نسخه چاپي
1398/05/02 :: ١٠:٥٤ 

تحلیل بیانیه گام دوم انقلاب(قسمت اول)

صدور بیانیه‌های مهمی از قبیل بیانیه «گام دوم انقلاب» از طرف رهبر معظم انقلاب مسبوق به‌سابقه بوده و حداقل به‌صورت روشن در دو مقطع، امام خامنه‌ای راهبرد انقلاب و مسیر آینده را به صورت شفاف در قالب پیام‌هایی از این دست، با مردم و مسئولان در میان گذاشته‌اند...

تحلیل بیانیه گام دوم انقلاب(قسمت اول)

مقدمه

صدور بیانیه‌های مهمی از قبیل بیانیه «گام دوم انقلاب» از طرف رهبر معظم انقلاب مسبوق به‌سابقه بوده و حداقل به‌صورت روشن در دو مقطع، امام خامنه‌ای راهبرد انقلاب و مسیر آینده را به صورت شفاف در قالب پیام‌هایی از این دست، با مردم و مسئولان در میان گذاشته‌اند؛ یکی در اولین سالگرد ارتحال حضرت امام (ره) و دیگری در بیستمین فجر پیروزی انقلاب اسلامی. افزایش فشار دشمنان خارجی و خودباختگان داخلی از جمله ویژگی اصلی مقاطع صدور این بیانیه‌ها ست، به گونه‌ای که بوق‌های تبلیغاتی دشمنان در آن برهه‌های زمانی به‌زعم خود سازشان را برای نواختن نوای پایان انقلاب اسلامی کوک کرده بودند و عوامل داخلی‌شان نیز همصدا با آن‌ها هر روز روضه ناامیدی و «ما نمی‌توانیم» را با صدای بلندتری می‌خواندند. با این‌حال رهبر معظم انقلاب در بیانیه‌های خود نه مشکلات را کتمان کرده و نه نوای ناامیدی سرمی‌دادند، بلکه آینده را روشن و نسخه شفابخش مسیر رو به‌جلو را پیش روی ملت و مسئولان قرار دادند.

به‌ رغم اجماع جهانی و کمک‌های همه‌جانبه متحدان غربی صدام، انقلاب نوپای اسلامی توانسته بود در ۱۰ سالگی خود بدون از دست دادن ذره‌ای از خاک وطن، از جنگ تحمیلی به سلامت عبور کند. حالا دشمنان ناباورانه دهه اول انقلاب را در منزل مقصود بنیانگذار کبیرش می‌دیدند و از این رو تمرکز و رویابافی خود را برای نابودی جمهوری اسلامی در دهه دوم انقلاب گذاشتند؛ چشم طمعی که با ارتحال بنیانگذار کبیر انقلاب برق بیشتری می‌زد و آرزوی خود را دست یافتنی‌تر می‌دید. در آستانه اولین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) (۱۰ خرداد ۱۳۶۹) امام خامنه‌ای در پیامی مهم نقشه دشمنان را نقش بر آب کردند. ایشان در این پیام اساسی‌ترین معارف انقلاب را که در شمار بیّنات مکتب انقلاب و برخاسته از اصول و احکام اسلام بود، در ۱۲ بند یادآور شدند تا از طرفی راهبرد آینده را تبیین کرده و هرکس در هر جایگاهی را برای رسیدن بیش از پیش به این اهداف ملزم و از طرفی دیگر طمع خام عده‌ای مبنی بر پایان اهداف و آرمان‌های انقلاب را رسوا کنند؛ محکمات و بیّنات انقلاب که از شاخص‌های سیره و راه امام، عدالت اجتماعی، خودکفایی و پیشرفت علمی تا وحدت کلمه و حفظ عزت و کرامت انقلابی جمهوری اسلامی و ملت ایران در مناسبات بین‌المللی را دربر می‌گرفت. هرچه شمارش معکوس به سال‌های پایانی دهه دوم انقلاب و روز‌های ۲۰ سالگی انقلاب اسلامی می‌رسید، آتش اقدامات معاندان نیز تندتر می‌شد. خیال خام اینکه، ایران ۲۰ سالگی انقلابش را نخواهد دید، هر روز به زبان‌های مختلف از تریبون‌های غرب تبلیغ می‌شد.

ناگفته پیداست که این خیال خام به گفتار محدود نبود و غرب برای این هدف هزینه‌های هنگفتی در نظر گرفته بود؛ هزینه‌های هنگفتی که تنها بخشی از آن‌ها علنی بود. بر این اساس رسیدن به ۲۰ سالگی و مرحله بلوغ و تکامل انقلاب به مذاق دشمنان خوش نمی‌آمد، تا آنجا که حتی عبارت جوانی انقلاب را نیز برنمی‌تافتند و انقلاب را از کارافتاده و در راه‌مانده می‌خواندند. رهبر معظم انقلاب ۲۱ بهمن‌ماه 1377 در آستانه بیستمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی با صدور بیانیه‌ای مهم خطاب به ملت ایران، به تبیین شرایط روز و راهبرد آینده انقلاب پرداختند.

امام خامنه‌ای در این پیام ملت‌های پیشرو و موفق جهان را ملت‌هایی دانستند که در تندباد حوادث تصمیمی شرافتمندانه و شجاعانه گرفته و سختی‌های مجاهدت و پایداری را با شوق و شور، تحمل کرده‌اند و خود را با تلاش و هوشمندی به نقطه امن و عزت و استقلال رسانده‌اند. سپس به شرح راه طی‌شده و تبیین چگونگی به ثمر نشستن انقلاب اسلامی پرداختند. رهبر انقلاب در ادامه اشاره داشتند که با برافراشتن پرچم جمهوری اسلامی به‌طور همزمان دو جریان عظیم در سراسر گیتی آغاز شد؛ اول روند درس‌گیری ملت‌های مستضعف و ستمدیده و دوم روند دشمنی‌ها و توطئه‌ها که از نخستین روز‌های انقلاب آغاز شده و به‌تدریج با زائل شدن سردرگمی سیاستمداران دولت‌های استکباری بر اثر پیروزی انقلاب اسلامی به عناوین مختلف عمق و گسترش پیدا کرده است. جنگ، کودتا، شورش‌آفرینی، ترور، توطئه‌های سیاسی و اقتصادی و حبس ذخایر ارزی تنها بخشی از توطئه‌های استکبار در آن سال‌هاست که با به‌کار‌گیری صد‌ها رادیو، روزنامه، ده‌ها هزار مقاله و گفتار تبلیغاتی در آن سال‌ها به شبیخون همه‌جانبه فرهنگی نیز رسیده بود.

ایشان در ادامه این پیام عنوان داشتند امروز هم مانند گذشته دشمن فعال، ولی آینده روشن است و جوانان را به‌عنوان آینده‌سازان این انقلاب خطاب قرار داده و تاکید کردند دشمنی دشمنان و هیاهوی آنان نباید اراده‌ها را سست و دل‌ها را مرعوب کند. ایشان همچنین در این پیام به صراحت بیان داشتند: «خطای بزرگی است اگر کسی گمان کند با نرمش و عقب‌نشینی می‌توان دشمن را از پیشروی بازداشت. دشمن یعنی همان استکبار جهانی و به‌طور ویژه آمریکا و صهیونیسم، به چیزی کمتر از بازگرداندن وضع پیش از انقلاب یعنی سلطه کامل سیاسی و اقتصادی و قبضه کردن ایران و بر سر کار آوردن دست‌نشانده‌ای همچون محمدرضا پهلوی راضی نخواهد شد. ملت ایران باید با استقامت و قاطعیت خود آن‌ها را برای همیشه مأیوس کند و خواهد کرد».

امروز و در چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی و با پشت سر گذاشتن تمام فراز و نشیب­های گذشته، ایران اسلامی خود را در عرصه جدیدی می­بیند که نیازمند دکترین نوینی می­باشد که آینده را همواره بهتر و پررونق­تر از گذشته رقم زند، دکترینی که هسته مرکزی آن «سپردن کار به جوانان» برای «یک پیشرفت همه‌جانبه» است. بواقع بیانیه‌ی گام دوم نقطه‌ی عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی است. این بیانیه هم نشانگر پیشرفت‌هایی است که در چهل سالِ انقلاب اسلامی برای ایران، منطقه و جهان اسلام به دست آمده و هم راهبردی برای آینده‌ی نظام و حرکت انقلاب است.

بیانیه گام دوم به این معنی است که ما یک گام برداشته‌ایم و درصدد برداشتن گام دوم هستیم این بیانیه به منزله مانیفستی است که بازمهندسی چهل سال آینده انقلاب را مورد توجه دارد. مقام معظم رهبری با نگاه عمیقی که دارند بیانیه گام دوم را در سه محور ارائه کرده اند.

در محور اول یافته‌های نظام جمهوری اسلامی مورد تاکید قرار میگیرد. در محور دوم به ظرفیت‌ها اشاره می شود و در محور سوم نیز ۷ توصیه ارائه می شود که مسیرهای آینده را در حوزه‌های مهمی همچون علم، معنویت و عقلانیت، سبک زندگی، اقتصاد، زیرساخت‌های مهم فن‌آوری های آینده مورد توجه قرار می دهد.

 هدف بلند مقام معظم رهبری «مدظله‌العالی» در گام دوم انقلاب شکل گیری و استقرار تمدن نوین اسلامی است یعنی رسیدن به آن تمدن و مدنیتی که رهبر انقلاب در گام دوم نوید آن را داده است. بیانیه‌ی گام دوم بیانیه‌ای راهبردی، استراتژیک و هوشمندانه و بیان­کننده دومین مرحله‌ی خودسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی است. متناسب با این فضا در ادامه به ابعاد محوری این بیانیه خواهیم پرداخت.

 

 ترسیم وضعیت گذشته ( پیش از انقلاب )

گام دوم انقلاب روایتی است توأمان از سرگذشت و سرنوشت یک ملت؛ داستانی از آن‌چه بر ما رفته و از پس آن رؤیایی که ادامه‌ی این داستان و همچون امکانی برای آینده پیش روی ماست. تبعید، زندان، ترور، جنگ نظامی، تحریم اقتصادی و شبیخون فرهنگی، بار دراماتیک این قصه را بر دوش کشیده‌اند.

دوره‌ی سلطنت قاجار و پهلوی با ویژگی‌هایی مانند استبداد، عقب‌ماندگی از قافله‌ی علم و فناوری و وابستگی به قدرت‌های خارجی، کشور ما را وارد یک دوره‌ و روند انحطاط و سراشیبی نموده بود. در دوره‌ی طولانی حکومت قاجارها،‌ به ویژه در دوره‌ی ناصرالدین شاه قاجار، روسها و انگلیسی‌ها در کشور و مقامات نفوذ گسترده‌ای داشتند و با گرفتن امتیازات سیاسی و اقتصادی متعدد، این انحطاط را شدت می‌بخشیدند. در این دوره بخش‌های بزرگی از کشور در شمال و شرق از دست رفت.

دوره‌ی حکومت پهلوی‌ها نیز که با کودتای رضاخان شروع شد و با سقوط او و روی کار‌آمدن محمدرضا و سپس کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ادامه یافت، دارای این ویژگی‌ها و عقب ماندگی بود و بر این انحطاط صحه می‌گذاشت:

۱- ویژگی استبدادی رژیم پهلوی زبانزد خاص و عام بوده و به ویژه در دوره‌ی رضاخانی و نیز از زمان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به بعد در دوره‌ی محمدرضا شاه که در آن ساواک همه‌ی محافل را کنترل و با انواع شکنجه‌ها گروه عظیم زندانیان سیاسی و با القای ترس در جامعه یک آرامش ظاهری پدیده آورده بود.

۲- وابستگی به قدرت‌های خارجی و نبودن استقلال، ویژگی دیگر رژیم پهلوی بود. چرچیل و روزولت در کنفرانس تهران (۱۹۴۳ میلادی) در مورد رضاشاه گفتند که خودمان او را آوردیم و خودمان او را بردیم. همچنین کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد،‌ تصویب لایحه‌ی کاپیتولاسیون در ۱۳۴۳ و نیز تبدیل محمدرضا پهلوی به ژاندارم آمریکا در منطقه براساس دکترین دوستونی نیکسون بعد از شکست آمریکا در نبرد ویتنام بیانگر وابستگی او به بلوک غرب بود. هم چنین در زمان او بحرین که از نظر تاریخی همواره بخشی از ایران بوده است،‌ از کشور جدا گردید.

