1397/06/07 :: ١٠:٠٣ :: نسخه چاپي :: ارسال به دوست

غدیر، محور وحدت اسلامی

بنای نوشتار حاضر بر آن نیست که منشأ اختلاف را در ماجرای غدیر مورد کنکاش قرار دهد، بلکه بر آن است تا این فرضیه را به اثبات برساند که باطن ماجرای غدیر ـ برخلاف ظاهرش که اختلاف میان سنی و شیعه را بر سر جانشینیِ رسول خدا (ص) موجب می‌شود ـ حاکی از وحدت است؛ اتفاقاً اگر این منشأِ وحدت‌آفرین، مبنای تحلیل قرار گیرد، واقعه‌ی غدیر چه‌بسا دیگر محل اختلافِ مذاهب اسلامی نخواهد بود.

غدیر، محور وحدت اسلامی

 



واقعه غدیر، به لحاظ تأکیدی که بر «ولایت» علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) دارد ـ فارغ از تأویل معنای «مولا» ـ اهمیت بسزایی داشته و در نوع خود، با هیچ واقعه‌ی دیگری قابل قیاس نیست.
اگرچه مبنای اختلاف‌نظر در میان امت، زمانی آشکار می‌شود که تأویل دقیق معنای «مولا» در این واقعه تبیین شود، اما بنای نوشتار حاضر بر آن نیست که منشأ اختلاف را در ماجرای غدیر مورد کنکاش قرار دهد، بلکه بر آن است تا این فرضیه را به اثبات برساند که باطن ماجرای غدیر ـ برخلاف ظاهرش که اختلاف میان سنی و شیعه را بر سر جانشینیِ رسول خدا (ص) موجب می‌شود ـ حاکی از وحدت است؛ اتفاقاً اگر این منشأِ وحدت‌آفرین، مبنای تحلیل قرار گیرد، واقعه‌ی غدیر چه‌بسا دیگر محل اختلافِ مذاهب اسلامی نخواهد بود.
در نوشتار حاضر، سعی خواهد شد به دو زمینه‌ی اصلیِ وحدت‌آفرین در ماجرای غدیر اشاره شود: یکی شخصیت علی‌بن‌ابی‌طالب که می‌تواند به خودیِ خود، محور وحدت باشد و دیگری نحوه‌ی مواجهه‌ی برخی از بزرگان شیعه با ماجرای غدیر که ماحصل آن، شناساندنِ هرچه بهتر تشیع به اهل‌سنت و نتیجتاً فروکش کردن آتش کینه‌ها و کج‌فهمی‌های فریقین نسبت به یکدیگر است.

محبّت و فضائلِ علی‌بن‌ابی‌طالب، محور وحدت


اگر مبتنی بر حدیث مشهور «ثَقَلَیْن» (قال رسول‌الله (ص): إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ... کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی...)[1]، «کتاب خدا و عترت» دو ثقلی دانسته شود که تمسک به آن دو، مایه‌ی هدایت ابدیِ بشر خواهد شد، با کنار هم گذاشتن این حدیث و فرازی از خطبه‌ی غدیر خم که رسول‌الله فرمودند: «...ای مردم، همانا علی [ع] و پاکانِ از فرزندان من، ثقل اصغر هستند؛ و قرآن ثقل اکبر است....»[2]، به این نتیجه می‌رسیم که ثقل اصغر یا همان عترت، در بافت روایت غدیر، شخص علی‌بن‌ابی‌طالب و فرزندان طاهرین آن حضرت هستند.
نکته‌ی جالب‌توجه در این‌جا این است که حتی اگر مبتنی بر برخی قرائت‌های مغرضانه ـ همچون قرائت عباسیان در قرن دوم که «آل‌عباس» را مصداق عترت می‌دانستند ـ مصادیق «عترت»، مناقشه‌بردار و قابل تفسیر باشند، اما لفظ «علیاً»، دیگر قابل مناقشه و تفسیر نیست و لذا شخصِ علی‌بن‌ابی‌طالب، در میان مصداق یا مصادیق ثقل اصغر (عترت)، محل وحدت و غیرقابل خدشه است.

