نسخه چاپي
1397/11/09 :: ٠٩:١٢ 

تفکیک بين انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي/انقلاب با سرعت پيش مي رود

حجت الاسلام امرودي معتقد است بايد بين خود انقلاب اسلامي و وضعيتي كه امروز به دنبال مديريت غيرانقلابي ها پيش آمده تمايز قائل شويم.

تفکیک بين انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي/انقلاب با سرعت پيش مي رود

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی به نقل از خبرگزاري مهر،حجت الاسلام والمسلمين ميثم امرودي متولد 1345 در تهران و كارشناس حقوق، كارشناس ارشد مديريت و دروس حوزه را هم تا سطح خارج فقه و اصول طي كرده است. او چهره اي فعال در حوزه هاي ديني، فرهنگي، اجتماعي و مسائل خاورميانه و فلسطين است و عموماً به عنوان معاون و مشاور محمدباقر قالياف شهردار اسبق تهران شناخته مي شود. حجت الاسلام امرودي پيش از معاوني و مشاوري شهردار تهران، مسئوليت هاي ديگري از جمله «مديركل بنياد شهيد انقلاب اسلامي استان اردبيل»، «مشاور فرهنگي بنياد شهيد انقلاب اسلامي»، «مديريت مدارس جمهوري اسلامي ايران در كويت»، «دبيري دهها شورا و ستاد و كارگروه در وزارت آموزش و پرورش»، «مسئوليت بنياد شهيد انقلاب اسلامي شهرداري تهران»، «معاون فرهنگي دانشگاه شاهد» و... را بر عهده گرفته بود و سپس در دوره متاخر فعاليتش به عنوان «مشاور شهردار تهران در امور فرهنگي و اجتماعي»، «نماينده تام الاختيار شهردار در امور فلسطين»، «دبير شوراي عالي فرهنگي اجتماعي شهرداري تهران»، «قائم مقام معاون اجتماعي فرهنگي شهرداري تهران»، «معاون امور اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران»، «رئيس شوراي راهبردي مديريت محله»، «رئيس شوراي عفاف و حجاب شهرداري تهران»، «رئيس شوراي كارآفريني شهرداري تهران»، «رئيس شوراي فرهنگي سازمان زيباسازي شهرداري تهران» و... فعاليت كرد. او همچنين جزو مؤسسين جمعيت دفاع از ملت فلسطين و مؤسس، مديرعامل (به مدت دو سال) و عضو هيئت مديره خبرگزاري قدس، مؤسس و مديرعامل مركز مطالعات فلسطين و خاورميانه و... بوده است. در گفت وگوي پيش رو با او، تلاش كرديم به بازخواني انتقادي وضعيت فرهنگي امروز و آنچه به عنوان آرمانهاي انقلاب اسلامي شناخته مي شود، بعد از گذشت چهل سال از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي بپردازيم.

هدف ما بازخواني انتقادي آرمان هاي فرهنگي انقلاب اسلامي است و در اين مسير با چهره هايي كه صاحب نظر و دست اندركار امروز فرهنگي و اجتماعي در كشور بوده اند اين بحث را مطرح مي كنيم كه بعد از 40 سال وضعيت تحقق آرمانهاي مهم انقلاب در چه وضعيتي است و اگر موانعي در تحقق آنها وجود داشته دقيقا چه بوده است ! شما به عنوان فردي كه در اكثر شاخه هاي حوزه هاي مرتبط اعم از فرهنگي ، اجتماعي، حوزوي ، دانشگاهي ،گردشگري، آسيبهاي اجتماعي، تربيت بدني ايجاد فضاهاي فرهنگي، بسيج ، دفاع مقدس و ... با وزارت علوم و تحقيقات و فناوري ، دادگاه مطبوعات ، سازمان تربيت بدني ، بنياد شهيد، دانشگاه شاهد ، آموزش و پرورش ، شهرداري تهران و ... سابقه همكاري داشته و در زمينه مطالعات و پژوهش هاي راهبردي در اين حوزه ها هم از چهره هاي شناخته شده هستيد، چه نظري در اين باره داريد؟

قبل از ورود به جزئيات اين بحث من بايد يكسري كليات درباره انقلاب اسلامي و وضعيت حاضر بگويم؛ ما يك بحث «انقلاب اسلامي» داريم، يك بحث هم بحث مديريتي است كه امروز در جامعه وجود دارد. اين دو را بايد از هم تفكيك كنيم. اما چطور تفكيك كنيم؟

شما حتما وصيت نامه حضرت امام(ره) را خوانده ايد. امام(ره) وقتي به مؤلفه هاي انقلاب مي رسد، با ابتهاج حرف مي زنند، مثلا مي فرمايند انقلاب اسلامي دنيا را خواهد كرد! نداي آزادي و عدالت در دنيا طنين انداز خواهد شد! حق مظلوماني كه توسط ظالمان ضايع شده، به آنها برگردانده خواهد شد، يعني مدام ادبياتي مبتهج، شاد و اميدواركننده را در اين خصوص مي بينيم. اما وقتي مي خواهند راجع به نمايندگان مجلس و قضات و مسئولان و... صحبت كنند، مي فرمايد من اكيداً وصيت مي كنم، من هشدار مي دهم و... يعني دائماً پر از خطابات و عتابات است. اولي درباره انقلاب است، دومي درباره مديريت است.