۳- عقب ماندگی در علم و فناوری ویژگی بارز دیگر رژیم پهلوی و سرعت پیشرفت علم در این زمان صفر بود. در مراکز دانشگاهی و نهادهای علمی تولید علم صورت نمی‌گرفت و بیشتر نیروی مدیریتی لازم برای خدمت در شرکت‌ها به علاوه‌ی پزشکان مورد نیاز کشور از خارج وارد می‌شد. هم‌زمان با افزایش جهانی بهای نفت، تعدادی صنایع مصرفی ایجاد شده بود که یا از نظر مواد اولیه وابسته به واردات و یا اساساً مونتاژی بودند.

وقوع پیروزی انقلاب اسلامی به این دوره‌ی انحطاط تاریخی پایان داد و به ایجاد نظام مردم‌سالاری دینی، مستقل از قدرت‌های بیگانه ایران را در مسیرپیشرفت قرار داد.از نظر مقام معظم رهبری بیانیهدر گام دوم انقلاب این عقب‌افتادگی بایستی با گام و جهشی بلند جبران شود.

 

ترسیم وضعیت سال­های پس از انقلاب و چالش های پیش رو

هدف مقام معظم رهبری در ترسیم وضعیت چهل ساله انقلاب در این بیانیه این است که ایشان با ترسیم این وضعیت در صدد تعیین چشم انداز آینده انقلاب اسلامی ایران می باشند. به عبارت دیگر چهل سال از انقلاب شکوهمند اسلامی گذشته و یک تجربه بسیار عظیمی متراکم شده است و منبعد می بایست قدم بلند بعدی را با استفاده از این تجربه‌ها برداشت. در بیانه صراحتاً اعلام می شود که  جمهوری اسلامی از تصحیح خطا‌های خود گریزان نیست، اما در عین حال به گذشته طی شده افتخار می‌کند و از تجربیات دیروز برای حال و آینده بهره می‌برد.

بخشی از بیانیه گام دوم انقلاب بازخوانی کارنامه چهل ساله و اشاره به دستاوردهای انقلاب است.

یکی از دستاوردهای بزرگ چهل سالگی انقلاب که مقام معظم رهبری به آن اشاره میکند حفظ آرمانهاست. 'آرمان‌های این انقلاب، آزادی، اخلاق، معنویت، عدالت،‌ استقلال، عزت، عقلانیت و برادری به دلیل سرشته بودن با فطرت هرگز بی‌مصرف نمی‌شوند'. انقلاب اسلامی ایران، تنها انقلابی است که در این ۴۰ سال به خوبی آرمان‌هایش را حفظ نموده و همچنان از آنها دفاع، بر آنها تأکید و برای دستیابی به آنها تلاش می‌کند. این امر زمانی بهتر درک می‌شود که به سرنوشت آرمانهای انقلاب‌های معاصر دیگر توجه کنیم.

از دیگر دستاوردهای چهل ساله انقلاب اسلامی که در بیانیه به آن اشاره می شود علم و پیشرفت، خودباوری، محرومیت زدایی و فرصت دادن به مردم برای حق تعیین سرنوشت در ایران است.

مقام معظم رهبری در این بیانیه در کنار اشاره به دستاوردهای چهل ساله و روایت کارنامه غرور آفرین انقلاب اسلامی، به گذشته نگاهی آسیب‌شناسانه نیز داشته اند و ضعف‌هایی به مانند فساد، کاستی‌های اقتصادی و مسئله عدالت را نیز مطرح می‌کنند.عدالت و مبارزه با فساد مهمترین بحث قابل توجه در این زمینه است.

در این راستا مقام معظم رهبری به صورت مصداقی و عینی بحث کرده است. مبارزه با شکاف‌های عمیق طبقاتی و ویژه‌خواری‌ها نمونه ای از آنهاست. در فرازی دیگر از بیانیه ایشان به عملکرد ضعیف مدیریتی  اشاره می کند: «عملکرد‌های ضعیف، اقتصاد کشور را از بیرون و درون دچار چالش ساخته است.»

نتیجه این نقاط ضعیف و آسیب ها از دید مقام معظم رهبری در گام این است که آنچه تاکنون شده، با آنچه باید میشده و بشود، دارای فاصله‌ای ژرف است.

اما همانطور که ذکر شد ایشان با ترسیم این وضعیت ( نقاط قوت و ضعف) در صدد تعیین چشم انداز و ترسیم وضعیت آینده انقلاب اسلامی ایران می باشند.

 

دستاوردهای چهل­ساله انقلاب اسلامی


۱ . استقلال و حفظ تمامیت ارضی    
در دوره‌های قبل از جمهوری اسلامی، همیشه ایران تجزیه شد و همیشه از ایران کَندند. هیچ‌کدام از سلاطین پهلوی و قاجار، این افتخار را ندارند که بتوانند بگویند ما مرزهای ایران را حفظ کرده‌ایم. قاجارها که وضعشان معلوم است. پهلوی‌ها هم، شهرهای مرکزی ایران را سالها زیر چکمه‌ی سربازان خارجی انداختند و زن و مرد و ناموس این کشور را به دست آن‌ها دادند. تنها جمهوری اسلامی بود که مردانه ایستاد و نگذاشت که متجاوزین یک قدم جلو بیایند. هشت سال جنگ مگر شوخی است؟! هشت سال جنگ و آن همه فداکاری! جوانان ما در مقابل اتّحاد شرق و غرب و «ناتو» ایستادگی کردند و میهن را نجات دادند.[۱] فرق است بین آن کشوری که مسئولانش می‌خواهند امور جاری آن کشور را، «باری به هر جهت» اداره کنند، با کشوری که مسئولانش می‌خواهند یک تحوّل اساسی در کشور به وجود آورند و زندگی مردم را از وضع رقّت‌باری که سلطه‌های استبدادی و پادشاهی در طول زمان، بخصوص سلاطین وابسته و فاسد پهلوی و اواخرِ قاجار، به وجود آورده بودند، نجات دهند. واقعاً آبروی ایران و ایرانی را در دنیا برده و همه چیز این کشور را دچار انحطاط کرده بودند. در چنین زمینه‌ای، مردانی دامن همّت به کمر زده‌اند و اداره‌ی امور کشور را بر عهده گرفته‌اند و می‌خواهند زندگی مردم را از آن وضعیت، به وضع یک کشور پیشرفته‌ی آبرومندِ برخوردار از عزّت و کرامت در سطوح بین‌المللی، تبدیل کنند و این کشور و این ملت بزرگ را به آن جایگاهی که شایسته‌ی اوست، برسانند..    

۲. ارتقای جایگاه ایران در جهان     
واقعیتی که امروز در جامعه‌ی ما هست این است که ما یک کشوری هستیم که بر اثر تکیه‌ی بر باورهای خودمان و اظهار شجاعت در میدان؛ در دنیا یک ملت شاخص شده‌ایم؛ نمی‌گویم شاخص‌ترین، اما یک ملت شاخصیم. این ایرانی که امروز شما دارید می‌بینید، این ایرانِ دوره‌ی رژیم گذشته نیست؛ وقتی محاسبه می‌کنیم، در دنیا، در بین ملت‌ها و دولت‌ها، در محافل سیاسی دنیا، در تعاملات بین‌المللی و در موازنه‌ی بین قدرت‌های بزرگ دنیا، این ایران، این ملت و این مجموعه‌ی حکومت، یک مجموعه‌ی درخور احترام است.   

۳. امید افزایی در جهان اسلام         
این انقلاب در دنیای اسلام و دنیای عرب امیدها را زنده کرد. وقتی انقلاب ما پیروز شد، به‌طور کلّی دنیای عرب و دنیای اسلام در یک حال رکود و سکوت و نومیدی به‌سرمی‌برد؛ صهیونیست‌ها کار خودشان را پیش برده و همه را ترسانده بودند و هیچ ملتی گمان نمی‌کرد درِ امیدی برایش باز باشد. ناگهان دروازه‌ی عظیم فَرَج گشوده شد و ملت‌ها امید پیدا کردند. صهیونیست‌ها خیال می‌کردند فلسطین را خورده‌اند و تمام شده است. شما ببینید امروز ملت فلسطین با همه‌ی وجود و با همه‌ی توان وسط میدان آمده است و بااینکه فشار زیادی هم روی او وارد می‌کنند، بازایستاده است. این فقط شکست اسرائیل نیست؛ این شکستِ امریکاست؛ این شکستِ همه‌ی قدرت‌های صهیونیستی است که بر دنیا مسلّطند. یک ملت بی‌سلاحِ محصور در اراضی فلسطین، همه‌ی این‌ها را عاجز و بیچاره کرده است    

۴. رشد اسلام‌خواهی و بیداری اسلامی در جهان   
اسلام بر تمام مکاید دشمنانش پیروز خواهد شد. اگر یک روز در سراسر جهان به ما و یا به دیگر انسان‌های معمولی می‌گفتند که در قلب اروپا کسانی به شوق اسلام‌خواهی تشکل پیدا خواهند کرد، باورش مشکل بود. اگر می‌گفتند که امپراتورىِ بنا شده بر اساس مادّیگری و ضدیت با خدا، متلاشی خواهد شد، باورش مشکل بود. اگر می‌گفتند در کشورهای ارتجاعی و علی الظّاهر اسلامی و علی الباطن محکومِ قدرت‌های وابسته‌ی به غرب و دستگاه‌های ضد اسلامی، حرکت‌های اسلامىِ مترقی به وجود خواهد آمد، باورش مشکل بود. اگر می‌گفتند در اقصا نقاط کشورهای اسلامی، مردم مسلمان با انگیزه‌های ایمانی خودشان حرکت و قیام و فداکاری خواهند کرد تا کلمه‌ی اسلام را بلند کنند، باورش مشکل بود؛ چون دستگاه حاکمیت استکبار جهانی و سلطه‌ی شیطانی، تمام ترتیبات را به گونه‌ای ردیف کرده بود که معنویت و دین ـ و بخصوص اسلام ـ به کلی از صحنه خارج بشود. اما معجزه‌ی الهی تحقق پیدا کرد، اسلام به صحنه آمد.[۵] ببینید امروز در اروپا و در قلب مدنیت و فرهنگ غربی که اسلام را خصم خود می‌داند و با اسلام مبارزه می‌کند، دعوت اسلامی چه شور و نشاطی به وجود آورده است. حقیقت همین است و آینده نیز محکومِ همان حقیقتی می‌باشد که انبیای عظام خبر داده‌اند و اسلام به ما وعده داده است.

5- رشد آزادی و تشویق جوانان به آزاداندیشی
در این جمهوری، هرکس هرچه می‌خواهد، می‌گوید. هرکس در هر مشرب و مسلکی که دوست می‌دارد، سیْر می‌کند. کسی کاری به کسی ندارد. آن وقت در همین نظام، برخی افراد که فجایع رژیم سابق را تحمّل کردند و لب از لب نگشودند، دم از آزادیخواهی و پایمال شدن حقوق بشر می‌زنند! در مقابل چنین مسائلی، انسان احساس می‌کند که بعضی افراد، چقدر بی‌انصافند!            
واقعاً در نظام جمهوری اسلامی، تحمّل شنیدن حرف مخالف خیلی بالاست. البته دلایلی هم دارد که طبیعی است. اما غرض‌ورزی و بی‌انصافی هم حدّی دارد! این‌ها غرض‌ورزی و بی‌انصافی می‌کنند. هر وقت که دشمنان ما در خارج از کشور، تهمتی را علیه جمهوری اسلامی عنوان کردند، در همین مطبوعات قسم سوم، به همان شکل یا به اشکال دیگر، تکرار شد.         
البته همه‌ی مطبوعات باید توجّه داشته باشند که خطّ قرمزی وجود دارد و از این خطّ قرمز، هیچ‌کس نباید عبور کند. نه اینکه ما اجازه نمی‌دهیم؛ در هیچ جای دنیا اجازه نمی‌دهند. در به اصطلاح دمکراتیک‌ترین کشورها هم اجازه نمی‌دهند.         
این‌ها خطوط قرمز یک ملت است. شما، انقلاب را زیر سؤال ببری، اصل انقلاب را نفی کنی و در نفی نظام جمهوری اسلامی بکوشی؟! خوب؛ این خطّ قرمز است و قابل تحمّل نیست.    
کسانی در مطبوعاتِ قسمِ سوم حضور دارند که امروز دم از «آزادی» می‌زنند. می‌گویند: «آزادی بیان نیست و اختناق حاکم است!» می‌گویند: «دولت هرچه را که دلخواه خودش باشد، اجازه‌ی گفتن و نوشتن می‌دهد.» در حالی که خودشان هم می‌دانند خلاف واقع می‌گویند. برخی از همین افراد، در دوران رژیم شاه هم به کارهای مطبوعاتی سرگرم بودند. آن اختناق سیاه را می‌دیدند؛ اما نه فقط لب از لب نمی‌گشودند که همکاری هم می‌کردند. ؟!... این‌ها توجّه ندارند که خودشان مکذّب خودشان هستند. مصداقِ کسی هستند که یک ساعت استدلال می‌کرد تا ثابت کند آدم کم‌حرفی است! مرتّب می‌نویسند آزادی نیست و نوشته‌های خود را با انواع تهمت‌ها همراه می‌کنند.   

