نسخه چاپي
1398/09/10 :: ١٥:٢٦ 

شهید آیت الله حسن مدرس الگوی نمایندگی

امام خمینی (ره) بارها شهید مدرس را الگوی نمایندگی بر می شمردند. می توان گفت دیانت، معنویت، شجاعت و شهامت، مردمی بودن و ساده زیستی، درک درست زمانه و نیز دغدغه ملت داشتن از جمله ویژگی های شخصیتی مدرس در ترسیم الگوی نماینده تراز است.

شهید آیت الله حسن مدرس الگوی نمایندگی

در تاریخ ایران نخبگانی ظهور کرده اند که در درک شرایط زمانه و پاسخ به ندای درونی ملت با باور عمیق به دین و آیین و ظرفیت­های درونی ملت کم نظیرند. شهید مدرس از جمله شخصیت­هایی است که دارای چنین ویژگی هایی است. شک نیست که بازشناسی شخصیت این عالم مجاهد و این سیاستمدار روشن بین و این نماینده صادق ملت در باور به داشته ها و اعتماد به نخبگان کشور در اداره امور درس آموز است. در نوشتار حاضر به بهانه روز مجلس و سالروز شهادت آن نخبه کم نظیر تاریخ معاصر به روش توصیفی تحلیلی مروری کوتاه بر اندیشه­ ها و آموزه ­های شهید مدرس صورت گرفته است. پیوند دین و سیاست در نظر و عمل، پیشگامی در نقش محوری مردم و پارلمان در صحنه سیاست، مقابله همزمان با استبداد و استعمار و طرح ایده ­هایی چون موازنه عدمی در سیاست خارجی و توجه به الزامات اقتصاد مقاومتی برخی از ابتکارات شهید مدرس است که از شخصیت­های مورد علاقه امام راحل بوده به طوری که ایشان شهید مدرس را بارها الگوی نمایندگی معرفی کرده ­اند.

دهم آذر سالروز شهادت سید حسن مدرس قهرمان مبارزه با استبداد و استعمار به درستی روز مجلس نامگذاری شده است. دقت در سخنان امام راحل (ره) و شناخت ایشان از شهید مدرس که او را نمونه یک نماینده مردمی، شجاع و مبارز می دانستند. نام آیت ا... مدرس را با مجلس مطلوب عجین ساخته است. امام خمینی (ره) درباره الگو بودن شهید مدرس برای مجلس می فرمایند: « مدرس حالا هم زنده است. مردان تاریخ تا آخر زنده هستند. لذا سعی کنید مثل مرحوم مدرس را انتخاب کنید، البته مثل مدرس که به این زودی‌ها پیدا نمی‌شود. شاید آحادی مثل مدرس باشند.».

از دو منظر می توان به روز مجلس پرداخت؛ نخست از جهت ابعاد وجودی شخصیت مرحوم آیت ا... مدرس و دوم نقش و جایگاه مجلس شورای اسلامی در ساختار نظام جمهوری اسلامی. از این نظر دهم آذر، روز مجلس، در واقع روز بزرگداشت مشارکت مردم در اداره امور جامعه و تعیین سرنوشت خویش و قدرت و حکومت مردم است. در نوشتار حاضر به طور گذرا به این دو منظر پرداخته شده است.

تلاش شهید مدرس برای تثبیت و نهادینه سازی فعالیت‌های مجلس

سید حسن مدرس مجلس را منشا قدرت در نظام سیاسی می دانست. او در این خصوص گفته بود که «ما بر هر کس قدرت داریم. از رضاخان هم هیچ ترس و واهمه‌ای نداریم. ما قدرت داریم پادشاه را عوض کنیم. رئیس الوزراء را بیاوریم، سؤال کنیم، استیضاح کنیم، عزل کنیم. برای مجلسی که می‌تواند سلطنت را تغییر دهد، عوض کردن وزیر جنگ نباید مسأله‌ای باشد ..... هیچ قوه‌ای در مقابل ما که برای اصلاح مملکت می‌کوشیم نمی‌تواند عرض اندام کند». (روزنامه‌ی اطلاعات، شنبه 13 آذر 1372).