علی‌بن‌ابی‌طالب، تنها شخصیت در میان جانشینان بعد از رسول خدا است که سنّی و شیعه، در کسوت امام امت و خلیفه‌ی رسول خدا، بر او اتفاق نظر دارند. وی از منظر اهل‌سنت، در زمره‌ی خلفای راشدین و یکی از 4 خلیفه‌ی اول مسلمین است ـ که اعتبار و جلال آن‌ها محل مناقشه نبوده و از منظر اهل‌سنت، کاملاً مقبول هستند ـ به علاوه آنکه در میان شیعیان، به عنوان اولین امام شیعیان محسوب می‌شود.

همچنین، «محبت اهل‌بیت پیامبر» یا همان آل محمد (علیهم‌السلام) موضوعی‌ست که نه فقط در میان اکثریت اهل‌سنت، بلکه در میان بسیاری از بزرگان آنان نیز مورد پذیرش و استحباب و بلکه دارای مقام وجوب است و در این میان، باز هم آن کسی که به عنوان شخص محوری و بارز مطرح می‌شود، شخص علی‌بن‌ابی‌طالب است. به عنوان نمونه، زمخشری، عالم بزرگ اهل‌سنت، در کتاب خود این حدیث را از زبان رسول‌الله (ص) نقل می‌کند که آن حضرت فرمودند:
«هرکس با محبت آل محمد بمیرد، «شهید» از دنیا رفته است؛ بدانید و آگاه باشید هرکس با محبت آل محمد بمیرد، مورد مغفرت و رحمت الهی قرار می‌گیرد؛... بدانید و آگاه باشید هرکس با محبت آل محمد بمیرد، ملک‌الموت، او را به بهشت بشارت خواهد داد....»[3]
همچنین، دیگرانی چون احمدبن‌حنبل، از این هم بالاتر، احادیثی را در وصف مقام و جایگاه شخصِ علی‌بن‌ابی‌طالب می‌آورند:
«احمدبن‌حَنبل می‌گوید: ابن نمیر الاعمش از... از علی (ع) نقل می‌کند که ایشان فرمودند: به خدا سوگند، رسول‌اللّه (ص) عهد کرد با من در این خصوص که: مرا [علی را] دوست ندارد مگر مؤمن و دشمن ندارد مگر منافق!»[4]
وجود چنین احادیث و فضایلی ـ که در کُتب معتبر اهل‌سنت، شمار آن فراوان است ـ حکایت از این امر دارد که برادران اهل‌سنت نیز در حبّ اهل‌بیتِ رسول خدا، با شیعیان هم‌نظر هستند. لذا محبت اهل‌بیت، یکی از آن محورهای بسیار مهمی است که می‌تواند فی‌نفسه، کانون وحدت در میان آحاد امت باشد و در این میان، بازهم این علی‌بن‌ابی‌طالب است که در صدر اهل‌بیت رسول خدا جای می‌گیرد.
گذشته از بحث فضایل و مناقب، علی‌بن‌ابی‌طالب تنها شخصیت در میان جانشینان بعد از رسول خدا است که سنّی و شیعه، در کسوت امام امت و خلیفه‌ی رسول خدا، بر او اتفاق نظر دارند. وی از منظر اهل‌سنت، در زمره‌ی خلفای راشدین و یکی از 4 خلیفه‌ی اول مسلمین است ـ که اعتبار و جلال آن‌ها محل مناقشه نبوده و از منظر اهل‌سنت، کاملاً مقبول هستند ـ به علاوه آنکه در میان شیعیان، به عنوان اولین امام شیعیان محسوب می‌شود. لذا در کسوت جانشین رسول خدا و نیز امامت امت، شخصیت علی‌بن‌ابی‌طالب، یگانه شخصی است که به هیچ عنوان محل مناقشه و اختلاف نبوده و به همین سبب، می‌تواند محور وحدت فریقین به حساب آید.