۶محرومیت‌زدایی    
نظام اسلامی آمد و آن برنامه و نقشه‌ی غلطی را که در این مملکت بود که هیچ حقّی برای روستا و روستانشین و شهرهای دور دست و طبقات محروم قائل نبودند تغییر داد و بیشترین اهتمام را روی این چیزها گذاشت. امروز بیشترین اهتمام دولت خدمتگزار ما برای نقاط محروم است. در طول دوران انقلاب، همیشه دولت‌ها این‌طور بودند؛ بیشترین اهتمامشان برای مردم محروم و نقاط محروم بود و کارهای فراوان و خدمات عظیمی هم انجام گرفته است. این‌ها به برکت همین عنصر عدالت اجتماعی در خطّ امام است.  
اگر این کشور توانست در میدان‌های تحرک و پیشرفت مادی به موفقیت‌هایی دست پیدا کند؛ اگر توانست علم و فناوری و صنعت پیدا کند؛ اگر توانست یک سیاست بین‌المللی و یک دیپلماسی قوی پیدا کند؛ اگر توانست اقتصاد جامعه را سر و سامان دهد ؛ و خلاصه، اگر توانست با معیارهای پیشرفت جهانی و مدنی خودش را همراه کند، این اولین کشور و دولتی خواهد بود که توانسته است پیشرفت مادی را در زیر روشنىِ چراغ برافروخته‌ی فضیلت و معنویت به‌دست آورد.     

۷رشد و گسترش معنویت     
انقلاب اسلامی، انقلاب اسلام است، انقلاب قرآن است، برافراشتن پرچم اسلام است. انقلاب اسلامی افتخارش این است که ارزش‌های اسلامی را، توحید را، احکام الهی را و ارزش معنویت اسلام را، دارد به دنیا معرفی می‌کند و موفق شد. علیرغم همه‌ی دشمنی‌ها ما موفق شدیم. انقلاب اسلامی روحِ غرور اسلامی را، روح افتخار و تفاخر به اسلام را در مسلمان‌ها زنده کرد. آن‌ها با این دشمنند، با این مخالفند.   
ما داریم با سرعت این عقب ماندگی‌ها و فاصله را طی می‌کنیم تا به جلو برسیم. این، مظهر کاملش در جنگ است؛ هم از جهت روحیات انسانی، و هم از جهت استعداد گرایش معنوی، صفا و معنویت.         
شما ببینید ارتش ایران را در چه شرایطی به وجود آوردند؛ چگونه تربیت کردند و با چه شرایطی این‌ها را رشد دادند. شرایط، کاملًا شرایط ضد مذهب بود. آن‌وقت همین ارتش، در نیروی هوایی‌اش، در نیروی زمینی‌اش، در نیروی دریایی‌اش، یک سال و نیم تا دو سال بعد از پیروزی انقلاب‌که جنگ شروع شد، کارهایی کرد و جلوه‌هایی نشان داد که حقیقتاً محیرالعقول است. جوان‌هایی که بمباران‌ها و حملات هوایىِ اول جنگ را با هواپیماهای خود به وجود آوردند، تربیت‌شده‌‌های ارتش سابق بودند؛ اما جوهر معنویت، خلوص و صفا در این‌ها بود.
من در منطقه‌ی اهواز غالباً نیمه‌های شب می‌رفتم از منطقه بازدید می‌کردم. این منظره را خودم دیدم؛ پشت خاکریز و پای تانک، افسری ایستاده بود و داشت نماز شب می‌خواند.[۱۲] جوان‌های ما جوان‌هایی هستند که به معنای حقیقی کلمه از عمق جانشان تلاش می‌کنند برای سعادت؛ سعادتی که در اسلام هست. دانشجوهای ما هم همین‌جورند؛ دانشجوهای ما امروز جزو برترین دانشجوها هستند؛ نه فقط از لحاظ ذهن و علم، بلکه حتّی از لحاظ صفا، معنویت، ایمان؛ دانشجوهای ما خیلی خوبند.          

۸توسعه عدالت اجتماعی     
ادعای بنده این است که ما در این زمینه پیشرفت کرده‌ایم؛ البته نه به قدری که می‌خواهیم. اگر خودمان را با وضع قبل از انقلاب مقایسه کنیم، پیشرفت کرده‌ایم؛ اگر خودمان را با بسیاری از کشورهای دیگر که با نظام‌های گوناگون زندگی می‌کنند، مقایسه کنیم، بله پیشرفت کرده‌ایم؛ اما اگر خودمان را مقایسه کنیم با آنچه که اسلام از ما خواسته است، نه، ما هنوز خیلی فاصله داریم و باید تلاش کنیم. این تلاش به عهده‌ی کیست؟ این تلاش به عهده‌ی مسئولان و مردم - با هم - است.        
بله، ما از لحاظ توزیع منابع عمومی به همه‌ی مناطق کشور، پیشرفت کرده‌ایم. یک روزی بود که بیشترین منابع این کشور در مناطق مخصوصی که تعلق خاصی داشت به قدرتمندان آن روز و به دربار آن روز، صرف می‌شد؛ بسیاری از استان‌ها و شهرها هم از منابع عمومی کشور هیچ حظ و بهره‌ای نداشتند. قبل از انقلاب، یکی از استان‌های بزرگ این کشور ـ که البته نمی‌خواهم اسم بیاورم؛ قبلاً یک وقتی گفتم ـ پنج فرودگاه اختصاصی در پنج نقطه‌ی استان داشت، که متعلق بود به وابستگان به دربار شاه؛ اما یک فرودگاه عمومی در آن استان وجود نداشت! یعنی مردم برای استفاده‌ی از فرودگاه و هواپیما و رفت‌وآمد هوائی، هیچ امکانی نداشتند؛ در حالی که در همان استان، پنج فرودگاه برای اشخاص خاص وجود داشت؛ این بیعدالتی بود. امروز وقتی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم از لحاظ خدمات، از لحاظ جاده‌سازی، از لحاظ ساختن بزرگراه‌ها و آزادراه‌ها و جاده‌های راحت، سرتاسر کشور برخوردارند. از لحاظ گسترش تحصیل علم، در سرتاسر کشور این امتیاز و این امکان وجود دارد. بنده در استان سیستان و بلوچستان تبعید بودم؛ اوضاع را آنجا می‌دیدم. از لحاظ دبیرستان، بسیاری از شهرهای آن استان در مضیقه بودند. یک مرکز نیم‌بندِ ضعیفِ درجه‌ی سوم چهارمِ دانشگاهی در کل آن استان وجود داشت. امروز شما وقتی در آن استان و بقیه‌ی استانها نگاه کنید، می‌بینید در همه‌ی شهرها دانشگاه وجود دارد؛ یعنی امکان تحصیل. خب، این عدالت است. این معنایش این است که امکان تحصیل علم توزیع شده است ،این بسیار چیز خوبی است. در گذشته، نخبگان شهرهای دوردست و کسانی که دارای استعداد بودند، امکان بروز و ظهور نداشتند؛ امروز چرا، امکان بروز و ظهور دارند. در اسفراین و هر نقطه‌ی دیگری، وقتی انسان بااستعدادی حضور داشته باشد و بتواند نخبگىِ خودش را نشان دهد، دستگاه‌های گوناگون کشور از او استقبال می‌کنند، اما. در گذشته این جور نبود.

۹. مبارزه با عوامل فساد         
در دستگاه طاغوت‌، فساد، سوءاستفاده، دنیاطلبی و حیف و میل اموال عمومی از ریشه و رأس یک سنت و رویه‌ی قطعی و عادت همیشگی بوده است. در نظام جمهوری اسلامی تعالیم و روش اسلام و امام راحل، جامعه را از چنین چیزی باز داشته است. عناصری سوءاستفاده‌چی همیشه در گوشه و کنار وجود داشته‌اند. کسانی هم در بیرون از دستگاه‌های دولتی، از امکانات آن‌ها برای پُرکردن کیسه‌های خود سوءاستفاده می‌کنند. باید به‌طور جدی با آن‌ها مبارزه شود. البته مبارزه با آن‌ها کار دشواریست؛ چون پول دارند و به تبلیغات می‌پردازند و شایعه‌پراکنی می‌کنند. دشمنان داخل و خارج کشور هم سعی می‌کنند از حرکت‌های اصلاحی در کشور جلوگیری کنند. اراده و همت و عزم جازم مسئولان می‌تواند همه‌ی این موانع را از سر راه بردارد و إن شاء اللّه این‌طور خواهد شد.

۱۰. ایستادگی در برابر قدرت خواهان و سلطه طلبان         
ما داعیه‌ی محو نظام سلطه را داریم؛ یعنی رابطه‌ی سلطه‌گری: سلطه‌گر و سلطه‌پذیر؛ حتی انسانی هم که در یک کشوری که دولتش صددرصد سلطه‌گر است زندگی می‌کند، این را رد نمی‌کند؛ یعنی در مناسبات جهانی، رابطه رابطه‌ی سلطه‌گر و سلطه‌پذیر نباشد. همچنین عدالت و استفاده‌ی از علم برای آسایش بشر نه برای تهدید بشر. بخصوص در طول این دوره‌های اخیرِ بعد از جنبش علمی دنیا ـ رنسانس ـ به این طرف و به خصوص در این یک قرن اخیر، بسیاری از آنچه در زمینه‌ی علم انجام گرفته، به جای اینکه برای آسایش بشر باشد در تهدید بشر بوده؛ یا تهدید جان، یا تهدید اخلاق، یا تهدید خانواده؛ و تشویق به مصرف‌گرائی و پر کردن جیب چپاولگران بین‌المللی. ما می‌گوئیم علم، به جای این‌ها در خدمت انسان قرار بگیرد؛ در خدمت آسایش انسان.        

انقلاب اسلامی شما در مقابل این حرکتی که به حرکت طبیعی دنیای سیاست تبدیل شده بود، ایستاد. اینی که شما می‌بینید امروز در خیلی از کشورها صدای مرگ بر آمریکا بلند می‌شود، این چیز جدیدی است؛ این مخلوق حرکت ملت ایران است. اینی که شما می‌بینید امروز در همه‌ی دنیا، چه در کشورهای اسلامی، چه حتّی در کشورهای اروپائی، سیاست آمریکائی منفورترینِ سیاست‌ها و سران کشور آمریکا منفورترینِ سیاستمداران دنیا هستند، این ناشی از این حرکت عظیم ملت ایران است. اینجا بود که ـ انقلاب اسلامی ـ اول، شاخِ ابرقدرتىِ ابرقدرت‌ها را شکست، نظام سلطه را به چالش طلبید. چرا؟ چرا قدرت‌های بزرگ مثل آمریکا و دیگران با کشورهائی که همیشه سلطه‌پذیر بودند، باید از موضع قدرت حرف بزنند؟ توی ایرانِ خود ما سران ذلیلِ روسیاهِ رژیم طاغوت، برای تصمیم‌گیری‌های مهم‌شان اقدام نمی‌کردند، مگر اینکه قبلا با سفیر آمریکا و سفیر انگلیس در ایران مشورت کنند.

۱۱. امتیازات انقلاب اسلامی نسبت به انقلاب­های جهان     
شما بیست سال بعد از «انقلاب کبیر فرانسه» را، بیست سال بعد از انقلاب اکتبر، یا بیست سال بعد از انقلاب الجزائر را در نظر بگیرید. شما بیست سال بعد از انقلاب کبیر فرانسه حدود سال ۱۸۰۹ را نگاه کنید، چیزی که از فرانسه‌ی دوران لوئی شانزدهم تغییر پیدا کرده، شخص پادشاه است! در سال ۱۸۰۹، پادشاهی به نام ناپلئون بناپارت بر سر کار است؛ یک امپراطور، تاجگذاری کرده و به معنای واقعی کلمه، پادشاهی می‌کند! آرای مردم و آزادی به آن معنایی که انقلاب کبیر فرانسه برایش تلاش کرد در زندگی و در حکومت مطلقه‌ی ناپلئون، یکذرّه وجود ندارد! بله، تفاوت دیگرش آن است که لوئی شانزدهم، پادشاه کم‌عرضه‌یی بود، در حالی که بناپارت، پادشاهی با عرضه و قوی بود.
آن چیزی که امروز فرانسه می‌تواند به‌عنوان افتخار بناپارت یاد کند، این است که او ایتالیا و اتریش و بلژیک را فتح کرد کارهای او این است دیگر و الا بیست سال بعد از انقلاب برای بناپارت، هیچ افتخار دیگری از لحاظ آرمان‌های انقلاب آن حرف‌هایی که «ژان ژاپلوسه» و «ولتر» و دیگران می‌گفتند در حکومت فرانسه، مطلقاً وجود ندارد!