به اعتقاد مدرس کانون اصلی تمام امور مملکت ایران، مجلس شورای ملی است و تمام مسایل مهم اعم از اینکه مربوط به امور داخلی کشور باشد و یا مربوط به عالم اسلام و سایر کشورها باید در مجلس شورا طرح و بحث شود. چون مردم و نمایندگان در سرنوشت سیاسی و اجتماعی کشور نقش اول را دارند، مجاز هستند و قادرند حتی بالاترین مقامات لشگری و کشوری را استیضاح کنند. (مکی، 1362: 110 و 293)

می توان گفت شهید مدرس به نوعی نماینده مکتب نجف در صحنه عمل سیاسی بود. وی با درک درستی از زمانه دریافته بود که نظام پارلمانی با نظارت عالیه علما و مجتهدان تراز اول می تواند سدی محکم در برابر استبداد و استعمار باشد.

در دین مبین اسلام آیات و روایات متعددی بر لزوم پذیرش مسئولیت و مشارکت عمومی در اداره امور جامعه ذکر شده و نشان می دهد که مشارکت در مسائل جامعه اعم از سیاسی - اقتصادی - فرهنگی و اجتماعی یک امر واجب و تکلیف شرعی است. لذا آحاد مردم در اداره جامعه مسئولیت دارند و موظف به شرکت در فعالیت های اجتماعی و سیاسی می باشند. بر این اساس در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران عموم مردم در صحنه تعیین سرنوشت خویش و اداره امور جامعه در چهارچوب احکام الهی و مستند بر دلایل شرعی سهیم و مؤثر هستند. اصل ششم قانون اساسی نیز بر این نکته تاکید دارد که در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکاء آراء عمومی اداره شود. بر این مبنا مجلس شورای اسلامی مصداق بارز حضور مردم در صحنه اداره امور جامعه است تا در چهارچوب اصول اسلامی به تدوین قوانین مورد نیاز جامعه بپردازد.

تلاش شهید مدرس برای تثبیت و نهادینه سازی فعالیت‌های مجلس، به عنوان نهاد قانونگذاری در کشور، قابل توجه است. دلمشغولی او از اینکه شاید در اذهان برخی علمای شریعت، اندیشه‌ی عدم جواز تأسیس نهادی که با وجود قوانین موضوعه‌ی اسلامی، قادر به وضع قوانین باشد، بخشی از تلاش‌های شهید مدرس را به سوی تبیین این مسأله سوق می‌داد. از این رهگذر، تفکیک فلسفه‌ی قوانین به فلسفه‌ی ماهیت آنها و فلسفه‌ی عملی آنها در مسائل اداری، حکایت از تلاش شهید مدرس در این زمینه دارد. او با تفکیک امر قانونگذاری مجلس‌ها از تصرف و تشریع در مبانی کلی اسلامی بر صحت فعالیت مجلس تأکید دارد. این مسأله در کنار نگاه آیت ا... مدرس به مجلس؛ به عنوان نهادی فراتر از دیگر نهادهای صاحب قدرت سیاسی؛‌ حکایت از آن دارد که تثبیت مرجعیت کلان در جامعه به واسطه‌ی تقنین دستگاه قانونگذاری و در بالا دست آن، اعتبار مرجح قانون اساسی با این بیان که هر کس باید عقیده‌ی خود را بگوید، اما حاکم؛ قانون اساسی است. (مدرسی ،1366 : 173)

شهید مدرس از نگاه امام خمینی (ره)

امام خمینی (ره) در دوره سیاست ورزی شهید مدرس، سنین جوانی را سپری می‌کرد و با هوش و درک فوق‌العاده که با فروغ ایمان و نور معرفت به دست آورده بود، اوضاع سیاسی اجتماعی روزگار را کاملا زیر نظر داشت. او این حقیقت را دریافته بود که شهید مدرس تنها شخصیت مومنی است که می‌تواند بر دیانت اصرار ورزد، مانع تجاوز و ستم شود و هویت راستین جامعه را حفظ کند. او چنان مشتاق مدرس بود که از قم به تهران رفت تا وی را ملاقات کند و از نزدیک شاهد تلاش های پربارش باشد. امام در فرازی از سخنانش می‌فرماید: «من آن وقت مجلس می‌رفتم... برای تماشا... جوان بودم رفتم. مجلس آن وقت تا مدرس نبود مثل این که یک چیزی در آن نیست، مثل این که محتوا ندارد. مدرس با آن عبای نازک و با آن... قبای کرباسی وقتی وارد... مجلس می‌شد. طرح‌هایی که در مجلس داده می‌شد، آن که مخالف بود، مدرس مخالفت می‌کرد.» «من مجلس آن وقت را هم دیده‌ام. کانه مجلس منتظر بود که مدرس بیاید. با این که با او بد بودند ولی مجلس... احساس نقص می‌کرد. وقتی مدرس نبود. وقتی مدرس می‌آمد مثل این که یک چیزه تازه‌ای واقع شده.»

