1397/06/12 :: ٠٩:٤٣

استعمار با طعم انگلیسی

اِستِعمار واژه‌ای است عربی و در بُن به معنای آبادی خواستن است. ولی امروزه استعمار به معنای نفوذ و دخالت کشورهای زورمند در کشورهای ناتوان به بهانه آبادی و سازندگی است. معمولاً استعمار در جستجوی به تاراج بردن دارایی کشورهای دیگر بوده‌ است. استعمارشاه‌کلید دولت‌های امپریالیستی است برای نفوذ در کشورهایی با توان مدیریتی کم و مردمی با فقر فرهنگی زیاد.

استعمار با طعم انگلیسی




«...اینجانب به همه نسل‌هاى حاضر و آینده وصیت می‌‏کنم که اگر بخواهید اسلام و حکومت اللَّه برقرار باشد و دست استعمار و استثمارگرانِ خارج و داخل از کشورتان قطع شود، این انگیزه الهى را که خداوند تعالى در قرآن کریم بر آن سفارش فرموده است از دست ندهید؛ و در مقابل این انگیزه که رمز پیروزى و بقاى آن است، فراموشى هدف و تفرقه و اختلاف است. بى جهت نیست که بوق‌هاى تبلیغاتى در سراسر جهان و ولیده‏‌هاى بومى آنان تمام توان خود را صرف شایعه‏‌ها و دروغ‌هاى تفرقه افکن نموده‏‌اند و میلیاردها دلار براى آن صرف می‌‏کنند...»

صحیفه امام، ج21، ص404

اِستِعمار واژه‌ای است عربی و در بُن به معنای آبادی خواستن است. ولی امروزه استعمار به معنای نفوذ و دخالت کشورهای زورمند در کشورهای ناتوان به بهانه آبادی و سازندگی است. معمولاً استعمار در جستجوی به تاراج بردن دارایی کشورهای دیگر بوده‌ است. استعمارشاه‌کلید دولت‌های امپریالیستی است برای نفوذ در کشورهایی با توان مدیریتی کم و مردمی با فقر فرهنگی زیاد.

طبیعتا وارد شدن از در جنگ و خشونت با کشور هایی با مردمانی سر سخت و ملی‌گرا و آرمان‌گرا مانند کشور‌های شرقی پیامد‌های خوبی در تمامی حوزه‌های بین المللی، اقتصادی، نظامی و ... نداشت، پس این کشور‌ها تنها می‌توانستند از در آبادانی، سازندگی و به بهانه کمک به این کشور‌ها یک نوع پیوند دوستی مانند «دوستی خاله خرسه» با این دولت‌ها برقرار کنند و در برابر آبادانی و سازندگی ظاهری آن کشور سود‌های بسیار هنگفت‌تری از منابع طبیعی آن کشور به دست بیاورند و بعضا حتی امتیاز انحصاری بعضی محصولات را برای خود با موافقت دولت وقت آن کشور ثبت کنند.

مردمان شرق هم که بعضا در غفلت محض به سر می‌بردند در آن زمان متوجه این ضرر بزرگ به قیمت آبادانی ظاهری نبودند، اما شرایط همواره به این شکل نماند. دولت های وقت کشور‌های مستعمره بعضا از شرایط خود راضی بودند. آن‌ها در طلب عیش و نوش خود حاضر بودند هر امتیازی را به دولت‌های غربی بدهند. عهدنامه گلستان؛ ایران و روسیه ۱۸۱۳ • عهدنامه ترکمانچای؛ ایران و روسیه ۱۸۲۸ • معاهده پاریس؛ ایران و انگلیس ۱۸۵۶ • پیمان آخال؛ ایران و روسیه ۱۸۸۱ • قرارداد ۱۹۱۹؛ میان ایران و انگلیس • قرارداد ایران و شوروی ۱۹۲۱•امتیازنامه رویتر • قرارداد دارسی • امتیاز خوشتاریا • امتیاز کشتیرانی در رود کارون • تأسیس بانک شاهی • استخراج معادن • امتیاز راه‌آهن جلفا به قزوین • امتیاز انحصار توتون و تنباکوی ایران و قرارداد لاتاری از جمله قراردادهای استعمارگرایانه‌ای بودند که در ایران با موافقت دولت وقت با کشور استعمارگر به ثبت رسیدند. اما از دل مردم کشورهای تحت استعمار چهره‌هایی که سطح آگاهی آنان از دیگران بالاتر و جسارت آن‌ها ستودنی بود ظهور کردند و با استفاده از روشهای غیر‌نظامی و بدون درگیری حلقه‌ی استعمار را شکستند که برای نمونه می‌توان به گاندی از کشور هندوستان و میرزای شیرازی از ایران اشاره کرد.