البته اگر شما در این بیست سال نگاه کنید و ببینید در فرانسه چه گذشته است، حقیقتاً خواهید دید که انقلاب عظیم و شکوهمند ما، اصلاً برترین پدیده‌ای است که می‌تواند در این نمونه‌ها مورد نظر قرار بگیرد. 
در طول این بیست سال در فرانسه تا قبل از این که ناپلئون روی کار بیاید سه گروه، هر سه به‌عنوان انقلاب، سرکار آمدند. گروه اول، گروه انقلابیونی بودند که شاید ماجراهایش را شنیده، یا خوانده‌اید آن برخوردهای خشن، کور و فراموش‌نشدنی و آن ویرانیها را در تاریخ فرانسه کردند! به هر حال، یک انقلاب کردند؛ تا حدودی قابل تحمل بود.
بعد از حدود پنج سال، گروه دوم سرکار آمدند و گروه اول را قلع‌وقمع کردند! شخصیت‌های برجسته‌ی انقلابی تقریباً بدون استثنا اعدام شدند! این گروه دوم، گروه افراطیون بودند؛ کسانی بودند که انقلابیون اولیه را متهم به سازشکاری کرده و آن‌ها را اعدام کردند.           
گروه سوم آمدند و گروه دوم را متهم به تندروی کردند؛ بعضی از آن‌ها را اعدام و خیلی را تبعید کردند و این تبعید، تا سال‌ها ادامه داشت! 
...
بعد، گروه سوم که کار خودشان را انجام دادند البته با ضعف تمام زمینه را برای روی کار آوردن ناپلئون فراهم کردند و ناپلئون با استفاده از زرنگی‌ها و نبوغ خودش و اوضاع نابسامان فرانسه، در رأس قدرت آمد و پادشاهی را برگرداند... من افسوس می‌خورم که چرا بعضی از جوان‌های ما با این ماجراها آشنا نیستند!... خلاصه، صد سال بعد از انقلاب، فرانسه مثل یک کشتی در حال تلاطم بوده است؛ پادشاهان متعدد سرکار آمدند و رفتند! بعد از ناپلئون، باز بوربن‌ها آمدند و رفتند؛ تا بالاخره کمونیست‌ها سرکار آمدند و باز رفتند؛ تا بالاخره بعد از یکصد و خرده‌ای سال، جمهوری فرانسه سروسامانی به خودش گرفت!           
حالا شما آن را با بعد از انقلاب ما مقایسه کنید... ببینید آنجا چه خبر بوده و اینجا چه خبر است!

شما بیست سال بعد از «انقلاب اکتبر ۱۹۳۷ شوروی» را نگاه کنید؛ این‌ها را من و امثال من یادمان است؛ دیکتاتوری سیاه استالین بر شوروی در آن بیست سال حاکم بود، که صدها هزار آدم به جرم مخالفت با حکومت استالین یا توهّم مخالفت اعدام و نابود شدند! و چند برابر آن در سیبری، تبعید شدند و چه شدند! تمام رؤسای سطح اول انقلاب، یکسره به‌وسیله‌ی کسانی که بعداً وارث آن‌ها بودند، اعدام، یا فراری شدند و عده‌یی در تبعید کشته شدند! شما خود شوروی را هم که در ۱۹۳۷ نگاه کنید، میبینید که آن اوج دیکتاتوری سیاه استالین است.
این دیکتاتوری، با حفظ مبانی انقلاب نبوده؛ یعنی استالین، یک تزار واقعی بود. فقط از خانواده‌ی رُمانف نبود، فرد دیگری بود؛ اما یک تزار و یک پادشاه مطلق بود! من گمان نمی‌کنم هیچ پادشاهی که در قصر «کرملین» حکومت کرده بود، به قدر استالین پادشاهی کرده باشد! چون او هم در همان قصر و با همان تشریفات و همان امکانات و همان زندگی و این‌ها بود.           
استالین، تنها چیزی که از انقلاب حفظ کرد، آن نیم‌تنه‌ای بود که تا آخر عمرش به شکل یک فرم میپوشیدند که تا بالا دکمه می‌خورد! آن را هم به مُجردی که مرد، اعقابش همان چند نفری که بودند کنار گذاشتند و هیچ‌چیز دیگر نماند؛ تمام شد! از انقلاب، فقط اسمش ماند؛ اگرچه از اول هم که انقلاب شد و سرکار آمده بودند، حکومت کارگری، فقط اسم بود! این هم انقلاب شوروی، بعد از بیست سال!          
«انقلاب الجزائر» را بعد از بیست سال، خود من دیدم؛ سالی که من به الجزائر رفتم، حدود نوزده سال از انقلاب گذشته بود. وضع آن‌ها واقعاً عبرت‌انگیز است. انقلاب الجزائر، انقلاب اسلامی، انقلاب مساجد و انقلاب علمای دین بود؛ انقلاب، از مساجد، از مدارس دینی و از حوزه‌های علمیه شروع شد مثل انقلاب خود ما لیکن حتی یک روز، حکومت دینی در الجزائر به وجود نیامد! از همان اول، فرانسوی‌ها توانستند هم فرهنگ و آداب خودشان، هم بی‌اعتقادی به دین را در الجزائر که تحت نفوذشان بود و داشت از استعمارشان خلاص می‌شد نفوذ بدهند!

در زمان ریاست جمهوری من، یکی از بزرگان الجزائر به دیدن من آمد؛ با من که صحبت می‌کرد، به زبان عربی حرف می‌زد. بعد می‌خواست جمله‌ای را بگوید، لغت عربی به یادش نیامد؛ با این که زبان خودش و سخنگوی دولت بود! یکخرده فکر کرد، یادش نیامد؛ برگشت و به زبان فرانسه، از همراهش پرسید که این لغت، چه می‌شود؟ او لغت عربی را به وی گفت؛ بعد او حرفش را با بنده ادامه داد! یعنی آن‌ها حتی زبان عربی را نه دین را، بلکه زبان عربی و عربیت را که ظاهراً خیلی برایش اهمیت قائل بودند، نتوانستند در الجزائر حفظ کنند و نگه بدارند و زنده کنند!
در آنجا از اسلام، مطلقاً خبری نبود؛ از لحاظ وضع زندگی و مادی و اقتصادی هم زیر بد! وضع آن‌ها از لحاظ کشاورزی، از لحاظ اقتصادی همه‌چیزشان واقعاً زیر بد بود! البته یک ظاهر حکومت انقلابی داشتند و مواضع سیاسی خوبی در دنیا می‌گرفتند. الجزایری‌ها فقط در زمان «بومدین» که رئیس‌جمهوری بود وقتی انقلاب پیروز شد، بر سر کار آمد مواضع انقلابی، به معنای موضع مستقلی در مقابل امریکا و استکبار میگرفتند و از مسأله‌ی فلسطین دفاع می‌کردند! بعد از گذشت چند سال، همین هم عوض شد!      
...
بیست سال بعد از انقلاب الجزائر، دیگر انقلابی، اسلامی و دینی نبود! ارزش‌های اخلاقی و معنوی، مطلقاً وجود نداشت؛ پیشرفت مادی هم نبود! شوروی‌ها اگر نتوانستند زندگی مردم را درست کنند، لااقل توانستند در مسابقه‌ی فضایی، کار برجسته‌ای نشان بدهند. فرانسوی‌ها اگر نتوانستند آزادی و استقلال و اصول انقلابشان را تحقق ببخشند، لااقل توانستند فتوحات جهانی بکنند؛ اگرچه آن، مثبت نیست، اما از لحاظ مثلًا عنوان تاریخی می‌گفتند که ناپلئون از لحاظ فتوحات نظامی، شخص برجسته‌ای بود. که او هم آخر کار، نابود شد؛ یعنی در جنگ با روسیه، به خاکستر نشست و بکلی از بین رفت.
بنابراین وقتی‌که ما مقایسه می‌کنیم، می‌بینیم انقلاب ما بعد از این سال‌ها، آسیب های گوناگون یک انقلاب بزرگ مثل انقلاب فرانسه، یک انقلاب پرسروصدا مثل انقلاب شوروی و یک انقلاب به اصطلاح اسلامی مثل انقلاب الجزائر را مطلقاً نداشته است؛ و این نشان‌دهنده‌ی بنیه‌ی این انقلاب است.        

۱۲. رشد علمی و صنعتی        
انقلاب و نظام اسلامی، کشوری را که‌ حدود هفتاد و چند درصد بی‌سواد داشته، تحویل گرفته؛ اما امروز ما به کشوری با درصد بسیار بالای سواد تبدیل شده‌ایم که من درصد آن را تعیین نمی‌کنم، چون نمی‌خواهم یکی دو درصد بالا و پایین گفته شود؛ اما درصدش مشخّص است. در توسعه‌ی دانشگاه و دانشجو، کشور ما یک کار معجزآسا انجام داده است. بیش از ده برابرِ هنگامی که نظام اسلامی تشکیل شد، ما امروز دانشجو داریم. ما در همه‌ی اقطار کشور دانشگاه داریم. کدام شهر کوچک و بزرگ در اطراف این کشور هست که یکی دوتا یا بیشتر دانشگاه در آن نباشد؟ در عرصه‌ی فناوری- پتروشیمی، نفت، فولاد، تولیدات و صنایع دفاعی- پیشرفتها حیرت‌آور است.
سامانه‌های دفاعی‌ای که امروز در کشور تولید می‌شود، یک روز به رؤیا و خواب هم نمی‌آمد که کشور ما بتواند حتّی محصولاتش را داشته باشد؛ اما امروز این‌ها را تولید می‌کنند. در فناوری برتر که در دنیا با افتخار از آن یاد می‌شود، مجبور شدند علیرغم همه‌ی دشمنی‌ها بگویند ایران جزو ده کشوری است که توانسته چرخه‌ی سوخت هسته‌ای تولید کند. این چیزِ کمی نیست... این پیشرفت‌های مهم به برکت نظام اسلامی به وجود آمده است.     
آن روز در جمعیت سی و پنج میلیونی و چهل میلیونی کشور تعداد بسیار کمی دانشجو بود. امروز جمعیت ما تقریباً دو برابر شده است؛ اما تعداد دانشجویان ما حدود پانزده برابر شده! شمار استادان و تعداد دانشگاه‌ها به مراتب از این بیشتر است. صنایع‌ای که ملت ایران به‌دست خودشان ایجاد کرده‌اند، یک ماجرای شگفت‌انگیز است. آن روز ساده‌ترین چیزها را هم باید دیگران می‌آمدند و می‌ساختند. پول ما را می‌گرفتند، ما را تحقیر می‌کردند، اما امروز جوان‌های ما پیچیده‌ترین و برجسته‌ترین فناوری‌ها را آورده‌اند در میدان دید عمومی قرار داده‌اند، که نمونه‌هایش را شنیده‌اید و می‌دانید. آنچه در معرض افکار عمومی و دید عمومی است، به مراتب کمتر از واقعیت است. آن روز اگر می‌خواستند روی یک رودخانه سدی ببندند، باید می رفتند از چهار تا کشور التماس می کردند و پول‌های کلان به این‌ها می‌دادند تا بیایند سدی درست کنند؛ آن هم در مواردی نامطمئن! امروز جوان‌های خود ما لااقل ده‌ها برابرِ آن روز ـ و یقیناً بیشترـ به دست خودشان این چیزها را می‌سازند. کشور رشد کرده؛ علم کشور رشد کرده؛ رشد اقتصادی کشور به مراتب از آن روز بهتر است؛ توسعه‌یافتگی کشور از آن روز بیشتر است؛ معنویت و اخلاق کشور قابل مقایسه‌ی با آن روز نیست.         
ما از لحاظ روند رشد علمی و فناوری در کشور، جزو شتابنده‌ترین‌ها در سطح دنیا هستیم. منتها چون فاصله خیلی زیاد بوده، این شتاب، الآن نتایجش را به‌روشنی نشان نمی‌دهد. چنانچه همین شتاب و آهنگ حرکت را بتوانیم به توفیق الهی ده، پانزده سال حفظ کنیم و پیش برویم، آن وقت کاملًا خودش را نشان خواهد داد. من البته مثال‌های زیادی برای این دارم. بعضی از مثال‌ها ممکن‌ است برای شما محسوس نباشد؛ چون آنچه را که ممکن است من به عنوان آمار ذکر کنم، شما از آن اطلاعی ندارید، لذا محسوس نیست. اما حالا همین چیزهایی که محسوس است و مشاهده می‌شود، مثل همین تحقیقات مربوط به انرژی هسته‌ای؛ این، به دست آمده از آن نقطه‌ای است که ما حرکت‌مان را از آن نقطه شروع کردیم. فاصله‌اش، یک فاصله‌ی دهشت‌آور است؛ ولی این کار انجام گرفت...
این فاصله‌ها، فاصله‌های دهشت‌آور است.  
پیشرفت در شرائط تحریم، یکی از نقاط مهم قوت کشوراست. در سخت‌ترین شرائط تحریم، کشور پیشرفت کرده. در چه چیزی پیشرفت کرده؟ یکی در مقوله‌ی علم و فناوری... ما در زمینه‌ی هسته‌ای پیشرفت کردیم، در زمینه‌ی فناوری زیستی پیشرفت کردیم، در فناوری نانو پیشرفت کردیم، در فناوری انرژی‌های نو پیشرفت کردیم، در صنایع هوافضا پیشرفت کردیم، در ساخت ابررایانه‌ها پیشرفت کردیم، در مسئله‌ی بسیار مهم سلول‌های بنیادی پیشرفت کردیم، مسئله‌ی شبیه‌سازی همین جور، در رادیوداروها همین جور، در نانوداروهای ضد سرطان همین جور؛ اینها همه جزو دانش‌های سطح بالای دنیاست... ما در این‌ها پیشرفت کردیم؛ این در حالی بود که درهای انتقال دانش از همه سوی دنیا روی ما بسته است. 