امام با علاقه‌ای که به شهید مدرس داشت به محل بحث‌های علمی مدرس نیز سر می‌زد و از آن چنین یاد می‌کند: «... من درس ایشان یک روز رفتم می‌آمد در مدرسه سپهسالار که مدرسه شهید مطهری است حالا، درس می‌گفت. من یک روز رفتم درس ایشان مثل این که هیچ کاری ندارد. فقط طلبه‌ای است دارد درس می‌گوید. این طور قدرت روحی داشت. در صورتی که آن وقت در کوران آن مسایل سیاسی بود که باید بروند مجلس و آن بساط را درست کند، از آنجا پیش ما رفت مجلس...».

حضرت امام به شدت تحت تاثیر شخصیت مدرس بود و اصرار داشت زندگی آن شهید در ابعاد گوناگون تبیین شده و الگو قرار گیرد؛ زیرا مخالفان و معاندان تبلیغ کرده بودند که روحانیت باید کنج مدارس و مساجد برود، مسایل شرعی بگوید و کاری با سیاست و اجتماع نداشته باشد تا معنویت خود را از دست ندهد. امام خمینی (ره) شهید مدرس را به عنوان نمونه‌ای معرفی می‌نماید که در مقابل استبداد و استعمار ایستادگی کرد و در صحنه‌های گوناگون اجتماعی سیاسی حضور فعال، همه جانبه، موثر و کارآمد داشت و در عین حال به مقامات معنوی هم دست یافت و معنویت و حالات اخلاقی‌اش در اوج بود.

ابتکارات شهید مدرس در سیاست و حکومت

ـ سیاست عین دیانت

جمله تاریخی شهید مدرس که «دین ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ماست » و همچنین سیاست موازنه عدمی و سلبی از ابتکارات آیت ا.. مدرس بود.

در عصر قاجار، شهید مدرس با دو بحران مواجه بود. یکی استبداد و خودرایی حکام و دیگر، استعمار و دخالت قدرت های خارجی که عصر پهلوی اول، ما با هر دو بحران آن هم بصورت شدیدتر و غلیظ تر و با گرایش دین ستیزی رضاخانی روبرو می شود؛ چرا که رضاخان، هشت ماه پیش از آنکه برای سرکوب آخرین بقایای جنبش جنگل به رشت لشکر کشی کند، در تهران با کمک اجانب انگلیسی، دست به کودتایی زده و نخستین گام را در راه کسب قدرت مطلقه و بنیانگذاری سلسله پهلوی، در سال 1404 برداشت. و بعد از آن شانزده سال با سیاستی خصمانه علیه فرهنگ اسلامی، با هدف برچیدن مذهب از صحنه سیاسی تلاش سیاسی تلاش کرد.

ـ استبداد ستیزی

شهید مدرس عقیده داشت تشکیلاتی که مبنای خود را بر زور و دیکتاتوری قرار می‌دهد هیچ خیر و صلاحی نصیب جامعه و مردمش نمی‌سازد. او به خوبی می‌دانست که از خود بیگانگی، جهالت و هراس نیروی مولد رشد را متوقف می‌کند و جامعه را نومید و سرخورده می‌سازد. به همین دلیل از موضع دیانت و مجتهدی پرهیزگار در جهت هویت مذهبی ملت و ایجاد اتکا و اعتماد به نیروی خود در میان مردم کوشید و در جهت نفی هرگونه سلطه از صحنه روابط انسان ها مردانه مبارزه کرد.

امام خمینی در این باره می‌فرماید: «آن که در مجلس (با ستم) مخالفت می‌کرد، جبهه ملی نبود، مدرس بود، نهضت آزادی نبود، مدرس بود که می‌ایستاد و برخلاف آنجا، اینها آن وقت چیزی نبودند، کاری نداشتند با این کارها...»

ـ سیاستمداران خادم ملت

شهید مدرس معتقد بود که دولتمردان خدمتگزار مردمند و ثانیا، ملت اساس مملکت محسوب می شود. مؤید قسمت اول، این گفتار اوست که می گوید: « ...تمام این مقامات که از سلسله های مختلف هستند؛ شاه و رئس الوزراء؛ پارلمان، حجة الاسلام، تمام اینها نوکر خلقند. می گوید: مجلس شورای ملی که عبارت از صد وکیل اند، همه وطن خواه، همه صاحب عقیده محکم، همه اسلامی، همه سیاسی، ولی در صورتی مقاومت با دنیا می¬کنند که با بطیعه ملت با آنها موافقت و پشتیبان آنها باش.