گاهی هم استعمار حالت نظامی داشته و طبیعتا هرگونه مبارزه فکری و اعتقادی را سرکوب نظامی می‌کرده‌است. طبیعتأ نوع مبارزه با این نوع استعمار هم باید رنگ و بوی نظامی داشته باشد‌ که در ادامه به یک مورد از آن اشاره می‌کنیم. اما استعمار لزوما نمی‌تواند به حوزه اقتصادی و نظامی محدود شود. استعمار بعضا ذهن‌ها، افکار و عقاید را مورد هدف خود قرار می‌دهد. چیزی که امروز ما شاهد آن هستیم، همان استعمارگرایان گذشته امروز با ترفند‌های تبلیغاتی که به گفته امام خمینی(ره) برنده ترین سلاح است سعی در استعمار فکری مردم کشور‌های جهان سوم به خصوص جوانان دارند. شاید مبارزه‌ با این نوع استعمار سخت‌ترین مبارزه باشد و امید است که دولت‌های وقت در این مورد دیگر کوتاهی نکنند، چون ضرر این استعمار فکری بعضا خیلی بیشتر از استعمار اقتصادی خواهد بود.

در آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ قوای روس از شمال و نیروهای انگلستان از جنوب، ایران را در معرض هجوم قرار دادند و کشتی‌های جنگی انگلستان در مقابل بوشهر لنگر انداختند و نیروهای اشغالگر در ۸ اوت ۱۹۱۵/ ۱۷ مرداد ۱۲۹۴ به صورت تدریجی قصد اشغال بوشهر و نواحی ساحلی اطراف را داشتند. یک روز پس از اشغال بوشهر، چهارده نفر از ساکنین علیه اشغال‌گران اعتراض کردند که دستگیر و به هندوستان تبعید شدند.

رئیس علی دلواری (۱۲۶۰-۱۲۹۴ خورشیدی/۱۸۸۱-۱۹۱۵ میلادی) آزادی‌خواه و رهبر قیام در تنگستان و بوشهر علیه نیروهای بریتانیا در دورهٔ جنگ جهانی اول بود. او فرزند رئیس محمد از خان های تنگستان بود و در سال 1299 قمری برابر با ۱۲۶۰ خورشیدی (۱۸۸۱ میلادی) در روستای دلوار از شهرستان تنگستان استان بوشهر در ساحل خلیج فارس به دنیا آمد. دوران جوانی او همزمان با حضور گسترده استعمار انگلیس در خلیج فارس بود. وی نقشی کلیدی در قیام جنوب داشت. قیام مردم تنگستان بر روی هم هفت سال طول کشید و در این مدت دلیران تنگستانی دو هدف عمده را دنبال می‌کردند، پاسداری از بوشهر و دشستان و تنگستان به عنوان منطقه سکونت خود و جلوگیری از حرکت قوای بیگانه به درون ایران و دفاع از استقلال وطن. او با همراهی دیگر مشروطه خواهان بوشهر را از حاکمیت استبداد قاجاریه خارج کرد. در سال ۱۲۸۷ ه. ش/۱۹۰۸ میلادی به درخواست ملا علی تنگستانی و سید مرتضی مجتهد اهرمی که مخالف استبداد محمد علیشاه قاجار بود، بوشهر را تصرف کرد و حدود ۹ ماه شهر را در کنترل داشت.

بعد از حمله روس‌ها و انگلیسی‌ها به ایران رئیس علی همراه دوستش خالو حسین دشتی در اوایل ماه رمضان ۱۳۳۳ه. ق، در عمارت حاج سید محمدرضا کازرونی، پس از مذاکراتی با وی آمادگی خود را برای دفاع از بوشهر و جلوگیری از پیشروی نیروهای انگلیسی اعلام داشت.