۱۳. شتاب پیشرفت علمی و فناوری   
امروز سرعت پیشرفت علمی ملت ایران، یازده برابرِ متوسط دنیاست؛ این طبق آمارهائی است که مراکز علمىِ بین‌المللی دارند اعلام می‌کنند و اطلاع می‌دهند. امروز در ابعاد مختلف و در زمینه‌های گوناگون ـ در زمینه‌های سیاسی، در زمینه‌های علمی، در زمینه‌ی بِناء و پیشرفت سازندگی ـ کشور ما به سرعت در حال پیشرفت است.        
علم و فناوری یکی از پایه‌های اقتدار اقتصادی یک ملت است. یک ملت با داشتن دانش پیشرفته، فناوری پیشرفته، هم به ثروت می‌رسد، هم به استغنای سیاسی می‌رسد، هم آبرومند می‌شود، هم دستش قوی می‌شود. به خاطر کلیدی بودن مسئله‌ی پیشرفت علم و فناوری، من نسبت به این مسئله حساسم. از راه‌های مختلف، کانال‌های مختلف، گزارش‌های متفاوتی را تقریباً به طور مستمر دریافت می‌کنم و می‌توانم به شما قاطعانه عرض کنم که سطح پیشرفت‌های کشور بسیار بیشتر از آن چیزی است که تاکنون به اطلاع مردم رسیده است. بر اساس گزارش مراکز علمی معتبر دنیا ـ این گزارش مربوط به مراکز علمی خود ما نیست ـ سریع‌ترین رشد علمی جهان، امروز در ایران دارد انجام می‌گیرد. در سال ۹۰ که تقریباً برابر بود با سال ۲۰۱۱ میلادی، گزارش مراکز علمی معتبر این است که در سال ۲۰۱۱ ـ که سه ماه پیش این سال تمام شد ـ ملت ایران نسبت به سال قبل، یعنی سال ۲۰۱۰ میلادی، رشد علمی و پیشرفت علمی‌اش بیست درصد افزایش داشته است. معنای اینها چیست؟ در شرائطی که دشمنان ملت ایران بر روی سقوط ملت ایران شرط‌بندی می‌کردند و می‌گفتند ما تحریم‌های فلج‌کننده را برای ملت ایران در نظر گرفتیم، ملت ایران این‌جوری عمل کرده است. 

گزارش می‌دهند ـ این هم باز گزارش مراکز علمی معتبر دنیاست ـ که در منطقه، ایران در رتبه‌ی اول سطح علمی، و در کل جهان در رتبه‌ی هفدهم است. این گزارش کسانی است که اگر بتوانند گزارش خلاف علیه ما بدهند، امتناع نمی‌کنند؛ این را اینجور اعتراف می‌کنند. سال ۹۰ ما در زیست‌فناوری پیشرفت کردیم، در نانوفناوری پیشرفت کردیم، در هوافضا پیشرفت کردیم؛ که ماهواره‌ی نوید پرتاب شد و... افزایش شش برابری داروهای نوترکیب، افزایش صادرات کالا و خدمات دانش‌بنیان؛ اینها همه مربوط به سال ۹۰ است. اینها بخشی از دستاوردهای «سال جهاد اقتصادی» است. اینها پیشرفت علمی است، پیشرفت فناوری است، نشان دهنده‌ی اقتدار علمی کشور است، اما دارای تأثیر مستقیم اقتصادی برای کشور است. جهاد اقتصادی است.  
امروز جوانان دانشمند شما در بیش از ده رشته‌ی مهم درجه‌ی اول علمی و فناوری کشور آنچنان پیشرفتی کرده‌اند که در ردیف‌های اول دنیا ـ یعنی در ردیف‌های کمتر از دهم دنیا ـ قرار گرفته‌اند؛ این‌ها به برکت حضور مردم است. این حضور، این اعتماد متقابل، این احساس مسئولیت عمومی هرچه ادامه پیدا کند، کشور پیشرفت بیشتری پیدا خواهد کرد. خط امام، این است.      

۱۴. پیشرفت علم پزشکی و داروسازی          
من یک وقتی این روایت را که از معصوم۷ است، عرض کردم، که فرمود: «العلم سلطان»؛ یعنی علم و دانش برای یک ملت و برای یک فرد مایه‌ی اقتدار است. «من وجده صال و من لم یجده صیل علیه»؛ کسی که این قدرت را پیدا کند، دست برتر را دارد و آن کسی که نتواند قدرت علمی را به دست بیاورد، زیردست باقی می‌ماند و دیگران بر او دست برتر را خواهند داشت. علم و فناوری یک چنین خصوصیتی دارد. امروز حرکت کشور در جهت به دست آوردن دانش و فناوری در بسیاری از رشته‌ها، به خصوص در رشته‌های بسیار نو و برترِ کشور مشهود است. در بخش‌های گوناگون؛ در بخش زیست‌فناوری، در بخش هوافضا، در بخش نانوفناوری، در بخش سلول‌های بنیادی، در تولید رادیوداروهای بسیار مهم، در تولید داروهای ضد سرطان، در تولید موتور توربین‌های بادی که وابستگی انرژی کشور را از نفت تا حدود زیادی از بین می‌برد، در تولید ابررایانه‌ها که برای کشور بسیار مهم است، در فناوری انرژی‌های نو ـ که همه‌ی این‌ها از دانش‌های سطح بالای دنیا هستند ـ خوشبختانه انسان مشاهده می‌کند که دانشمندان ما و جوانان ما به نحو فزاینده و شتابنده مشغول پیشروی هستند؛ به طوری که من در پیام نوروزی هم دیشب عرض کردم، آدرس‌ها و گزارش‌های مراکز معتبر بین‌المللی نشان می‌دهد که در این قسمت، کشور شما از بسیاری از کشورهای عالم پیشتر دارد حرکت می‌کند و شتاب کشور چندین برابر متوسط شتاب جهانی است.  
خوب است شما بدانید که در بعضی از بخش‌های بسیار حساس علمىِ کشور ما کارهایی شده که هنوز در دنیا صورت نگرفته است. در فناوری تولید سلول‌های بنیادی که بنده چند وقت پیش، از آن یاد کردم، یک مشت جوان مثل شماها که در تهران هستند، فعالیت می‌کنند. اینها همت کردند و رفتند از دیگران یاد گرفتند؛ خودشان هم فکر کردند، سرمایه‌گذارىِ فکری کردند و توانستند کلید تولید و انجماد و حفظ و کاشت سلولهای بنیادی را به‌دست بیاورند. امروز این‌ها برای اولین بار در ایران سلول‌های بنیادىِ انسولین‌ساز را تولید کرده‌اند که در دنیا هنوز تولید نشده است. 

۱۵. فناوری هسته‌ای  
ما در صنعت هسته‌ای پیشرفت کردیم. که غنی‌سازی بیست درصد محصول سال ۹۰ است. این غنی‌سازی بیست درصد، همان چیزی است که در سال ۸۹ آمریکائی‌ها و دیگران برای تولید آن شرط گذاشتند. ما می‌باید برای مرکز اتمىِ آزمایشگاهی تهران که مال رادیوداروهاست، اورانیوم غنی‌شده‌ی بیست درصد تهیه می‌کردیم؛ چون سوخت بیست درصدمان تمام شده بود... با وجود این‌همه مشکلات، این‌همه مانع‌تراشی‌ها، جوانان ما گفتند خودمان درست می‌کنیم. در سال ۹۰ اورانیوم غنی‌شده‌ی بیست درصد را این‌ها برای سایت هسته‌ای تهران تولید کردند و آن را به دنیا اعلام کردند؛ دشمنان ما ماندند متحیر! با اینکه می‌دانند مرکز هسته‌ای تهران مخصوص رادیوداروهاست ـ یعنی برای نیاز بیمارستان‌ها و آزمایشگاه‌های ما در سرتاسر کشور است و هزاران بیمار به این رادیوداروها احتیاج دارند ـ در عین حال نمی‌دادند، نمی‌فروختند، شرط می‌گذاشتند، باجگیری می‌کردند. جوانان ما خودشان آن را تهیه کردند. کار پیچیده‌ای هم بود، کار سختی هم بود، اما از عهده برآمدند و انواع و اقسام رادیوداروها الان در همین مرکز تهران با سوخت داخلی تولید می‌شود. این مال سال ۹۰ است.          
در سال ۹۰، در همین صنعت هسته‌ای، تولید صفحه‌ی سوخت را در کشور انجام دادند؛ که اگر من بخواهم آن را هم شرح بدهم، طولانی می‌شود. 
من مقاله‌ای را می‌خواندم که از یک روزنامه‌ی آمریکائی نقل کردند که همین دو سه روزه منتشر شده. می‌گوید ایران در مسئله‌ی هسته‌ای یک استثناء است. چین به مسئله‌ی هسته‌ای رسید، از کی گرفت؛ پاکستان رسید، از کی گرفت؛ هند رسید، از کی گرفت؛ ایران از کی گرفت؟ آن مقاله می‌نویسد: از هیچ کس. این در شرائطی بود که هم تحریم بود و امکانات پیشرفت هسته‌ای به او نمی‌دادند، و هم با او مبارزه می‌کردند؛ مثل همین ویروس رایانه‌ای که داخل تشکیلات ما فرستادند. دانشمندان ما، جوان‌های ما در مقابل این‌ها ایستادند، پیش رفتند و نقشه‌ی دشمن را خنثی کردند. او حتّی به ترور دانشمندان هسته‌ای ما اشاره می‌کند. اینها چیزهائی است که دشمنان ما دارند می‌گویند. این مقاله در روزنامه‌ی واشنگتن پست درج شده است.

 

ظرفیت­های داخلی

توجه به ظرفیت‌ها و استعدادهای داخلی همواره در بیانات رهبر معظم انقلاب مورد تاکید بوده است. ایشان در بخشی از سخنان خود می­فرمایند: من میخواهم عرض بکنم آنچه شما ملاحظه میکنید -از پیشرفتها، از امکانات، از توانایی‌های عمومی و ملّی- استفاده‌ی از بخشی از ظرفیّت کشور است؛ ظرفیّت کشور بیش از اینها است. اگر ما بتوانیم از همه‌ی ظرفیّت کشور با برنامه‌ریزیِ درست استفاده کنیم، پیشرفت کشور، رشد کشور بسیار بیشتر از امروز خواهد شد. ظرفیّتهایی که وجود دارد اینها است:

 یکی ظرفیّت جوانان دانش‌آموخته‌ی ما است؛ این خیلی مهم است. ما ده میلیون [نفر] در کشور جوانان فارغ‌التّحصیل دانشگاهی داریم؛ بیش از چهار میلیون دانشجوی مشغول به تحصیل داریم؛ یعنی ۲۳ برابر اوّل انقلاب. اوّل انقلاب ما ۱۷۰ یا ۱۸۰ هزار دانشجو داشتیم؛ امروز بیش از چهار میلیون دانشجو داریم؛ یعنی ۲۳ برابر آن روز دانشجو هستند؛ این یک ظرفیّت بسیار مهمّی است برای کشور. غیر از جوانان دانشجو، جوانانی که در حوزه‌های علمیّه مشغول تحصیلند یا جوانانی که در میدانهای عملی مشغول کار هستند تعدادشان بسیار زیاد است؛ اینها توانایی‌های زیادی دارند و میتوانند در علم، در صنعت، در امور تجربی و در تربیت نقش‌آفرینی کنند. ما از اینها استفاده‌ی درستی نکرده‌ایم؛ امروز هم متأسّفانه استفاده‌ی درستی نمیکنیم. اینکه بنده اصرار دارم که جوانها هر جایی که دستشان میرسد خودشان کار کنند، اقدام کنند، تأسیس کنند، ابتکار کنند به‌خاطر این است. یک برنامه‌ریزیِ جامعی لازم است در کشور انجام بگیرد برای استفاده‌ از این مجموعه‌ی جوانی که ما در کشور داریم. اینکه ما گفتیم «آتش به اختیار»، فقط مخصوص کارهای فرهنگی نیست، در همه‌ی زمینه‌هایی که برای پیشرفت کشور مؤثّر است جوانها میتوانند نقش‌آفرینی کنند. این یکی از امکانات ما است.    