پس قوت با توجه به قلوب عامه است. یکی از راه های جلب قلوب مردم ساده زیستی است. قناعت و اعراض از مطامع دنیوی که خود شهید مدرس آنها را در عمل اثبات کرد. امام می‌فرماید: «منزلش یک منزل محقر از حیث ساختمان و زندگی یک زندگی مادون عادی که در آن وقت لباس کرباس ایشان زبانزد بود، کرباسی که باید از خود ایران باشد می‌پوشید». «ایشان با گاری آمد تهران، از قراری که آدم موثقی نقل می‌کرد، آنجا هم یک خانه مختصری اجاره کرد و من منزل ایشان مکرر رفتم، خدمت ایشان رضوان‌ا... علیه مکرر رسیدم.»

مردم محوری در اندیشه شهید مدرس

در اندیشه شهید مدرس، مردم نقش تعیین کننده ای در تشکیل و پایداری حکومت ها دارند و حکومت بدون مردم بی معنا خواهد بود و اصلا وجود نمی تواند پیدا کند و این مردم هستند که به دولت و شاخصه اصلی آن یعنی حکومت، تشخص و اعتباری می بخشد. شهید مدرس در این باره می گوید: حکومت علی هم معنایش این است که تمام کارهای عمومی راجع به خود مردم است. مردم وکیل معین می کنند که به امورات آنها رسیدگی می کنند. مجلس بالاتفاق یا به اکثریت به یک دولتی اظهار اعتماد می کنند و یک کارهایی وظیفه دولت است که باید آن کارها را بکند.

شهید مدرس حکومت یا پارلمانی را مشروع می داند که مخالف شرع نباشد که این مطلب را می توان در بحثی که شهید از مالیات و کم و کیف اخذ آن و اهمیت دریافت آن در جامعه می پردازند، یافت: اگر مملکت یا پارلمان ما مشروع باشند و مخالف شرع نباشد، یعنی پارلمان اسلامی باشد، می توان به آن مالیات داد و گرنه جای تامل است.

می توان گفت که سید به دفعات نظر مثبت خود را در مورد اصل جمهوری، به عنوان نظامی که از مشروطه سلطنتی هم به اسلام نزدیکتر است؛ عنوان ساخته بود و همچنین علت مخالفت شهید مدرس با رضاخان را می توان بخاطر عملکرد رضاشاه نسبت به جمهوری و خودسری و دیکتاتوری، به اضافه سرسپردگی و یا حافظ منافع اجانب بودن رضاخان ذکر کرد.

تفکیک قوا مانع استبداد

با وجود اعتقاد شهید مدرس به غلبه مجلس بر دیگر نهادهای سیاسی وی از تفکیک قوا و جلوگیری از دخالت مجلس در امور جزئی و اجرایی دفاع می کرد. وی قوای سه گانه حکومت ها، قوه مجریه، مقننه و قضائیه، دو قوه مقننه و مجریه را منتسب به مردم می داند.

درباره قوه مجریه، شهید مدرس عقیده دارد که وظیفه اساسی قوه مجریه، اجرای قوانین مصوبه قوه مقننه است؛ نه دخالت در قانون گذاری. در دیدگاه شهید مدرس، قوه مقننه را مردم انتخاب می کنند و کار قوه مقننه هم تدوین قوانین است؛ نه دخالت در حوزه های دیگر، البته قوانین وضع شده نباید تعارضی با قوانین شرع داشته باشند و ذکر این نکته هم خالی از فایده نیست که در دیدگاه شهید مدرس، قدرت برتر در کشور مجلس می باشد و اعتقاد دارد که در مقابل مجلس هیچ چیز نمی تواند بایستد. بنابر دیدگاه شهید مدرس قوه قضائیه هم بخش مستقلی از حکومت است. حتی به نظر ایشان درس خوانده های ممالک عربی نمی¬توانند در این قوه مشغول شوند و یا دولت نمی تواند حق قضاوت را به کسانی غیر از مجتهدین عادل واگذار نماید. با توجه به این ویژگی های قضاوت، شهید مدرس به استقلال قوه قضائیه و اینکه چه کسانی عهده دار این منصب باشند، بسیار حساسیت نشان دهد.

استکبار ستیزی محور سیاست خارجی آیت­ ا... مدرس

مقابله مدرس با استکبار و استعمار را می توان به دو دوره قاجار و پهلوی تقسیم کرد.