«مسأله غدیر... می‌تواند مایه‌ی وحدت باشد؛ هم‌چنان که مرحوم آیت‌الله شهید مطهری مقاله‌ای با عنوان «الغدیر و وحدت اسلامی» دارد. او کتاب الغدیر را ـ که درباره مسائل مربوط به غدیر است ـ یکی از محورهای وحدت اسلامی می‌داند که درست هم هست. ممکن است به نظر عجیب بیاید، اما واقعیت مطلب همین است....»

نحوه‌ی مواجهه با واقعه‌ی غدیر، عامل وحدت‌آفرین بودن یا نبودنِ این واقعه


گذشته از شخصیت امیرمؤمنان علی (ع) ـ که در بخش پیشین به محوریت آن حضرت در بحث وحدت اشاره شد ـ خود واقعه‌ی غدیر نیز به خودیِ خود می‌تواند محور وحدت یا لااقل عامل کاستنِ مناقشات فی‌مابینِ سنی و شیعه باشد. اینکه نحوه‌ی برخورد ما با غدیر و لایه‌های پیدا و پنهانش چطور باشد، اینکه مدخل ما برای ورود به بحث غدیر از کجا و با چه کیفیت و نگاهی باشد، اینکه واقعه غدیر با عینک تقریب نگریسته شود یا از منظرِ تشدید اختلافات، همه و همه در تقویت یا تضعیف موضع وحدت اسلامی، مؤثر و نقش‌آفرین است و در این میان، طبعاً نقش خواص و نخبگان، به مراتب مهم‌تر و تعیین‌کننده‌تر خواهد بود.
به عنوان نمونه، برخی از علمای بزرگ شیعه، تاکنون واقعه‌ی غدیر و زوایای مختلف آن را بررسی کرده و تا بدانجا پیش رفته‌اند که تولیدات علمیِ آن‌ها در حوزه‌ی غدیرپژوهی، به عنوان مهم‌ترین منبع تحقیق و مرجع در خصوص واقعه‌ی غدیر شناخته می‌شود، در حالی که چنین کارهای سترگی، نه تنها سبب تفرقه میان مسلمانان نشده، بلکه به عکس، از شدت چالش‌های فی‌مابین، کاسته است. نمونه‌ی بارز این موضوع را می‌توان در کتاب ارزشمند «الغدیر» علامه امینی مشاهده نمود.
ممکن است برای برخی این پرسش پیش بیاید که آیا تألیف و نشر کتابی همچون الغدیر ـ که به هر حال موضوع بحث آن، یکی از کهن‌ترین مسائل اختلافیِ مسلمین است ـ مانعی برای نیل به هدف عالیِ «وحدت اسلامی» نخواهد بود؟ پاسخ این است که خوشبختانه، جناب علامه امینی، خود به این نکته واقف بوده و برای اینکه این موضوع از طرف معترضان و مغرضان، مورد سوءاستفاده واقع نشود، نظر خود را در این خصوص و در خلال مجلدات الغدیر، مکرّراً بیان فرموده است.[5]


نقش مثبت الغدیر در تحکیم وحدت اسلامی، لااقل از 3 منظر قابل بررسی‌ست:

اولاً این کتاب، منطق مستدلّ شیعه را بیان نموده، ثابت می‌کند که گرایش بیش از صد میلیون مسلمان به تشیع در جهان امروز ـ برخلاف تبلیغات زهرآگینِ برخی ـ مولود جریان‌های سیاسی، نژادی و... نبوده، بلکه یک منطق قویِ متّکی به قرآن و سنت، موجب این گرایش شده است.
ثانیاً ثابت می‌کند که پاره‌ای اتهامات به شیعه که سبب فاصله گرفتن مسلمانانِ دیگر از تشیّع شده ـ از قبیل اینکه: شیعه، غیرمسلمان را بر مسلمانِ غیرشیعه ترجیح می‌دهد؛ از شکست مسلمانانِ غیرشیعه در مقابل دشمنِ غیرمسلمان، شادمان می‌گردد؛ به جای حج به زیارت ائمه می‌رود؛... ـ همه و همه، بی‌اساس است.
ثالثاً شخص شخیصِ امیرالمؤمنین علی (ع) را که مجهول‌القدرترین شخصیت بزرگ اسلامی است و می‌تواند مقتدای عموم مسلمین واقع شود و همچنین ذرّیّه‌ی اطهارش را به جهان اسلام معرفی می‌کند.[6]
کتاب الغدیر، به واقع، برداشت بسیاری از دانشمندانِ بی‌غرضِ مسلمانِ غیرشیعه از حقیقتِ تشیع را تغییر داد که در زیر به چند مورد از این موارد اشاره خواهد شد:

1. محمّد عبدالغنی حسن مصری در تقریظ خود بر الغدیر ـ که در مقدمه جلد اول از چاپ دوم این کتاب منتشر شده ـ [خطاب به علامه امینی] می‌گوید: «از خداوند مسئلت می‌کنم که برکه‌ی آب زلال شما را سبب صلح و صفا میان دو برادر شیعه و سنی قرار دهد که دست به دست هم داده، بنای امت اسلامی را بسازند.»[7]
2. عادل غضبان، مدیر مجله‌ی مصری «الکتاب»، در مقدمه‌ی جلد سوم الغدیر می‌گوید:
«این کتاب، منطق شیعه را روشن می‌کند و اهل‌سنت می‌توانند به وسیله‌ی این کتاب، شیعه را به طور صحیح بشناسند. شناسایی صحیح شیعه سبب می‌شود که آراء شیعه و سنی به یکدیگر نزدیک شود و مجموعاً صف واحدی تشکیل دهند.»[8]
3. دکتر محمّد غلاب، استاد فلسفه در دانشکده «اصول دین» جامع الأزهر، در تقریظی که بر الغدیر نوشته ـ و در مقدمه جلد چهارم این کتاب نیز چاپ شده است ـ می‌گوید:
«کتاب شما در وقت بسیار مناسبی به دستم رسید، زیرا اکنون مشغول جمع‌آوری و تألیف کتابی درباره زندگی مسلمین از جوانب مختلف هستم، لهذا خیلی مایلم که اطلاعات صحیحی درباره شیعه‌ی امامیه داشته باشم. کتاب شما به من کمک خواهد کرد و من دیگر مانند دیگران درباره شیعه اشتباه نخواهم کرد.»[9]
اکنون و به عنوان حُسن ختام بحث، جا دارد به چند فراز از کلام مقام معظم رهبری ـ که مرتبط با بحث است ـ اشاره‌ای شود:
«مسأله غدیر... می‌تواند مایه‌ی وحدت باشد؛ هم‌چنان که مرحوم آیت‌الله شهید مطهری مقاله‌ای با عنوان «الغدیر و وحدت اسلامی» دارد. او کتاب الغدیر را ـ که درباره مسائل مربوط به غدیر است ـ یکی از محورهای وحدت اسلامی می‌داند که درست هم هست. ممکن است به نظر عجیب بیاید، اما واقعیت مطلب همین است. [در] خودِ مسأله‌ی غدیر، غیر از جنبه‌ای که شیعه آن را به عنوان اعتقاد قبول کرده است ـ یعنی حکومت منصوب امیرالمؤمنین علیه‌الصلاةوالسلام از طرف پیامبر که در حدیث غدیر آشکار است ـ اصل مسأله‌ی ولایت هم مطرح شده است. این دیگر شیعه و سنی ندارد. اگر امروز مسلمانان جهان و ملت‌های کشورهای اسلامی، شعار ولایت اسلامی سر دهند، بسیاری از راه‌های نرفته و گره‌های ناگشوده‌ی امت اسلامی باز خواهد شد و مشکلات کشورهای اسلامی به حل نزدیک خواهد گشت.»[10]
معظم‌له در جای دیگری می‌فرمایند:
«یک نکته‌ای که... لازم است پیروان اهل‌بیت و نیز همه‌ی مسلمانان در نظر داشته باشند، این است که ما از حادثه و واقعه‌ی غدیر ـ که نشانه‌ی عظمت اسلام و جامعیت اسلام است ـ به عنوان وسیله‌ای برای تضعیف اسلام استفاده نکنیم.... دشمن می‌خواهد مسئله‌ی غدیر را یک مایه‌ی برادرکُشی و جنگ و خونریزی قرار بدهد؛ در حالی که غدیر می‌تواند وسیله‌ی ائتلاف و برادری مسلمان‌ها با هم باشد. مرحوم شهید مطهری (رضوان‌اللَّه‌علیه) قبل از انقلاب یک مقاله‌ی مفصلی درباره‌ی کتاب «الغدیر» علامه‌ی امینی نوشتند و ثابت کردند که الغدیر علامه‌ی امینی، وسیله‌ی وحدت مسلمین است. بعضی خیال می‌کردند کتاب الغدیر ممکن است مایه‌ی افتراق بشود. ایشان می‌گوید اگر درست فکر کنیم، درست عمل کنیم و سنجیده پیش برویم، کتاب الغدیر مایه‌ی وحدت دنیای اسلام است.... این معنا مسلّم است که قضیه‌ی غدیر، هیچ‌گونه جنگ و دعوای بین پذیرنده و نپذیرنده به وجود نمی‌آورد و اختلافات را ایجاب نمی‌کند.»[11]