نیروهای انگلیسی همزمان با حمله به بوشهر قصد تصرف ناحیه دلوار را داشتند. دلوار محلی بود که پیش از آن چندبار سربازان انگلیسی به آن جا یورش برده، اما طعم شکست را چشیده بودند. رئیس علی دلواری و شیخ حسین خان چاه کوتاهی و زایرخضرخان اهرمی از این وقایع آگاه و در مقام دفاع از وطن بر آمدند. قیام دلیران تنگستان علیه اشغال‌گران آغاز شد و نیروهای متجاوز انگلیسی که قریب به پنج هزار نفر بودند در دام دلیر مردان تنگستانی گرفتار آمدند و عده زیادی از متجاوزان انگلیسی در این حمله کشته شدند. عملیات چریکی پیروزمندانه رئیس‌علی، سایر مبارزان تنگستان را تشویق به همراهی با او کرد. تا تابستان ۱۹۱۵ عملیات موفقی را بر علیه نیروی دریایی انگلیس رهبری کرد. انگلیسی‌ها مجبور شدند نیروهای کمکی از عراق و هند به بوشهر اعزام کنند و دلوار را به شدت بمباران کردند. زمانی که مقامات انگلیسی تصمیم قطعی درباره اشغال بوشهر و پیشروی به سوی شیراز را داشتند به منظور تطمیع رئیس علی، دو نفر از متابعان حیدرخان حیات داودی را به دلوار گسیل داشتند تا موافقت او را با پیاده شدن قوای انگلیس در کرانه خلیج فارس و حرکت به سوی شیراز جلب کنند. نمایندگان حیدرخان ضمن ملاقات با رئیس علی متذکر شدند که چنانچه او از قیام علیه قوای اشغال‌گر صرف نظر کند، مقامات انگلیسی چهل هزارپوند به او خواهند پرداخت. رئیس علی در پاسخ می‌گوید: «چگونه می‌توانم بی‌طرفی اختیار کنم، در حالی که استقلال ایران در معرض خطر جدی قرار گرفته‌است؟».

پس از مراجعت نمایندگان حیدرخان، نامه تهدیدآمیز از طرف مقامات انگلیسی به رئیس علی نگاشته شد مبنی بر این که: «چنانچه بر ضد دولت انگلستان قیام و اقدام کنید، مبادرت به جنگ می‌نماییم، در این صورت خانه‌هایتان ویران و نخل‌هایتان را قطع خواهیم کرد‌». رئیس علی در پاسخ مقامات انگلیسی نوشت: «خانه ما کوه‌ است و انهدام و تخریب آن‌ها خارج از حیطه قدرت و امکان امپراتوری بریتانیای کبیر است. بدیهی است که در صورت اقدام آن دولت به جنگ با ما، تا آخرین حد امکان مقاومت خواهیم کرد‌».

جنگ میان دلیران تنگستان به رهبری رئیس علی از یک سو و نیروهای بریتانیا و خوانین متحد آنان از سوی دیگر به طور پیاپی و پراکنده تا شهریور ۱۲۹۴ خورشیدی ادامه یافت و انگلیسی‌ها نتوانستند بر رئیس علی و یارانش برتری یابند. تا این که در گیرودار حمله انگلیسی‌ها به بوشهر در شب ۱۲ شهریور ۱۲۹۴ رئیس‌علی در محلی به نام «تنگه صفر» هنگام شبیخون به قوای بریتانیا توسط فردی نفوذی و اجیر شده، از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و در دم جان باخت. رئیس علی دلواری در شب ۲۳ شوال ۱۳۳۳ قمری برابر با ۱۲ شهریور ۱۲۹۴ خورشیدی/۳ سپتامبر ۱۹۱۵ میلادی، در سن ۳۴ سالگی به شهادت رسید.

از رئیس علی دلواری امروز می‌توانیم به عنوان یک وطن پرست واقعی یاد کنیم که در راه شکست استعمار انگلیس جان خودش را در 34 سالگی تقدیم وطنش کرد.

 


خروج




درباره شورا

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 و استقرار جمهوری اسلامی ایران، موضوع مشارکت مردم در عرصه‌های مختلف به عنوان نماد و تبلور عینی جمهوریت مورد توجه ویژه حضرت امام خمینی(ره) و سایر مسئولان کشور قرار گرفت.
... ادامه»

سروش ايتا اينستاگرام آپارات ايميل

آمار بازدید

  • بازديدکنندگان آنلاين : 8

  • بازديد کنندگان اين صفحه : 167032

  • بازديدکنندگان امروز : 831

  • کل بازديدکنندگان : 433575

پیوندها