هم مرزی ایران با روسیه از یک سو و همجواری ایران با هند به عنوان پایگاه سیاسی ـ تجاری انگلستان در منطقه از سوی دیگر، از این سرزمینی حائل ساخته بود که چشمان روسیه، انگلستان، عثمانی و قدرت‌های دوست و دشمن آنان، تقریبأ هر حرکتی را در ایران زیر نظر داشت. در این حال اگر چه سیاست‌های داخلی و خارجی ایران حاشیه‌ی فراخی از آزادی عمل نداشت و در بسیاری از موارد، مرجعیت کلان سیاست‌ها، محصول توافق و همکاری، تعارض و مخالفت و سرانجام، رقابت قدرت‌های خارجی بود، اما وجود واسطه‌هایی در سیاست می‌توانست در راه یابی برخی مسائل حساس و حیاتی به تقویم سیاستگذاری‌ها، مؤثر باشد.

در اولین گام او عقیده داشت که ما بی طرفیم. نباید تمایلی نسبت به سیاست‌ها بشود. ما بی طرفیم ..... هر کسی تمایلی به سیاستی بنماید، ما یعنی ملت ایران با او موافقت نخواهیم کرد. اشخاصی آمدند و گفتند عقیده‌ی ما تمایل به سیاست انگلیس است. شاید یکی پیدا شود بگوید عقیده‌ی سیاسی من روس است ما ضد همه هستیم. ایرانی مسلمان باید مسلمان و ایرانی باشد ...... هر رنگی غیر از این داشته باشد، دشمن دیانت ما و دشمن استقلال ماست. (ترکمان ، 1373)

اندیشه‌ی بی طرفی مدرس در سیاست خارجی با دومین پایه‌ی این تفکر، یعنی موازنه‌ی منفی کامل می‌شود. در حالی که بی طرفی می‌تواند حکایت از نوعی رویکرد خنثی را داشته باشد، اندیشه‌ی موازنه‌ی منفی چهره‌ی نوعی رویکرد فعال را به خود می‌گیرد. او در این زمینه عقیده داشت که ایران باید سیاست موازنه‌ی عدمی را نسبت به همه مراعات کند. اندیشه موازنه عدمی در مقابل اندیشه موازنه مثبت بود که معتقد بود هر امتیازی که به انگلیس دادیم به روسها هم بدهیم و برعکس.

از سخنان و ابزارهای شهید مدرس در باب سیاست خارجی می توان چنین نتیجه گرفت که موازنه عدمی در روابط خارجی به معنای برقراری رابطه ای مستقلانه است که یک دولت متکی به ملت با دولت دیگر برقرار می سازد. این دولت مجری سیاست موازنه عدمی، چه در تئوری و چه در عمل با دادن هر نوع امتیازی که از نظر اقتصادی و سیاسی تامین کننده منافع ملی نباشد مخالف است و لذا سعی می¬کند با استفاده از تمامی امکانات سلطه قدرت های بیگانه را به حداقل برساند. بنابراین سیاست موازنه عدمی به معنی استقلال از هرگونه قدرت خارجی است، قدرتی که بخواهد با ایجاد رابطه ای نابرابر از تحول و تکاملی سیاسی و اقتصادی جامعه جلوگیری به عمل آورد. این موازنه، سیاست کنش پذیر و غیرفعال نیست بلکه علت برخورداری از حمایت مردم پرتحرک و فعال است در برابر هر تحول و دگرگونی در روابط بین الملل مستقلا تصمیم می­گیرد و عمل می­کند. به این نکته نیز باید توجه کرد که میان موازنه عدمی در روابط خارجی و موازنه عدمی در امور داخل جامعه رابطه¬ای متقابل وجود دارد و این دو موازنه در واقع یک موازنه هستند. (ازغندی، 1381: 335)

روشن است بی طرفی در کنار موازنه‌ی عدمی، آنهم برای دولتی حائل میان قدرت‌های بزرگ، از یک سو می‌توانست به برهم خوردن ترتیبات نظامی کشور و از سوی دیگر به دگرگون شدن روابط تجاری با دولت‌های بزرگ بینجامد. در این حال، ایران اگر چه فاقد پتانسیل‌های بخشی لازم برای پوشش دادن به تغییر مرجعیت کلان و هماهنگ سازی خود با آن بود و دولتهای بزرگ و طرفداران داخلی آنها از چنین تغییری طرفداری نمی‌کردند، اما بیان این اندیشه، تجربه‌ای در راه شالوده شکنی و بنیانگذاری اندیشه‌های نو در حوزه‌ی سیاستگذاری خارجی محسوب می‌شد. (ترکمان 1373)