پی‌نوشت ها

[1]محمدبن یعقوب کلینی، کافی، قم: دارالحدیث، بی‌تا، ج4، ص198.
[2]«...مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ عَلِیّاً وَالطَّیِّبینَ مِنْ وُلْدی، هُمُ الثِّقْلُ الْأَصْغَرُ، وَالْقُرْآنُ الثِّقْلُ الْأَکْبَرُ....»
[3]قال رسول‌الله (ص): «من مات على حب آل محمد مات شهیدا، ألا و من مات على حب آل محمد مات مغفورا له،... ألا و من مات على حب آل محمد بشره ملک الموت بالجنة....» (جارالله زَمَخشَری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بی‌جا: بی‌نا، بی‌تا، ج4، ص220 (نسخه کتابخانه مدرسه فقاهت))
[4]قال احمد فی المُسند [مقصود، همان کتاب معروف «مُسند» احمدبن‌حنبل است] حدّثنا ابن نمیر الاعمش عن عدی بن ثابت عن زر بن حبیش عن علی (ع) انه قال و اللّه عهد الیّ رسول اللّه (ص) انه لا یحبنی إلا مؤمن و لا یبغضنی إلا منافق....» (سبط بن الجوزی‌، تذکرة الخواص‌، بی‌جا: بی‌نا، بی‌تا، ج1، ص35 (نسخه کتابخانه مدرسه فقاهت))
[5]مرتضی مطهری، «الغدیر و وحدت اسلامی»، مجله کیهان فرهنگی، شماره 121، ص26.
[6]پیشین.
[7]پیشین.
[8]پیشین.
[9]پیشین.
[10]بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا (ع)، 06/01/1379.
[11]بیانات در دیدار مردم قم در سالروز عید سعید غدیر خم، ‌18/10/‌1385.

 


خروج




درباره شورا

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 و استقرار جمهوری اسلامی ایران، موضوع مشارکت مردم در عرصه‌های مختلف به عنوان نماد و تبلور عینی جمهوریت مورد توجه ویژه حضرت امام خمینی(ره) و سایر مسئولان کشور قرار گرفت.   ادامه...

 

سروش ايتا اينستاگرام آپارات ايميل

آمار بازدید

  • بازديدکنندگان آنلاين : 11

  • بازديد کنندگان اين صفحه : 233779

  • بازديدکنندگان امروز : 722

  • کل بازديدکنندگان : 531429

پیوندها