1397/05/14 :: ٠٩:٥٤
تبیینی بر مواجهه‌ی همه جانبه ی دشمن علیه انقلاب اسلامی؛

مقاومت مؤمنانه!

تردیدی نیست که نظام مقدس جمهوری اسلامی یکی از سخت‌ترین گردنه‌های تاریخی خود را می‌گذراند و در یک جنگ همه جانبه (نظامی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی) در مقابل دنیای کفر و استکبار ایستادگی کرده است. انقلاب اسلامی به عنوان تنها پایگاه حاکمیّت الله در دنیای امروز در شرایطی مورد هجوم قرار گرفته است که تجربه‌ی چهل سال دشمنی، حکومت و ملّت را بیش از پیش قدرتمند و مقاوم ساخته است. در این بین برای تبیین و تشریح شرایط امروز نظام اسلامی می‌توان ان را با شرایط حکومت اسلامی رسول خدا (ص) در جنگ احزاب مقایسه کرد.

 مقاومت مؤمنانه!

 به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی «در مقام مقایسه،  اگر بخواهیم جبهه‌ی امروز دشمن علیه جمهوری اسلامی را در صدر اسلام مشابه‌سازی بکنیم، می‌شود جنگ احزاب. امروز خب مشاهده می‌کنید دیگر؛ همه‌ی دنیاپرستان و قدرت‌طلبان و جنایت‌کاران و اهل زور و ظلم و طغیان در سرتاسر عالم، در رده‌های مختلف اقتدار، در مقابل جمهوری اسلامی صف کشیده‌اند و حمله هم کرده‌اند و دارند از همه‌ی جوانب حمله هم می‌کنند؛ عین همین قضیّه در جنگ احزاب اتّفاق افتاد...»[1]

آغاز نبرد احزاب


جنگ احزاب یا غزوه‌ی خندق در سال پنجم هجری به طراحی یهودیان و همکاری کفّار برای هدم ریشه‌ی نظام اسلامی اتّفاق افتاد.[2] در واقع ریشه‌های جنگ به اخراج یهودیان (بنی نضیر) از مدینه به دلیل نقض عهد و خیانت علیه نظام اسلامی بازمی گردد. پس از آن همه‌ی یهودیان با هم متحد شده و به همراهی راهبردی مشرکین و کفّار قریش و تأمین مالی یهودیان برای جنگ با نظام نوپای اسلامی عازم مدینه شدند.[3]

اغلب منابع عدد مشرکین را 10 هزار نفر می‌دانند[4]، و این تعداد برای سپاه اسلام در منابع تاریخی در حدود سه هزار نفر[5] و در منابع شیعی چون کتاب کافی 900 نفر ذکر شده است.[6] از حیث تجهیزات نیز به هیچ روی دو سپاه با هم توازن نداشتند. از این رو رسول خدا (ص) در فرمانی به همه‌ی قبائل دستور دادند تا با مشارکت در حفر خندق و پاسداری از آن مشارکت نمایند.[7] در همین میان برخی منافقین و افراد سست عنصر در درون نظام اسلامی با وجود تلاش مجاهدانه ی برخی مؤمنان از خود سستی و رخوت نشان داده و بدون اجازه‌ی رسول خدا (ص) دست از کار می‌کشیدند.[8]

جنگ احزاب یا غزوه‌ی خندق در سال پنجم هجری به طراحی یهودیان و همکاری کفّار برای هدم ریشه‌ی نظام اسلامی اتّفاق افتاد. در واقع ریشه‌های جنگ به اخراج یهودیان (بنی نضیر) از مدینه به دلیل نقض عهد و خیانت علیه نظام اسلامی بازمی گردد. پس از آن همه‌ی یهودیان با هم متحد شده و به همراهی راهبردی مشرکین و کفّار قریش و تأمین مالی یهودیان برای جنگ با نظام نوپای اسلامی عازم مدینه شدند.