به باور شهید مدرس در شرایط حساس سیاسی، سالهای انقلاب مشروطیت و فروپاشی قاچار تنها پیروی از سیاست موازنه عدمی می توانست منافع ملی ایران را تامین کند، چراکه مقتضای وضعیت ما، مقتضای دیانت ما، صلح و همزیستی با دول دیگر است. پایبندی به اسلام در هیچ شرایط مکانی و زمانی اجازه تعرض به ما نمی دهد مگر اینکه قصد دخالت و نفوذ داشته باشند. (ازغندی، 1381: 336)

به هر ترتیب از سخنان و اظهارنظرهای شهید مدرس در باب سیاست خارجی می¬توان چنین نتیجه گرفت که موازنه عدمی در روابط خارجی به معنای رابطه ای است که یک دولت متکی به ملت با دول دیگر برقرار سازد. این دولت مجری سیاست موازنه عدمی چه در تئوری و چه در عمل با دادن هر نوع امتیاز که از نظر اقتصادی و سیاسی تامین کننده منافع ملی نباشد، مخالف است و لذا تلاش می¬کند با استفاده از تمامی امکاناتت سلطه قدرت های بیگانه را به حداقل برساند. بنابراین سیاست موازنه عدمی به معنی استقلال از هرگونه قدرت خارجی است، قدرتی که بخواهد با ایجاد رابطه¬ای نابرابر از تحول و تکامل امور سیاسی جلوگیری کند.

مصادیق استعمار ستیزی شهید مدرس

1- رد اولتیماتوم ( ضرب العجل روسیه )

از جمله مواردی که نطق شهید مدرس در مجلس دوم درخشید نطق کوتاهی بود که حدود یکسال بعد از ورود به مجلس، در ذی حجه 1329 هـ.ق به مناسبت اولتیماتوم دولت روسیه ایراد کرد. در این اولتیماتوم دولت روسیه اخراج مورگان شوستر را از ایران صادر کرده بود. شهید مدرس در این نطق نمایندگان را به مخالفت تشجیع کرد و همین امر منتهی به رای مخالفت مجلس شد و روسیه تزاری نتوانست از طریق مجلس به خواسته نامشروع خود دست یابد. ناصرالملک نایب السلطنه مجلس را منحل و اولتیماتوم روسیه را پذیرفت.

2- مخالفت با قرارداد 1919

دولت میرزا حسن وثوق الدوله که با تحصن آزادیخواهی همچون مدرس به جای دولت صمصام السلطنه بختیاری انتخاب شده بود به مردم خیانت کرد و با همکاری نصرت الدوله و صارم الدوله در حالی که هر یک مبالغی از دولت انگلستان رشوه گرفته بودند، قرارداد 1919 را با دولت انگلیس منعقد ساخت. امضاء این قرارداد موجبات خشم و نفرت شخصیت های مذهبی و ملی را فراهم ساخت. شهید مدرس در راس مخالفان این قرارداد قرار داشت. مخالفت شخصیت های همچون شهید مدرس با این قرارداد موجبات شکست آنرا فراهم ساخت و عاقد قرارداد معزول و به اروپا رفت.

 

شهید مدرس پیشگام اقتصاد مقاومتی

با مروری بر زندگی و مبارزات و اندیشه های شهید مدرس درباره سیاست داخلی و خارجی می توان او را از پیشگامان اقتصاد مقاومتی نامید. اصول چهارگانه اقتصاد مقاومتی عبارت است از: عدل اقتصادی، رونق تجارت، سرمایه گذاری برای رفع وابستگی به بیگانگان، هزینه شدن درست بودجه. در بسیاری از این اصول اندیشه های شهید مدرس در صدد تحقق اقتصاد مقاومتی و استقلال از بیگانگان در عرصه های مختلف بوده است.