در اين فضا اگر بخواهيد چهل سالگي انقلاب اسلامي را بررسي كنيد، حتماً خيلي موارد اميدواركننده و ايجابي زيادي وجود دارد كه بگوييم. يك روز در شمال افريقا و غرب آسيا هيچ كس تصور نمي كرد كه مردم بر كشور خودشان حاكم شوند. ولي اين اتفاق بعد از انقلاب اسلامي رخ داد. تا جايي كه الآن براي شما عجيب است كه در كشوري مانند عربستان يك خاندان به نحو موروثي حكومت مي كنند و حكومت در بين اين خاندان انحصاري است! در خاورميانه هميشه يك نوكري كه اسمش «حاكم» بوده در كشورهاي منطقه حكومت مي كرده است و الآن هم نمونه آن را در برخي از كشورهاي عربي مي بينيم. انقلاب اسلامي اين تابو را شكست و مردم فهميدند كه مي توانند خودشان سرنوشت خود را تعيين كنند و اين اولين تابويي بود كه با انقلاب اسلامي شكست و واقعا دستاورد خيلي بزرگي بود.

وقتي مي خواهيد انقلاب اسلامي را ارزيابي كنيد به مديران و مسئولان نگاهي مي كنيد؛ برخي از آن ها جزء مستضعفان و فقرا بودند، كساني كه در تب وتاب انقلاب بوده در فرازوفرودهاي انقلاب به هر شكلي كنار انقلاب ماندند. اما عده اي هم از يك زماني سفره شان را از سفره مستضعفان جدا كردند! وقتي جدا كردند از دايره شمول انقلابيون بزرگ اسلامي آهسته آهسته بيرون رفتند.

اما تابوي ديگري كه طي انقلاب اسلامي شكست اين بود كه در همان زمان كه همه دنيا مقابل اين حركت مردمي و دموكراتيك با جهت گيري ديني ايستاده بودند و جنگ تحميلي را هم براي همين به راه انداختند و همه حمايت هايشان را به طرف عراق سرازير كرده و همه جوره حمايت سياسي، رسانه اي، نظامي و مالي كردند و همه جور ما را تحريم كردند و اين معروف شده بود كه حتي سيم خاردار هم به ما نمي دادند؛ در اين شرايط تابوي دوم شكسته شد، اينكه اگر تمام دنيا جمع شوند و مقابل اراده جهت دار يك ملت مومن بايستند، نمي توانند كاري از پيش ببرند و پيروز واقعي همين ملتي است كه با اراده جهت دارش آينده را مي سازد؛ روي اين اراده جهت دار ديني تأكيد مي كنم! چون وقتي حاكم شويد و اراده شما جهت دار ديني نباشد و مثلاً بخواهيد براي صرف نان و آب و شكم و آسايش و مال دنيا كار كنيد، در مبارزه تا كجا جلو مي رويد؟ تا جايي كه جانتان در خطر نيفتد! نگاه غربي اينگونه است، اما در يك نگاه ديني، شما علاوه بر يك مشاركت عقلاني، يك مشاركت اخلاقي هم داريد؛ در مشاركت عقلاني مي گوييد مرا نخوريد تا نخورمتان، ضرر نزنيد تا ضرر نبينيد. ولي در مشاركت ديني و اخلاقي اين طور نيست، شما رنج مي كشيد و اسير مي شويد و حتي كشته مي شويد تا ديگران آزاد و باشند و از آزادگي متنعم شوند.

بدين ترتيب در وهله اول ما توانستيم آمريكا و استكبار را از داخل كشور بيرون كنيم و در مرحله دوم توانستيم آنها را از پشت مرزها بيرون كنيم و اين كار بسيار بزرگي بوده است. با اين روند اگر حساب كنيد در 40 سال، هنوز وقت زيادي صرف نشده است تا انقلاب اسلامي بتواند به تحقق همه شعارهاي خود برسد.