سختی‌های نبرد احزاب


خیانت قبیله‌ی دیگری از یهودیان ساکن در مدینه (بنی قریظه) به سپاه اسلام و نگرانی بابت حملات تروریستی آنها در شب، طولانی شدن جنگ، سرما و گرسنگی ناشی از قحطی و حملات ایذایی کفّار ادامه‌ی نبرد برای یاران پیامبر (ص) بسیار سخت شد.[9] شرایط زندگی برای مسلمانان آنقدر سخت شد که تعابیر قران کریم درباره‌ی آن ماجرا بی سابقه است:

«إِذْ جاؤُکُمْ مِنْ فَوْقِکُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا(10) هُنالِکَ ابْتُلِی الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالاً شَدیداً(11) وَ إِذْ یقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاَّ غُرُوراً (12)»
«آن گاه که از طرف بالا و پایین (شهر) تان به شما روی آوردند ، و آن گاه که چشم‌ها (از غایت ترس مانند چشم غش زدگان) کج شد و دل‌ها به حنجره‌ها رسید و به خداوند گمان‌های ناروا می‌بردید. در آن هنگام مؤمنان آزمایش شدند و سخت متزلزل و مضطرب گشتند. و (به یاد آر) زمانی که منافقان و کسانی که در دل‌هایشان بیماری ( ضعف ایمان ) است می‌گفتند: خدا و رسولش به ما جز وعده‌ای فریبنده نداده‌اند.»[10]

نقش جریان نفاق و یأس در نبرد احزاب


فارغ از آنچه از جانب یهودیان و کفار بر سپاه اسلام می‌گذرد، جریانات نفاق و شایعه پراکنانی در درون شهر و نظام اسلامی هستند که مدام در راستای عملیّات روانی دشمن سعی بر اثر گذاری بر افکار عمومی و منصرف کردن ایشان از ادامه‌ی مقاومت دارند. آنچنان که در آیه‌ی 12 سوره‌ی احزاب ذکر شد اساساً منافقین با هجمه‌ی تبلیغاتی علیه رسول خدا (ص) وعده‌های نصرت و پیروزی ایشان به مردم را[11] یک فریب و دروغ (معاذ الله) معرفی می‌نمایند.
همین جریان در کنار طیف‌های دیگری همچنان در نقش پیاده نظام دشمن سعی در القای یأس و ترس در درون جامعه‌ی اسلامی دارند. در آیه‌ی 60 و 61 سوره‌ی احزاب خداوند متعال با اشاره به چنین رسانه‌هایی از خشم و غضب خود نسبت به ایشان خبر می‌دهد:
«لَئِنْ لَمْ ینْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدینَةِ لَنُغْرِینَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یجاوِرُونَکَ فیها إِلاَّ قَلیلاً(60) مَلْعُونینَ أَینَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتیلاً (61)»

« البته اگر منافقان و کسانی که در دل‌هایشان مرض ( ضعف ایمان یا حب گناه ) است و شایعه پراکنان در شهر که در مردم ایجاد اضطراب می‌کنند، (از افسادشان) دست بر ندارند حتماً تو را بر ضدّ آن‌ها برمی انگیزیم ( تا دستور تبعید آنها را صادر نمایی ) آن گاه در این شهر جز اندک مدتی مجاور تو نخواهند بود. (60) در حالی که ملعون (از جانب خدا و مطرود از سوی مردم) بوده، هر کجا یافته شوند باید دستگیر شده و به طرزی بد و دسته جمعی کشته شوند.(61)»

در مدت محاصره‌ی مدینه، جریان معاند داخلی تمام تلاش خود را در راستای تضعیف روحیه‌ی مسلمانان انجام دادند. «عده‌ای منافق و سست ایمان، مومنان را مورد عتاب و خطاب قرار می‌دادند که چرا کوتاه نمی‌آیید و سیاست خود را عوض نمی‌کنید اما یاران واقعی پیامبر(ص) در پاسخ به آن‌ها می‌گفتند: ما از این فشارها تعجب نمی‌کنیم و نمی‌هراسیم و به راه خود ادامه خواهیم داد.»