1- ساده زیستی و تاکید بر استفاده از تولید داخلی

او در ارتباط با صرفه جویی، قناعت نمودن مردم به کالاهای تولید داخل و پرهیز از مصرف کالاهای کشورهای دیگر می گوید: «علاج این کار منحصر به این است که مخارج را کم کرد... این وظیفه ی خود مردم است که حاضر شوند از امتعه ی خارجه به قدر احتیاج استعمال کنند و زیاد افراط نکنند و الّا پولی که از این جا بیرون می برند، مفت که نمی برند، باید در مقابل اجناس وارد، یک چیزی ببرند. از داخله که جنس نمی برند، عوضش پول می برند. وی در جای دیگر طی سخنانی همه را به استفاده از منسوجات کارخانه های داخلی سفارش می کند و برای تهیهی لباس مستخدمین دولتی از پارچه های ایرانی اظهار می دارد:

«کلیه ی مستخدمین دولت باید لباس آنها از پارچه های ایرانی باشد. از متخلّفین از این ماده، صدی بیست حقوق کسر خواهد شد، مادام که متلبّس به آن لباس می باشد. البته شهید مدرس خود به این امر عامل بود

او از همان نخستین روزهای حیات فکری، فرهنگی و سیاسی، زندگی ساده و بی‌تکلف را بر راحت طلبی و رفاه ترجیح داد تا بتواند بدون تعلق خاطر به مادیات، رسالتی که احساس می‌کرد به انجام برساند. تخت خوابش حصیر، بالشش عمامه، لحافش عبا، لباسش یک پیراهن کرباس و غذایش نان و ماست و آبگوشت بود. در واقع او مبارزه را از خود شروع کرد و دیو نفس را سرکوب ساخت. او می‌دانست راهی که برگزیده ترور، تبعید، زندان، شکنجه و شهادت دارد. بنابراین، از همه چیز گذشت تا موفق گردید از جان خود در راه جانان بگذرد. آری، او ستیز با امیال خود را در رأس برنامه‌هایش قرار داد تا بتواند در میدان مبارزه بیرونی تا آخرین نفس استقامت کند. آیت ا... مدرس خود می‌گوید: «اگر من نسبت به بسیاری از اسرار آزادانه اظهار عقیده می‌کنم و هر حرف حقی را بی‌پروا می‌زنم برای آن است که چیزی ندارم و ازکسی هم نمی‌خواهم اگر شما هم بار خود را سبک کنید و توقع را کم نمائید، آزاد می‌شوید.»

2- اتکاء به قدرت داخلی در تامین امنیت

شهید مدرس استواری، استحکام، رشد و ترقی جوامع را در ارتباط مستقیم با امنیت آنان می‌دانست و از مدافعان آن بود. او برای دستیابی به امنیت در سیاست خارجی، شعار موازنه عدمی را مطرح کرد. شهید مدرس در برابر هر قدرتی که می‌خواست به قلمرو اسلامی و جامعه مسلمانان تعدی کند، می‌ایستاد و شرق و غرب و داخلی و خارجی برایش تفاوت نداشت.

اندیشه‌ی بیطرفی شهید مدرس در سیاست خارجی با دومین پایه‌ی این تفکر، یعنی موازنه‌ی منفی کامل می‌شود. در حالی که بی¬طرفی می‌تواند حکایت از نوعی رویکرد خنثی را داشته باشد، اندیشه‌ی موازنه‌ی منفی چهره‌ی نوعی رویکرد فعال را به خود می‌گیرد. او در این زمینه عقیده داشت که ایران باید سیاست موازنه‌ی عدمی را نسبت به همه مراعات کند.

3- اقتصاد درون زا

شهید مدرس خودباوری را یکی از اصول مسلم دانسته و تاکید میکند: سرمایه گذاری برای رفع وابستگی به بیگانگان ضروری است.

وی توازن در دخل و خرج را از اصول دیگر ترسیم کرده و تاکید میکند: یکی از راه های اساسی پیشرفت ایران و بهبود وضع زندگی مردم ایجاد هماهنگی در عایدات و مخارج دولت و مردم است و رعایت این اصل اساسی را برای بی نیاز شدن دولت از منابع مالی خارجی، ضروری تلّقی می شود.

او استقراض از کشورهای بیگانه را به صلاح مردم و مملکت نمیدانست و چاره را در آن می دید که مخارج با درآمدها هماهنگ و توازن داشته باشد.

4- محرومیت زدایی

وی در پرهیز از تحمیل مالیات سنگین بر مردم را ضروری دانسته و با بیان اینکه این روش مانع ایجاد انگیزه¬ی فعالیّت در صاحبان کار و سرمایه است می¬فرماید: «عقیده ام این است که ما بایستی تحریص و ترغیب کنیم تا هر کس پول دارد به ربح (سود) ده دو و ده چهار ندهد و ببرد کارخانه بسازد، تا هم خودش منفعت ببرد، هم اهل ایران از برکت آن منفعت ببرند .»

5- هزینه شدن درست بودجه نیز از تفکرات اقتصادی شهید مدرس بود.

