود اردن را بشارت دهنده فتح و پیروزی خواندند و افزودند: خداوند به کسانی که ثابت‌قدم در راه او ایستادگی کنند، وعده یاری و پیروزی داده است و البته تحقق این وعده الزاماتی دارد که از مهمترین آنها جهاد و مبارزه و تلاش خستگی ناپذیر در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی، فکری، اقتصادی و نظامی است.

31/04/1398

دیدار نایب رئیس دفتر سیاسی حماس و هیئت همراه با رهبر انقلاب

1.5.2 جبهه مقاومت

 

  • یکی از کارهای مهمّی که جامعه‌ی نخبگانی میتواند انجام بدهد، این است که در دیپلماسی عمومی نقش ایفا کند. یکی از دوستان هم اتّفاقاً اینجا اشاره کردند در این سخنرانی‌شان که من هم اینجا یادداشت کردم: دیپلماسی عمومی. یعنی شما میتوانید نقش ایفا کنید در این زمینه‌ها. [مثلاً] گردآوردن نخبگان ایران فرهنگی بزرگ؛ یعنی قلمرو وسیع فرهنگ ایرانی در قرنهای گذشته که حالا یک مقداری فرق کرده. در این مجموعه‌ی فرهنگی که بعضی از کشورهای همسایه‌ِی ما را هم شامل میشود، ما بتوانیم نخبگان را گردآوری بکنیم. [یا مثلاً] گردآوریِ نخبگان منطقه‌ِی غرب آسیا؛ در کشورهای دیگر اینجا هم نخبگان زیادی هستند. [یا مثلاً] گردآوریِ نخبگان جهان اسلام؛ گردآوریِ نخبگان محورِ مقاومت. امروز یک پدیده‌ای در همین منطقه‌ی ما و شمال آفریقا وجود دارد به عنوان محور مقاومت، اینها نخبگانی دارند؛ گردآوریِ اینها، ارتباط برقرار کردن با اینها؛ [یا] حتّی گردآوریِ نخبه‌های حق‌جوی عالم در هر کشوری؛ در اروپا، در خود آمریکا، در جاهای دیگر، کسانی هستند که حق‌طلبند، حق‌جوی هستند، دنبال حرف درست و حرف حق میگردند، اگر بتوانید با آنها تعامل کنید و تفاهم کنید و ارتباط برقرار کنید حرفهای شما را هم قبول دارند میتوانید با اینها ارتباط برقرار کنید، آن وقت در این ارتباط و در نهادسازی‌هایی که با این ارتباط صورت میگیرد، شما میتوانید دانش پاک و باشرافت را، اندیشه‌ی درست را منتقل کنید.

17/07/1398

بیانات در دیدار نخبگان و استعدادهای برتر علمی

  • یک عرصه‌ی دیگر که بسیار مهم است] و سپاه در آن فعال است[، نگاه گسترده به جغرافیای مقاومت در منطقه است؛ مجموعه‌ی مقاومت در این منطقه توانایی خودش را در مواجهه‌ی با استکبار، در مواجهه‌ی با آمریکا، در مواجهه‌ی با جبهه‌ی متّحد کفر و ظلم نشان داده؛ شما نقش سپاه را حالا در این مجموعه‌ی عظیم مشاهده کنید: از مسائل فلسطین بگیرید تا مسائل دیگر غرب آسیا و بخشهای مختلف که دیگر حالا ورود در آنها هم کار ما و شأن جلسه‌ی کنونی ما نیست. حضور سپاه در این گستره‌ی مقاومت، در این جغرافیای مقاومت، به قدری برجسته است که دشمنی‌ها را هم علیه سپاه برانگیخته؛ دشمنی آدمهای بد را، جبهه‌ی بدها را که این خودش یک افتخار بزرگی است؛ [اگر] بدترین‌های عالَم با کسی بد باشند، این خودش خیلی افتخار است.

10/07/1398

بیانات در دیدار مجمع عالی فرماندهان سپاه

 

  • امروز جبهه‌ی مقاومت در منسجم‌ترین وضعیّت در چهل سالِ گذشته‌ است؛ در منطقه و در مراکزی حتّی فراتر از منطقه؛ این یک واقعیّت است. نقطه‌ی مقابل، قدرت استکباری است؛ قدرت استکباری آمریکا، قدرت فتنه‌انگیزی و خباثت رژیم صهیونیستی، از چهل سال پیش به این طرف بمراتب تنزّل کرده‌اند و پایین رفته‌اند؛ ما این را در محاسبات خودمان باید لحاظ کنیم. اینکه در وضع سیاسی آمریکا یا در وضع اجتماعی و اقتصادی آمریکا چه اتّفاقاتی افتاده و دارد می‌افتد، باید در محاسبات ما وارد بشود.

14/03/1398

بیانات در مراسم سی‌امین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)

1.5.3 روحیه مقاومت

  • ما سالهای متمادی تحت سلطه‌ی دشمن بودیم؛ در هر دوره‌ای یک جور؛ در دوره‌ی قاجار یک جور، در دوره‌ی پهلوی یک جور. در دوره‌ی قاجار تحت سلطه‌ی دو رقیب بودیم: انگلیس و روس آن‌روز؛ آن روز هنوز شوروی هم نبود. این یک امتیاز میگرفت، او می‌آمد میگفت شما به این امتیاز داده‌اید به من هم بدهید؛ او هم یک امتیاز [میگرفت‌]. بین دو قدرت، یک مسابقه‌ی امتیازگیری در کشور راه افتاده بود؛ این بی‌عرضه‌های حاکم بر کشور هم ملّت را و اهداف ملّت را قربانی اینها کرده بودند. آن روز کشور ایران پانزده بیست میلیون هم بیشتر جمعیّت نداشت؛ همه چیز این ملّت را آنها قربانی کردند. در زمان آنها این‌جور، در زمان پهلوی یک شکل دیگر که البتّه شکل بدتری بود؛ یعنی در خدمت هدفهای آنها قرار گرفتند و کشور را برای آنها باز کردند. [چون‌] فرهنگ ایرانی و اسلامی میتوانست ملّت را وادار به مقاومت کند، این فرهنگ را تغییر دادند. آن روحیّه‌ای که در قضیّه‌ی تنباکو توانست تو دهن کمپانی خارجی بزند، آن انگیزه‌ای که در قضیّه‌ی مشروطه توانست مردم را وارد صحنه بکند، در دوران پهلوی سعی کردند آن روحیّه و آن انگیزه را از بین ببرند؛ تلاششان این بود. رضاخان و محمّدرضا هم در خدمت آنها، هرکاری خواستند اینها کردند. البتّه خودشان هم اعتقادی نداشتند و بی‌اعتقاد بودند امّا هرچه آنها دستور دادند اینها انجام دادند. در طول سالهای متمادی، این وضع کشور بوده است.

19/11/1394

بیانات در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش

 


خروج




درباره شورا

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 و استقرار جمهوری اسلامی ایران، موضوع مشارکت مردم در عرصه‌های مختلف به عنوان نماد و تبلور عینی جمهوریت مورد توجه ویژه حضرت امام خمینی(ره) و سایر مسئولان کشور قرار گرفت.   ادامه...

 

سروش ايتا اينستاگرام آپارات ايميل

آمار بازدید

  • بازديدکنندگان آنلاين : 1

  • بازديد کنندگان اين صفحه : 647286

  • بازديدکنندگان امروز : 450

  • کل بازديدکنندگان : 1415312

پیوندها