 یکی از امکانات و ظرفیّتهای مهم، موج جمعیّتی است که بعضی‌ها مخالفند. بعضی‌ها میگویند «جمعیّت کشور چرا باید این تعداد باشد و چرا باید بیشتر بشود؟»؛ این خطا است. هشتاد میلیون جمعیّت در یک کشور، آبرو برای این کشور است؛ این کشور هشتاد میلیون [جمعیّت دارد]. این سیاست غربی‌ها -که من بعد اشاره خواهم کرد- [یعنی] سیاست تحدید نسل، امروز گریبان خود آنها را گرفته است و دارد بیچاره‌شان میکند؛ میخواهند کشورهای اسلامی از جمعیّتهای زیاد و جوانهای فعّال و انسانهای کارآمد برخوردار نباشند. اینکه من اصرار میکنم که حتماً بایستی تکثیر نسل بشود، خانواده‌ها باید فرزنددار بشوند -فرزندهای بیشتری- برای این است که فردای این کشور به همین جوانها احتیاج دارد و جوان و نیروی انسانی چیزی نیست که انسان بتواند از خارج وارد کند؛ بایستی خود کشور آن را تأمین بکند. این موج جمعیّتی یکی از امکانات است.       
 وسعتِ سرزمینِ کشورِ ما و همسایگی با آبهای بین‌المللیِ آزاد، از فرصتهای این کشور است؛ ما از اینها به‌طورکامل استفاده نمی­کنیم؛ یکی از دو حاشیه‌ی خلیج فارس متعلّق به ما است، بخش عمده‌ای از دریای عمان متعلّق به ما است. همسایگان متعدّد؛ با پانزده کشور ما همسایه هستیم و این یک امکان و یک ظرفیّت بسیار مهم برای کشور است. کشور ما از لحاظ جغرافیایی در جای حسّاسی قرار گرفته است؛ نقطه‌ی اتّصال شرق و غرب و شمال و جنوب است و این از لحاظ جغرافیایی مهم است. 

 منابع طبیعی باارزشی در کشور ما وجود دارد که امروز بدون اینکه ارزش افزوده‌ای داشته باشد، به خارج فروخته میشود؛ یکی از آنها نفت و گاز است. من سال گذشته در همین جلسه(۳) گفتم که ما در موجودی نفت و گاز بر روی هم، در دنیا اوّلیم؛ یعنی هیچ کشوری به‌قدر ایران عزیز ما مجموعاً نفت و گاز ندارد؛ در گاز اوّل، در نفت چهارم و در مجموع اینها -حجم مجموع نفت و گاز- اوّل در همه‌ی دنیا [هستیم]. این خیلی ظرفیّت مهمّی است؛ امکان بسیار مهمّی است؛ اینکه دشمن میخواهد به هر قیمتی تسلّط خود را و قیمومیّت(۴) خود را بر این کشور اعمال کند، به‌خاطر همین ثروتها است. این [نفت و گاز] یکی از منابع باارزش کشور است، [به‌علاوه‌ی] فلزّات فراوان و باارزش، مراتع، جنگلها و امکانات فراوان دیگر. اگر از این ظرفیّتها استفاده بشود، اقتصاد ایران در میان بیش از دویست کشور جهان، بین دوازده کشور اوّل قرار خواهد گرفت؛ اگر با ابتکار جوانها، با حضور جوانها، با حضور مدیران فعّال و پُرکوشش ان‌شاءاللّه بشود از این امکانات استفاده کرد، اقتصاد کشور در میان دوازده اقتصاد اوّل همه‌ی دنیا قرار خواهد گرفت و از همه جهت پیشرفته خواهد شد که امروز البتّه این‌جور نیست.
 خب، ما چرا از این ظرفیّتها استفاده نکرده‌ایم؟ علّت اینکه از این ظرفیّتها استفاده نشده است، وجود موانع است؛ من چند مورد از این موانع را می­شمارم.         
 یکی از این موانع باور نداشتن بعضی از مسئولین ما به همین ظرفیّتها است؛ یا باور ندارند یا به اینها اهمّیّت نمیدهند. وجود این‌همه جوان در کشور، یک ظرفیّت مهمّی است؛ بعضی از مسئولین ما، در طول زمانها، به این اهمّیّتی نمیدادند؛ بعضی‌ها این را باور نداشتند، اهمّیّت نمیدادند؛ این را که «از دست این جوانها کار برمی‌آید»، بعضی‌ها قبول نداشتند، باور نداشتند. آن روزی که صنعت هسته‌ای کشور شروع به فعّالیّت کرد و به آن اوجی که همه میدانید رسید، بعضی‌ها بودند -حتّی بعضی از دانشمندان ما، بعضی از نسلهای قدیمی ما- که به ما میگفتند «آقا نکنید، فایده‌ای ندارد، نمیشود، نمیتوانید»؛ بعضی‌ها به خود من نامه مینوشتند و میگفتند نمیتوانید. چرا؟ چون آن کسانی که دست‌اندرکار بودند، همه تقریباً جوان بودند؛ اکثر آنها در سنین حدود سی سال و کمتر از سی سال بودند؛ اینها توانستند. همان کسانی که منکر بودند، بعداً اعتراف کردند که «بله، اینها واقعاً توانستند این کار را انجام بدهند». امروز در صنایع مختلف، در نانوتکنولوژی، در صنایع گوناگون، در صنایع برتر -به قول فرنگی‌مآب‌ها «های‌تِک»- کشور، عمده جوانها هستند؛ مشغول کارند، دارند تلاش میکنند و میتوانند؛ جوانهای ما قادر به خیلی از کارهای بزرگ هستند. بعضی از مسئولینِ ما در طول زمان، این امکان را باور نداشتند یا به آن اهمّیّت نمیدادند.
 به نظر من مهم‌ترین چالش کشور ما یک چالش ذهنی است، یعنی همین‌‌که افکار عمومی نمیدانند چقدر ثروت در اختیار کشور هست؛ بعضی از مسئولین ما هم متأسّفانه نمیدانند چقدر ثروت -ثروت انسانی و ثروت طبیعی- در اختیار کشور هست؛ دشمن هم از همین دارد استفاده میکند. دشمن میخواهد بگوید که شما نمیتوانید یا ندارید؛ بنده اصرار دارم به مردم بگویم که ما میتوانیم و ما دارا هستیم و امکاناتمان فراوان است. مسئولین ما باید به قدرت جوانان و به توانایی جوانان ایمان بیاورند و اهمّیّت بدهند؛ جوانان ما هم باید از کار خسته نشوند، از ابتکار خسته نشوند، از بعضی از قدرنشناسی‌ها دلسرد نشوند. بعضی جوانها به ما شکایت میکنند که «ما این کار را کردیم یا میتوانستیم بکنیم یا میتوانیم بکنیم؛ [امّا] به ما اعتنائی نمیشود»؛ خیلی خب، دلسرد نباید بشوند؛ باید دنبال کنند کار را، ابتکار را؛ مسئول هم وظیفه دارد، خود جوان هم وظیفه دارد؛ این یکی از موانع.          
 یک مانع دیگر کم‌کاری‌ها است. بعضی از افرادی که در بخشهای مختلف مسئولند، متأسّفانه دچار تنبلی و کم‌کاری بوده‌اند و هستند. وضع کشور اقتضا میکند کار پُرتوان و پُرتلاش را؛ مسئولین و مدیران در هرجا که هستند، بایستی تلاش را افزایش دهند. 
 یکی از موانعی که موجب شده ما از این ظرفیّتها استفاده نکنیم، اعتماد کردن به نسخه‌ی بیگانگان بوده. عرض کردم؛ مردم ما در مقابل بیگانگان منفعل نیستند. بعضی‌ از مسئولینِ ما در گوشه‌وکنار کشور به نسخه‌ی بیگانگان اعتماد بیشتری دارند تا به نسخه‌ی داخلی! و این هم خطای بزرگی است. شما ملاحظه کنید همین سیاست جمعیّتی غربی‌ها که «فرزند کمتر، زندگی بهتر»، سیاست اروپایی است، سیاست غربی است؛ خودشان هم عمل کردند و امروز دچار مشکلند؛ دارند جایزه میدهند که خانواده‌ها فرزنددار بشوند؛ میخواهند جبران کنند عقب‌ماندگی را، فایده هم ندارد. این سیاست را، نسخه‌ی غربی را [بعضی‌ها] قبول کردند. ما چند سال قبل اصرار کردیم، گفتیم -در سخنرانی، در جلسات خصوصی با مسئولین- که موانع تولید نسل را بردارید؛ مسئولین هم قبول کردند، تصدیق کردند حرف ما را، منتها در مدیریّتهای میانی متأسّفانه موانعی وجود دارد؛ آن‌چنان که باید و شاید به این نسخه‌ی اسلامی که «تَنَاکَحوا تَناسَلوا تَکثُروا فَاِنّی اُباهی بِکُمُ الاُمَمَ یَومَ القِیامَة»(۵) عمل نمیکنند، [امّا] به نسخه‌ی غربی عمل میکنند! این یکی از موانع پیشرفت ما است. 
 یکی دیگر، [عمل کردن به] سیاستهای بانک جهانی، سیاست تعدیل، سیاستهای مربوط به بعضی از معاهدات بین‌المللی، به قول خودشان کنوانسیون‌ها؛ این سیاستها را عمل کردن، جزو موانع پیشرفت در کشور است.
 به درون‌زاییِ در اقتصاد بی‌توجّه بودن. جزو سیاستهای اقتصاد مقاومتی و خصوصیّات اقتصاد مقاومتی، درون‌زایی است؛ درون‌زایی یعنی تولید ثروت به‌وسیله‌ی فعّالیّت درونی کشور انجام بگیرد؛ چشم به بیرون نباشد، نگاهمان به بیرون نباشد. در طول سالهای گذشته، در دولتهای مختلف، چندبار میخواستند از بانک جهانی یا صندوق بین‌المللی پول، وام بگیرند، بنده نگذاشتم؛ جلویش را گرفتم؛ مقدّمات را فراهم کرده بودند که این کار را انجام بدهند. اینکه ما از بیگانه طلب بکنیم و متعهّدِ در مقابل بیگانه بشویم، این خطای بزرگی است؛ باید اقتصاد درون‌زا باشد. البتّه معنای درون‌زا بودنِ اقتصاد این نیست که درهای کشور را ببندیم؛ نه، ما گفته‌ایم «درون‌زا و برون‌گرا» که حالا بعد در توضیح «حمایت از کالای ایرانی» این را عرض خواهم کرد. یکی از موانع هم عدم توجّه به سیاست درون‌زاییِ اقتصاد در کشور بوده است.