6- توسعه صادرات

بهبود وضع تجارت، تسهیل صدور کالاهای ایران به کشورهای دیگر و در نظر گرفتن حقوق صادرکنندگان کالا، راه کارهایی بود که شهید مدرّس برای رفاه و آسایش مردم ضروری میدانست. این شیوه به نظر وی چند حسُن داشت:

1 - توسعه ی صادرات و جذب ارز به داخل کشور؛

2 - حمایت از تولیدکنندگان داخلی و ترغیب آنان به فعالیت های کمّی و کیفی گسترده تر؛

3 - جلوگیری از خروج سرمایه های داخلی و تشویق سرمایه داران به سرمایه گذاری در ایران؛

4 - بهبود زندگی مردم و جلوگیری از فقر بیش از حدّ آنان؛

5 - جلوگیری از عقب ماندگی کشور؛

6 - کوتاه کردن دست واسطه گران بیگانه؛

7 - اصلاح نظام اقتصادی کشور؛

8 - ممانعت از ورود کالاهای غیر ضروری خارجی به ایران؛

9 - تلاش برای توسعه ی پایدار کشور؛

10 – کیفیت بخشی به تولیدات داخلی.

شهید مدرّس درباره­ی تسهیل شرایط لازم برای صدور کالاهای ایرانی به دیگر کشورها می­گوید: «مملکت ما محتاج است... محتاج است صادراتش زیاد شود...، بلکه شاید ان شاءا... صادرات ما زیاد شود و چهار تا پول در این مملکت پیدا شود.

عدالت

عدل از دیدگاه شهید مدرّس معنا و مفهوم خاصّی داشت. در نظر او همه در برابر امکانات جامعه مساوی بودند و باید به یک میزان از آن بهره ببرند. او می­گفت: «عدل آن است که از مورد گرفته شود و به مورد خرج شود. از همان هایی که گرفته می­شود، خرج همان­ها شود. این معنی عدل است. از ملّت پولی که گرفته می­شود، به مصارفی برسد که به نفع آن ملّت باشد. من بعد لقب و اشراف را کنار بگذارید، زیرا چه غنی و چه فقیر، باید به قدر مقدور از این مملکت بهره ببرند و زندگی کنند.

جمع بندی

شهید مدرس را می­توان قهرمان مبارزه با استبداد و استعمار و پیشگام در اندیشه عدم تعهد و استقلال و نیز اقتصاد مقاومتی دانست. شهید مدرس با کسب دانش دین از علمای تراز اول نجف و با درک درست شرایط زمانه با تشخیص درست الزامات سیاست داخلی و خارجی از شخصیت­های تاریخ ساز معاصر محسوب می­شود. اگرچه با شهادت این مجاهد اندیشمند رضاخان به اهداف خود رسید اما کوشش­ها و نقش محوری شهید مدرس در مجلس در مقابله با استبداد و استعمار تعیین کننده بود. تاکید وی بر اقتصاد مقاومتی و توجه به سرمایه ها و تولیدات ملی، ترسیم نظریه موازنه عدمی در سیاست خارجی در عین دوستی با جهان و نیز نقش قایل شدن به قوای سه گانه اداره کشور و پرهیز از تداخل مسئولیت ها، شهید مدرس را به شخصیتی کم نظیر بدل ساخت که می­توان گفت از جمله چهره­های تاثیرگذار در تکوین شخصیت سیاسی امام راحل بود. امام خمینی (ره) بارها شهید مدرس را الگوی نمایندگی بر می شمردند. می­توان گفت دیانت، معنویت، شجاعت و شهامت، مردمی بودن و ساده زیستی، درک درست زمانه و نیز دغدغه ملت داشتن از جمله ویژگی­های شخصیتی مدرس در ترسیم الگوی نماینده تراز است. به نظر می­رسد شناساندن بیشتر شخصیت وی و عمل به بسیاری از توصیههای وی در عرصه های مختلف سیاسی و اقتصادی و فرهنگی راهگشاست.

 


خروج




درباره شورا

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 و استقرار جمهوری اسلامی ایران، موضوع مشارکت مردم در عرصه‌های مختلف به عنوان نماد و تبلور عینی جمهوریت مورد توجه ویژه حضرت امام خمینی(ره) و سایر مسئولان کشور قرار گرفت.   ادامه...

 

سروش ايتا اينستاگرام آپارات ايميل

آمار بازدید

  • بازديدکنندگان آنلاين : 18

  • بازديد کنندگان اين صفحه : 575390

  • بازديدکنندگان امروز : 775

  • کل بازديدکنندگان : 1224397

پیوندها