خطای راهبردی این جریان در تئوریزه کردن خط سازش و ترس در برابر دشمن بود. قران کریم این گروه را منافق و ترسوهایی خطاب می‌کند که حتّی در مقابل دشمن به سادگی از دینشان خارج شده و مرتد می‌شوند:
«وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ یا أَهْلَ یثْرِبَ لا مُقامَ لَکُمْ فَارْجِعُوا وَ یسْتَأْذِنُ فَریقٌ مِنْهُمُ النَّبِی یقُولُونَ إِنَّ بُیوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِی بِعَوْرَةٍ إِنْ یریدُونَ إِلاَّ فِراراً (13) وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَیهِمْ مِنْ أَقْطارِها ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْها وَ ما تَلَبَّثُوا بِها إِلاَّ یسیراً (14)»[12]
«و (یاد کن) آن هنگام که گروهی از آنها گفتند: ای اهل مدینه (این میدان) عرصه مقاومت شما نیست (و گرنه همه کشته می‌شوید) پس بازگردید و گروهی هم از پیامبر اجازه بازگشت می‌خواستند ، می‌گفتند: خانه‌های ما بی حفاظ است ، در حالی که بی حفاظ نبود ، آن‌ها جز فرار (از جهاد) چیزی نمی‌خواستند.(13) و اگر احزاب از اطراف مدینه در خانه‌های آنها بر آنها وارد می‌شدند سپس از آنها خواسته می‌شد که دست از دینشان بردارند حتماً آن را می‌پذیرفتند و جز اندک زمانی در پذیرش درنگ نمی‌کردند.(14)»

پیروزی در سایه‌ی مقاومت


با وجود همه‌ی خباثت‌ها و دشمنی‌ها، محاصره‌ی مدینه بیش از بیست روز طول کشید[13] و در این مدت جریان معاند داخلی تمام تلاش خود را در راستای تضعیف روحیه‌ی مسلمانان انجام دادند. «در جنگ احزاب عده‌ای منافق و سست ایمان، مومنان را مورد عتاب و خطاب قرار می‌دادند که چرا کوتاه نمی‌آیید و سیاست خود را عوض نمی‌کنید اما یاران واقعی پیامبر(ص) در پاسخ به آن‌ها می‌گفتند: ما از این فشارها تعجب نمی‌کنیم و نمی‌هراسیم و به راه خود ادامه خواهیم داد.»[14] قرآن کریم از این لحظات مجاهدانه چنین یاد می‌کند:
«وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إیماناً وَ تَسْلیماً (22) مِنَ الْمُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضی‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدیلاً(23) »[15]
« و چون مؤمنان، احزاب (و سپاهیان دشمن) را دیدند، گفتند: این همان است که خدا و رسولش به ما وعده دادند و خدا و رسولش راست گفتند و (دیدن آنها) جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود. (23) از مؤمنان مردانی‌اند که آنچه را با خدا بر سر آن پیمان بستند (که در جنگ تا مرگ ثابت قدم باشند) به مرحله صدق درآوردند، پس برخی از آنها به نذر خویش وفا کردند (شهید شدند) و برخی از آنان انتظار می‌کشند، و هیچ تغییری (در پیمان خود) ندادند. (23)»

در نهایت با مجاهدت‌های امیرالمؤمنین در صحنه‌های نبرد و پاسداری شبانه روزی از مدینه و سپاه اسلام[16] امداد الهی پس از دعای رسول خدا (ص) نازل شد. طوفانی به وجود آمد و بساط سپاه کفر را ریشه کن نمود. آنچنان که خیمه‌های کفّار کنده می‌شد و لوازمشان واژگون می‌شد. رسول خدا (ص) در آن شب تا یک سوم از شب گذشته، نماز خواندند.[17]
خداوند متعال به پاس ایستادگی و مقاومت جامعه‌ی اسلامی به رهبری پیامبر گرامی (ص) با امداد غیبی خود مشرکان را مضمحل نمود و نصرت را نصیب سپاه اسلام کرد:
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیکمْ إِذْ جاءَتْکمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَیهِمْ رِیحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ کانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیراً»[18]
« ای کسانی که ایمان آورده‌اید ، به یاد آرید نعمت خدا را بر خود آن گاه که ( در جنگ احزاب ) لشکریانی ( انبوه از قبایل متعدد عرب ) به شما روی آوردند ، پس بر آنها بادی ( سرد و تند ) و سپاهیانی ( از فرشتگان) که شما آنها را ندیدید فرستادیم ، و همیشه خداوند به آنچه عمل می‌کنید بیناست.»