- دغدغه رهبری تکیه بر توان ملی واستعدادهای بومی

یکی از موضوعات مهم و اساسی که مقام معظم رهبری در جمع اقشار مختلف مردم و مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران بار‌ها مطرح نمودند ' توجه به استعدادهای بومی و توان داخلی”  آن هم با رویکرد  'عزم ملی و مدیریت جهادی” بوده است.  لذا در برخی از مناسبت ‌ها در جمع اقشار مردم و مسئولین با اظهار گلایه از توجه جدی نکردن برخی از مسئولان به پیام اقتدار و توانایی درونی ملت ایران،  این دغدغه  اساسی خود را این گونه بیان نمودند که: 'متاسفانه در برخی از بخش ‌ها مدیران ما این پیام را درک نمی‌کنند”. توصیه‌ای دلسوزانه و پدرانه که نشان از دغدغه‌ای اساسی برای بیان واقعیتی تلخ و تاکیدی برای حرکت در مسیر تغییر وضع موجود و رسیدن به وضعیت مطلوب قابل ارزیابی است.        
گویا رهبری مسئله‌ای را از مسئولین مطالبه می‌نمایند که ضرورت آن در شرایط کنونی کشور بیش از هر موضوع دیگری مثمر ثمر می‌باشد ولیکن متاسفانه از سوی برخی از مسئولین امر مورد عنایت جدی قرار نگرفته است. از این رو در این نوشتار بر آنیم که به ابعاد و دستاوردهای راهبردی این دغدغه رهبر فرزانه انقلاب، یعنی توجه به توان ملی و استعدادهای داخلی بپردازیم: 
- تکیه بر توان داخلی؛ تقویت خودباوری ملی        
تاریخ 35 ساله انقلاب اسلامی ایران حاکی از آن است که قدرتهای استکباری نظام بین‌الملل از ابتدای شکل گیری نظام اسلامی تاکنون با استفاده از شیوه‌های  مختلف، درصدد القاء ناکارآمدی  نظام و ضربه به توانایی‌های ملی  بوده اند؛ از این رو برای رشد و پیشرفت کشور توجه و اتکا به  توان داخلی از موضوعاتی است که  منافع ملی و امنیت ملی را بیش از هر عنصر دیگری به ارمغان خواهد آورد. از این منظر رهبر فرزانه انقلاب در خصوص تخریب خودباوری ملی توسط دشمنان این ملت می‌فرمایند: «ما را قبل از انقلاب ده‌‌ها سال تحقیر کردند؛ ملّت ایران با این سابقه، با این تمدّن کهن، با این‌همه میراث فرهنگی عمیق، با این‌همه دانشمند در رشته‌های مختلف در طول تاریخ، کارش به جایی رسید که حاکمان این ملّت برای کارهای اساسی کشور باید [کسانی را ] می‌فرستادند سفارت انگلیس و سفارت آمریکا، از سفیر انگلیس و سفیر آمریکا اجازه میگرفتند؛ تحقیر یک ملّت بیشتر از این؟ ........ این گذشته‌ی ما است، ما نباید تحقیر می‌شدیم؛ ما نباید اجازه میدادیم که قدرتهای غارتگر جهانی بیایند اقتصاد ما را در دست بگیرند، نفت ما را ببرند، منابع ما را تصرّف بکنند، از لحاظ سیاسی و اجتماعی هم ملّت ما را تحقیر بکنند؛ امّا این اتّفاق افتاد.» (بیانات در دیدار کارگران در گروه صنعتى مپنا 10/2/93 )  
از این منظر با توجه به استراتژی دشمن در جهت القا روحیه ناباوری ملی از سال ‌ها قبل از انقلاب  و ایجاد ذهنیت منفی در افکار عمومی برای تخریب خودباوری ملی،‌ توجه به عزم ملی، توان داخلی و عدم نگاه به دست بیگانگان تنها راه پیشرفت و توسعه کشور در شرایط فعلی قلمداد می‌گردد. موضوعی که  رهبر فرزانه انقلاب در مورد آن می‌فرمایند: « با تکیه بر توانایی ‌ها و استعدادهای درونی خود بسیاری ازگره ‌ها را باز کنیم ». (دیدار از نمایشگاه هوافضا21/2/93)
 در واقع در شرایط فعلی تاکید معظم له بر توان داخلی و نگاه به استعداد خودی از راه‌های دستیابی به موفقیت در عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و... است که  نیازمند توجه به  داشته هاي ملي و سامان دادن به همه توانمندي‌ها است. لذا ایشان در این باره می‌فرمایند:  ' حل مشکلات اقتصادی مردم در شرایط فعلی از راه برنامه‌ریزی صحیح برای فعال کردن ظرفیت‌های بی شمار داخلی و تکیه بر استعداد‌های جوان کشور امکان پذیر است”. (دیدار مردم ایلام23/2/93)         
 چرا که خودباوري ملي در هرجامعه‌ای عاملي براي به كار افتادن موثر همه اجزاي تشكيل دهنده ولازمه رشد وتوسعه ودستيابي به پيشرفتهاي وسيع درابعاد مختلف است. لذا بنا به تعبیر معظم له: « اگر ملّت ایران بخواهد جایگاه شایسته‌ی خود را پیدا بکند.... راه آن این است که از دانش، از هوش، از قدرت تحرّک بالا، از قدرت ابتکار و از عزم راسخ در همه‌ی بخش‌ها استفاده کنیم و بهره بگیریم.» (بیانات در دیدار کارگران در گروه صنعتى مپنا 10/2/93)
بنابراین در شرایطی که وضعیت اقتصادی با مشکلاتی روبه رو گردیده است؛ تنها نگاه یک سویه به مسئله تحریم راه حل برون رفت نمی‌باشد و تنها راه عبور از شرایط موجود نگاه به نتیجه مذاکرات و کوتاه آمدن دشمن از روند تحریم‌های یک سویه خویش نیست، بلکه با سرمايه‌گذاري متکی بر توان داخلی در حوزه هاي مختلف سياسي، اقتصادي، نظامي، اجتماعي، فرهنگي  و توسعه  علمي وپژوهشي، بسترسازي  مناسب برای توسعه اقتصادی،‌ تقويت بنيه دفاعي، صيانت از استقلال كشور و دستيابي به اقتدار ملي دست يافتني است.  مقام معظم رهبری در نفی نگاه یک جانبه به وضعیت کنونی و تحریم دشمنان انقلاب اسلامی می‌فرمایند:  « نباید نیازمندی‌های کشور و برخی مسائل، همچون تحریم ‌ها به مذاکره گره زده شود.» لذا مسئولان باید بنا به تاکید رهبری موضوع تحریم را از طریق دیگری حل کنند و بنا به تعبیر ایشان « باید بدانیم که می‌توانیم».       
معظم له در ابتدای سال جاری در تجمع میلیونی مجاورین و زائرین حرم رضوی فرمودند: « ممکن است کسی بگوید اگر تحریم نبود از این ظرفیّت‌ها می‌توانستید خوب استفاده کنید، امّا [چون] تحریم هست نمی‌توانید از این ظرفیّت‌ها استفاده کنید؛ این خطا است؛ این حرف، درست نیست. ما در بسیاری از مسائل دیگر هم در عین تحریم توانسته‌ایم به نقطه‌های بسیار برجسته و بالا دست پیدا کنیم؛ یک مثال آن، تولید علماست؛ یک مثال آن، صنعت و فناوری است؛ در این‌ها ما تحریم بودیم، الان هم تحریم هستیم. در مورد دانشهای پیشرفته و روز، الان هم درهای مراکز علمی مهم بِروز دنیا به روی دانشمند ایرانی و دانشجوی ایرانی بسته است، امّا درعین‌حال، ما در نانو پیشرفت کردیم، در هسته‌ای پیشرفت کردیم، در سلّولهای بنیادی پیشرفت کردیم، در صنایع دفاعی پیشرفت کردیم، در صنایع پهپاد و موشک، به کوری چشم دشمن، پیشرفت کردیم؛ چرا در اقتصاد نتوانیم پیشرفت کنیم؟! ما که در این سر صحنه‌‌ها و عرصه‌های گوناگون این همه موّفقیّت به دست آوردیم، در اقتصاد هم اگر عزممان را جزم کنیم و دست به دست هم بدهیم، می‌توانیم اقتصاد را شکوفا کنیم. چشممان به دست دشمن نباشد که کِی این تحریم را برمی‌دارد، کِی فلان نقطه را موافقت می‌کند؛ به درک! نگاه کنیم ببینیم خودمان چه‌کار می‌توانیم بکنیم.» (دیدار در حرم رضوی 1/1/93)
بر همین اساس انقلاب اسلامي براي اينكه بتواند پويايي خود را در بستر زمان در مقابل تحولات داخلي وخارجي حفظ كند بايد به استعداد‌ها و توانمندي هاي خود كه سنگ بناي خودباوري است ايمان داشته باشد و در جهت شناخت و دست يابي هر چه بيشتر به اين استعداد‌ها  و بهره برداری از آن در جهت تحقق اهداف ملی گام بردارد. 
رهبر معظم انقلاب در این باره می‌فرمایند: «امروز اگر بخواهيم سعادت اين كشور تامين شود، مردم عزيز ايران با توانايي هايي كه خداوند متعال در جوهره اين كشور و ملت قرار داده است بايد در مسير شناخت و توانايي هاي خويش قدم بردارد و در  مقابل همه تهديدات و فشارهاي خارجي مردانه ايستادگي نمايد».        
در واقع بنا به فرمایش مقام معظم رهبری  راه سعادت کشور و برون رفت از وضعیت فعلی، شناخت توانایی ‌ها و خودباوری به توان داخلی ملت ایران است و  با عواملي مانند فضا و سرزمين، وسعت خاك و منابع طبيعي، جمعيت، نهادهاي سياسي و فرهنگي، روحيه ملي، كيفيت ديپلماسي، ظرفيت و استعدادهای علمی و توانمندي‌های نظامی حاصل مي گردد. چرا که به تعبیر رهبر معظم انقلاب: « این کشور، دارای ظرفیّتهای فوق‌العاده است...این‌ها چیزهایی است که آمارهای عجیب‌و ‌غریب لازم ندارد، جلوی چشم همه است، همه می‌بینند.یکی از ظرفیّتهای مهمّ ما، ظرفیّت نیروی انسانی ما است. نیروی انسانی در کشور ما، یکی از بزرگ‌ترین ظرفیّت‌های کشور ما است؛ این یک فرصت بزرگ است.... یکی  دیگر از ظرفیّتهای مهمّ کشور ما منابع طبیعی است... یعنی هیچ کشوری در دنیا به‌قدر ایران، بر روی هم، نفت و گاز ندارد. مجموع نفت و گاز ما از همه‌ی کشورهای دنیا ــ شرق و غرب عالم ــ بیشتر است.... علاوه‌ی بر این، معادن طلا و معادن فلزّات کمیاب در سرتاسر این کشور پراکنده است و وجود دارد. سنگ آهن، سنگهای قیمتی، انواع و اقسام فلزهای لازم و اساسی ــ که مادر صنایع محسوب می‌شوند ــ در کشور وجود دارد؛ این هم یک ظرفیّت بزرگی است.     
از این منظر کشوری كه بر پایه خودباوری ملی بر استعداد و توان داخلی خود متکی باشد، كمبود‌ها جبران، رشد وتوسعه در ابعاد مختلف ايجاد و با گسترش فضاي مناسب امكان آموزش، تربيت و اصلاح وتوسعه انساني  نیز بدست مي آيد  وباعث رفاه و آباداني و حركت در مسير تامین منافع ملي می‌گردد.  معمار کبیر انقلاب نیز همان اوایل انقلاب گویا این دغدغه فعلی رهبری را داشته و  امام خمینی نیز در این باره مي فرمايند: «اگر ما بخواهيم استقلال پيدا كنيم آزادي پيدا كنيم مملكت خودمان را خودمان اداره كنيم بايد خودمان را پيدا كنيم بايد از اين غرب زدگي بيرون برويم خيال نكنيم همه چيز آنجاست و ما هيچ نداريم ... ما همه چيز داريم فرهنگ ما فرهنگ غني است بايد پيدايش كنيم».  حضرت امام  با این مطالب به این مسئله اشاره دارند که همين باور توانايي ‌ها شما را توانا مي كند و برعكس خودباختگي نه تنها موجب عدم بهره مندي از فرصت ‌ها وعدم به كار گيري اثر بخش توانمندي ‌ها مي شود بلكه انسان را ضعيف مي كند. لذا در جایی دیگر می‌فرمایند: «شما ديديد كه در اين جنگ تحميلي كه پيش آمد ومحاصره اقتصادي شديم خود ايراني ‌ها خود ارتشي ‌ها اين قطعات را درست كردند اگر قبل از اين بود يكي از اين قطعات را نمي توانستند درست كنند از باب اين كه شخصيت شان را گم كرده بودند». 
- تکیه بر توان داخلی؛  افزایش قدرت و اقتدار ملي
اقتدار ملي مقوله اي‌ است كه از رشد وتوسعه مولفه هاي اقتصادي ‏‏‏، سياسي، نظامي، علمي ،اجتماعي و فرهنگي برخاسته و از مباني و لايه هاي ارزشي حاكم بر جوامع مي‌باشد. در واقع رشد وتعالي كشور‌ها در عرصه‌هاي مختلف داخلي و خارجي نشان دهنده اقتدار ملي است؛ لذا  تکیه بر توان داخلی و استعداد‌های بومی از مولفه‌های موثر  در  ارتقاء اقتدار ملی ارزیابی می‌گردد؛ به طوري كه شدت و ضعف قدرت و اقتدار ملي در رابطه مستقیم با توان داخلی و استعدادهای  بومی است. لذا رهبر فرزانه انقلاب در این باره می‌فرمایند: « ملّت ایران باید خود را قوی کند؛ این حرف من است. حرف، درباره‌ی اقتدار ملّی است. من عرض می‌کنم به ملّت عزیزمان که اگر ملّتی قوی نباشد و ضعیف باشد، زور خواهد شنفت، به او زور می‌گویند؛ اگر ملّتی قوی نباشد، باج‌گیران عالَم از او باج می‌گیرند، از او باج می‌خواهند؛ اگر بتوانند به او اهانت می‌کنند؛ اگر بتوانند زیر پا او را لگد می‌کنند. طبیعت دنیایی که با افکار مادّی اداره میشود، همین است». لذا ایشان تاکید می‌نمایند که: « ما اوّلاً استعداد قوی شدن، زیاد داریم؛ امکانات و ظرفیّت‌ها هم زیاد داریم؛ ملّت ما به ‌سمت اقتدار ملّی هم راه افتاده است و راه زیادی پیموده است». (بیانات در حرم رضوی 1/1/93)       
در تعابیر رهبری کلید راه حل مشکلات نیز قوی بودن و داشتن اقتدار است چرا که ایشان می‌فرمایند: «هر جا شما قوی بودید، توانا بودید، روی پای خودتان توانستید بایستید، آن‌ها مجبور می‌شوند مؤدّبانه‌تر با شما رفتار بکنند، منطقی‌تر با شما رفتار بکنند؛ این کلید حلّ همه‌ی مشکلات کشور است.» لذا برابر نظر معظم له با اتکا به توان داخلی و استعدادهای بومی کشور «  باید کشور از درون بجوشد. تولیدتان را، اقتصادتان را، آینده‌تان را، بایستی خودتان از درون تأمین کنید؛ و ملّت ایران، ملّت با استعدادی است؛ می‌تواند؛ [هم‌] ذخایر انسانی ما بی‌نهایت است، هم ذخایر طبیعی ما خوشبختانه خیلی فراوان است» (بیانات در دیدار کارگران در گروه صنعتى مپنا 10/2/93)    
بنابراین دستيابي به اقتدار ملي يكي از مولفه‌هایی است که برآمده از توجه به توان داخلی و استعدادهای داخلی است که باعث حل مشکلات می‌گردد. رهبر معظم انقلاب در فرازي از بيانات خود اقتدار ملي براي يك كشور را حفظ كننده هويت و مايه عزت و وسيله اي براي رسيدن به آرمان ‌ها مي‌دانند. در واقع در سايه  اعتماد به داشته‌ها و استعدادهاي خويش  است که  راه هرگونه تهدید و تحریم بر علیه نظام اسلامی مسدود می‌گردد. 


تکیه بر توان داخلی؛    

   
- صیانت از استقلال و امنیت کشور    
   

استقلال در جمهوري اسلامي ايران به معناي نفي وابستگي هاي گذشته و حال است. انقلاب اسلامي در بدو تاسيس خود به معناي واقعي كلمه سعي در واژگون ساختن ساختارهاي موجود گذشته داشت  و هم اكنون نيز همه تلاشش را در جهت حفظ اين استقلال كه در همه جهات سياسي، فرهنگي و اقتصادي مي باشد قرار داده است. 
از این منظر  توجه به توان خودی در وضعيت جهاني فعلی، از لوازم  صيانت استقلال،‌ امنیت و دستیابی به موفقیت در عرصه‌های مختلف سیاسی دولتمردان است. از این رو رهبر فرزانه انقلاب می‌فرمایند: « اگر ظرفیت‌های داخلی را فعال کنیم و بر توان داخلی متمرکز شویم آمریکا و قدرت‌های دیگر توانایی هیچ غلطی را اعم  نظامی و غیرنظامی نخواهد داشت و نخواهد توانست ملت ایران را با فشار زمین گیر کنند.» (دیدار مردم ایلام23/2/93)           
در واقع از آنجايي‌كه نگاه به توان داخلی  به معناي اعتماد به استعداد‌ها و توانايي ‌ها و سامان دهي آن‌ها مي‌باشد شعارنه شرقي نه غربي به معناي نفي همه وابستگي‌ها و ايمان و اعتقاد به داشته هاي ملي معنا مي‌گردد. شعار نه شرقي نه غربي كه پس از انقلاب بر سردر وزارت امور خارجه نقش بست نشان از راهبرد كلان انقلاب و دغدغه فعلی رهبر معظم  انقلاب می‌باشد. چرا که استراتژي انقلاب اسلامي كه در جهت تحقق استقلال و بر اساس قاعده «نفي سبيل» كه يكي از اصول سياست‌هاي خارجي اسلام است يكي از اصول مهم در اعتماد به توان و استعدادهای داخلی است.  از این رو بسط و توسعه اين تفكر در جامعه سبب بروز دستیابی به خودباوری ملي و صیانت از استقلال و امنیت کشور است. در تبين و تفسير انديشه نه شرقي ونه غربي هيچ‌گاه منظور اين نيست كه خود را در چارچوب محصور كنيم و از علوم و تجارب كشورهاي پيشرفته استفاده نكنيم بلكه اين شعار كه از مفاهيم  خودباوري مي باشد زماني مي تواند اين مسئله مهم را تفسير و معنا نمايد كه ما با استفاده از الگوهاي صحيح و علمي جهاني در مسير دست يابي به امكانات و در جهت بومي كردن و داخلي كردن منابع گام برداريم. از این رو رهبر فرزانه انقلاب در تبین سیاست‌های کلی اقتصادی مقاومتی می‌فرمایند:  «اقتصاد مقاومتی، به این معنا نیست که ما اقتصاد خودمان را محصور می‌کنیم و محدود می‌کنیم در خود کشور؛ نه، درون‌زا است، امّا برون‌گرا است؛ با اقتصادهای جهانی تعامل دارد، با اقتصادهای کشورهای دیگر با قدرت مواجه می‌شود. بنابراین درون‌زا است، امّا درون‌گرا نیست.» (دیدار در حرم رضوی 1/1/93) 
حضرت امام نیز بر این نکته تاکید داشته و در اين باره مي فرمايند :«احتياج ما پس از اين همه عقب ماندگي مصنوعي به صنعت هاي بزرگ كشورهاي خارجي حقيقتي است انكار ناپذير ولي اين به آن معنا نيست كه ما بايد در علوم پيشرفته به يكي از دو قطب وابسته شويم». 


- تکیه بر توان داخلی؛  اقتصاد مقاومتی و پویا        
از دیگر دستاوردهای تکیه بر توان داخلی و استعدادهای بومی، ايستادگي و مقاومت اثربخش و کارآمد است. براي مثال ايستادگي ملت و دولت مردان بر سر مسئله صلح آميز هسته اي ايران كه با تلاش و ابتكار دانشمندان و جوانان داخلي به دست آمد و هم اکنون يكي از مظاهر  عظیم قدرت ملی به حساب می‌آید ثمره اعتماد به توان داخلی و مقاومت بر داشته‌های ملی است.  از این رو رهبر فرزانه انقلاب اگر موضوع اقتصاد مقاومتی را مطرح می‌نمایند در واقع به تعبیر ایشان 'اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که مقاوم است؛ با تحریکات جهانی، با تکانه‌های جهانی، با سیاستهای آمریکا و غیر آمریکا زیرورو نمی‌شود؛ اقتصادی است متّکی به مردم....         
از این رو توجه به توان داخلی موضوعی است که می‌تواند در شرایط فعلی کشور،‌ تحول اقتصادی در جامعه ایجاد نماید. زیرا با  تکیه بر توان داخلی و نفي خودباختگي و مبارزه با القائات منفي دشمن و تكيه بر حقانيت توانایی ملت ایران می‌توان در مسیر  توسعه  اقتصادی کشور گام برداشت. از این رو در سیاست‌های اجرایی اقتصاد مقاومتی این مسئله تاکید گردیده است و رهبری نیز در تبیین آن می‌فرمایند: « اقتصاد مقاومتی ... یک الگوی علمی متناسب با نیازهای کشور ما است ... این اقتصاد درون‌زا است. .... یعنی از دل ظرفیّتهای خود کشورما و خود مردم ما می‌جوشد؛ رشد این نهال و این درخت، متّکی است به امکانات کشور خودمان؛ درون‌زا به این معنا است. امّا درعین‌حال درون‌گرا نیست».     
 در واقع  با توصیه‌های خردمندانه رهبری همچون تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی، جهاد اقتصادی و اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، گام‌های اساسی در مسیر تحول اقتصادی مثمر ثمر خواهد بود و هرگونه تهدید و تحریم دشمن را خنثی می‌نماید. تحریم‌هایی که بر پایه اظهارات سران چند کشور غربی، با هدف فلج کردن اقتصاد ملت ایران وضع گردید. همان سیاست مخربانه غرب که از گذشته با  فكر تحقير ايراني كه در دوران سلطه استبداد وارد اين كشور گرديد  و موجب شد كه احساس حقارت تا اعماق جان قشرهاي مختلف اين كشور نفوذ كند. 
از این رو  امروز به واسطه توجه به استعدادهای بومی و توان داخلی کشور می‌توان در مسیر نفي خودباختگي ‌ها و بازگشت به خويشتن حرکت نمود و این مهم را با رویکرد عزم ملی و  مدیریت جهادی در نهادهای اقتصادی کشور منطبق نمود و  شکوفایی اقتصادی را به ارمغان آورد. از این رو بنا به تعبیر رهبر معظم انقلاب « یک ملّت تا عزم راسخ نداشته‌ باشد، نمیتواند به هیچ‌جا برسد؛ [دشمنان] سعی میکنند عزم راسخ ملّت را در مسائل مهمّ مربوط به سرنوشت کشور به هم بزنند، در آن‌ها تردید ایجاد کنند؛ جای احساس عزّت و اعتمادبه‌نفس ملّی، احساس حقارت ملّی را به آن‌ها تزریق می‌کنند؛ جای ایمان راسخ، شبهه‌افکنی و بی‌اعتقادی؛ جای کار و تلاش و همّت بلند، لذّت‌جویی و شهوت‌رانی و از این قبیل؛ این کار‌ها کارهایی است که انجام می‌گیرد».  

       
- تکیه بر توان داخلی؛‌تقويت بنيه دفاعي   
امروز شرايط حساس منطقه و رويكرد جانب گرايانه غرب به ويژه آمريكا در سال هاي اخير شرايطي را ايجاب كرده كه نيروهاي مسلح کشور در آمادگی همه جانبه دفاع از کشور و ملت ایران قرار گرفته اند. در بررسی این وضعیت مطلوب می‌توان به توجه و دقت امر فرماندهان عالی رتبه ارتش و سپاه در بهره مندی از توان داخلی و استعدادهای بومی اشاره نمود. چرا كه نيروهاي نظامي بازوان توانمند دولت‌ها در كشور‌ها هستند و در پشتيباني از استراتژي‌هاي خارجی و سياست هاي داخلي نقش حياتي دارند و در طول تاریخ انقلاب به ویژه دوران دفاع مقدس اثبات گردید که نیروهای مسلح کشور با تکیه بر همین توان داخلی توانستند پیروزی‌های بسیاری را به ارمغان آورند.  بنابراين ساخت تجهيزات دفاعی متناسب با سطح تهدیدات آن هم در شرایط تحریم از جمله مقولاتی است که نتیجه  اعتماد به توان داخلی را برهمگان آشکار می‌سازد.    
 از این رو  رهبر انقلاب چندی پیش در دیدار از نمایشگاه هوافضا و در جمع فرماندهان عالی رتبه سپاه و ارتش تاکید کردند:     
« مهم‌ترین درس این نمایشگاه اثبات استعداد و توانایی ملت ایران برای ورود به میدان‌های دشوار و میدان‌هایی است که دشمن قصد ممنوع الورود کردن آن‌ها را دارد».           
بر همین اساس امروز اتکا به خداوند و ایمان به داشته ‌ها و استعداد‌های ملی باعث حفظ استقلال، تحول اقتصادی، تقویت قوای نظامی، توسعه علمی و پژوهشی، بستر سازی فرهنگی در جامعه و نهایتا پرورش خودباوری ملی در مسیر حفظ منافع ملی است. ازاین رو  بنا به تاکید رهبر معظم انقلاب استعداد و توانایی و عزم ملی مهم‌ترین عامل اقتدار است و  به تعبیر معظم له: « در طول  سال‌های گذشته در هر بخشی که بر آن متمرکز شدیم و عزم صاحبان عزم را متوجه آن کردیم به نتیجه رسیدیم.» (دیدار از نمایشگاه هوافضا21/2/93).

 

 

 

 

 


خروج




درباره شورا

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 و استقرار جمهوری اسلامی ایران، موضوع مشارکت مردم در عرصه‌های مختلف به عنوان نماد و تبلور عینی جمهوریت مورد توجه ویژه حضرت امام خمینی(ره) و سایر مسئولان کشور قرار گرفت.   ادامه...

 

سروش ايتا اينستاگرام آپارات ايميل

آمار بازدید

  • بازديدکنندگان آنلاين : 8

  • بازديد کنندگان اين صفحه : 515265

  • بازديدکنندگان امروز : 1673

  • کل بازديدکنندگان : 1049645

پیوندها