در نهایت با مجاهدت‌های امیرالمؤمنین در صحنه‌های نبرد و پاسداری شبانه روزی از مدینه و سپاه اسلام امداد الهی پس از دعای رسول خدا (ص) نازل شد. طوفانی به وجود آمد و بساط سپاه کفر را ریشه کن نمود. آنچنان که خیمه‌های کفّار کنده می‌شد و لوازمشان واژگون می‌شد. رسول خدا (ص) در آن شب تا یک سوم از شب گذشته، نماز خواندند.

در اولیّن روزهای زعامت، رهبر معظم انقلاب اسلامی در تطبیق شرایط انقلاب اسلامی با جامعه‌ی اسلامی عصر رسول خدا (ص) می‌فرمایند:
«روزی که ما پشت سر امام عزیز و علمدار اسلام ناب، شعارهای اسلام واقعی را مطرح می‌کردیم، می‌دانستیم که دشمنها و قدرتها و ابرقدرتها در مقابل ما صف‌آرایی می‌کنند. در صدر اسلام هم همین‌گونه بود. آن روزی که یهودیها و منافقان و کفار و مشرکان، اطراف مدینه‌ی پیامبر را محاصره کردند و جنگ احزاب و خندق را به وجود آوردند، مؤمنین واقعی گفتند: «هذا ما وعدنااللَّه و رسوله»؛ این، چیز تازه‌یی نیست. خدا و رسولش به ما گفته بودند که بدها و شریرها و فاسدها علیه شما همدست خواهند شد. بنابراین، آن‌ها چون صدق وعده‌ی الهی را دیدند، ایمانشان قویتر شد. هرجا که اسلام واقعی آشکار شد، اگرچه قدرتهای خبیث و پلید در مقابل آن صف‌آرایی کردند، اما انسانهای پاک و دلهای مطهر و روحهای صاف و فطرتهای پاک و ناآلوده، با همه‌ی توان و وجود از آن حمایت کردند...»[19]

پی‌نوشت ها


[1]. بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان /4/1395
[2] . صالحی شامی، سبل الهدی والرشاد، 1414ق، ج5، ص415.
[3] . واقدی، المغازی، 1966م، ج2، ص442ـ443؛ طبری، تاریخ، ج2، ص566.
[4] . ابن سعد، الطبقات الکبری، 1405ق، ج2، ص66.
[5] . طبری، تاریخ، ج1، ص570؛
[6] . کلینی، کافی، ج5، ص46
[7] . یعقوبی، ج2، ص50
[8] . طبری، تاریخ، ج2، ص566ـ567.
[9] . ابن هشام، سیره، ج2، ص243.
[10] . سوره احزاب، آیات 10-12
[11] . زیرا در هنگام حفر خندق، مسلمانان به صخره سختی برخورد کردند و پیامبر ضمن زدن سه ضربه به سنگ، با هر برقی که از ضرباتش نمایان می‌شد، مژده‌ی فتوحات آینده‌ی مسلمانان در شام، یمن و ایران را به مسلمانان دادند. (ابن هشام، ج3، ص230؛ طبری، تاریخ، ج2، ص568ـ569)
[12] . سوره احزاب آیات 13-14
[13] . بحار الانوار، 20، 252
[14] . بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع روحانیون استان خراسان شمالی، 19/7/1391
[15] . سوره احزاب، 22-23
[16] . مجلسی، بحار الانوار، ج20، ص230
[17] . واقدی، المغازی، ج2، ص488
[18] . سوره احزاب، آیه 9
[19] . بیانات در مراسم بیعت اقشار مختلف مردم، 21/4/1368

 

 


خروج




درباره شورا

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 و استقرار جمهوری اسلامی ایران، موضوع مشارکت مردم در عرصه‌های مختلف به عنوان نماد و تبلور عینی جمهوریت مورد توجه ویژه حضرت امام خمینی(ره) و سایر مسئولان کشور قرار گرفت.
... ادامه»

سروش ايتا اينستاگرام آپارات ايميل

آمار بازدید

  • بازديدکنندگان آنلاين : 16

  • بازديد کنندگان اين صفحه : 167039

  • بازديدکنندگان امروز : 839

  • کل بازديدکنندگان : 433583

پیوندها