انقلاب اسلامي انقلاب مستضعفان بود و به نويد آزادي و عدالت جلو رفت. آن كساني كه قرار است پيروز شوند كوخ نشينان و مستضعفين هستند؛ وقتي مي خواهيد انقلاب اسلامي را ارزيابي كنيد به مديران و مسئولان نگاهي مي كنيد؛ برخي از آن ها جزء مستضعفان و فقرا بودند، كساني كه در تب وتاب انقلاب بوده در فرازوفرودهاي انقلاب به هر شكلي كنار انقلاب ماندند. اما عده اي هم از يك زماني سفره شان را از سفره مستضعفان جدا كردند! وقتي جدا كردند از دايره شمول انقلابيون بزرگ اسلامي آهسته آهسته بيرون رفتند. پس ما بايد انقلاب اسلامي را با مديريت در جمهوري اسلامي جدا كنيم و بين اينها تمايز قائل شويم.

پس قائليد كه ما در راستاي اهداف انقلاب اسلامي قدم هاي بزرگي برداشته ايم ولي در زمينه مديريت داخلي كه قرار بود وضعيت جامعه را مبني بر شعارهاي انقلاب اسلامي بسازد، ضعيف عمل كرده ايم؟

من در مورد بحث مديريتي علاقه ندارم با كلي گويي اظهارنظر كنم، چون براي اظهارنظر درباره جزئيات بحث مديريت نيازمند بسياري از اطلاعات ريز و درشت هستيم، به همين دليل من بيشتر در فضاي انقلاب اسلامي حرف مي زنم. در بحث مديريت معتقدم كه بايد شديدا تجديدنظر كنيم، يعني حوزه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ما تجديدنظر جدي مي طلبد و ما ناگزير بايد به اين تجديدنظر تن بدهيم كه گفتم اين بحث نيازمند پرداختن به مصاديق عيني و جزئيات بسيار است.

اما در حوزه انقلاب اسلامي، معتقدم كه وضعيت ما امروز خيلي بهتر از زمان وقوع انقلاب است. شما ببينيد انقلاب با رهبري امام اتفاق مي افتد، هنوز يخ انقلاب نگرفته، داستان بني صدر پيش مي آيد، از آن طرف واقعه به شهادت رساندن هفتاد و دو تن پيش مي آيد. رئيس جمهور ما، رئيس قوه قضائيه و كلي از نمايندگان مجلس و امام جمعه و ... را ترور مي كنند؛ يعني بسياري از ترازهاي اول اين كشور را به شهادت مي رسانند؛ گاهي اوقات در برخي از كشورها، وقتي يكي از افراد مسئول و برجسته ترور شود، حكومت عوض مي شود، اما در ايران رئيس قوه قضائيه، رئيس جمهور، نخست وزير و نمايندگان مجلس را ترور مي كنند و هيچ اتفاقي نمي افتد. البته اتفاق بزرگي افتاده است، ولي او كه تضمين كرده انقلاب اسلامي را به پيروزي برساند، آن را نگه داشته است.

ما بايد انقلاب اسلامي را با مديريت در جمهوري اسلامي جدا كنيم و بين اينها تمايز قائل شويم... در بحث مديريت معتقدم كه بايد شديدا تجديدنظر كنيم، يعني حوزه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ما تجديدنظر جدي مي طلبد و ما ناگزير بايد به اين تجديدنظر تن بدهيم

بعد منافقين اقدام مسلحانه مي كنند و شما نمي توانستيد به راحتي در خيابان راه برويد، يا نمي دانيد در اتوبوسي كه امروز سوار مي شويد بمب مي گذارند و منفجر مي شود يا خير. اين ها قصه و فيلم سينمايي و رمان نيست! از آن كساني كه در آن زمان زندگي كردند، بپرسيد. بمباران شهرها، مناطق مرزي شما آن وضع را پيدا مي كند، از داخل ملي گراها، منافقين، چپي ها، گروه هاي معارض و... كه در كشور هستند همه كار مي كنند تا اين نهال تازه پا گرفته را از ريشه درآوردند. ولي الحمدلله به جايي نرسيدند و امروز ثبات و امنيتي كه با انقلاب اسلامي ايجاد شده، زبانزد است و اين از بركت جريان انقلاب اسلامي است.

نكته ديگري كه بايد روي آن دست گذاشت، حضور رهبري است كه اين امكان را ايجاد كرد تا برنامه اي كه كه توسط حضرت امام(ره) چيده شد، محقق شود. در دهه نخست بعد از انقلاب خيلي ها فكر مي كردند كه اگر امام رحلت كنند، چه اتفاقي خواهد افتاد! خيلي از مستكبرين هم كيسه دوخته بودند، يعني كشورهاي غربي يا صهيونيست ها، دشمنان داخلي و خارجي و... فكر مي كردند كه وقتي امام رحلت كنند اتفاقي ممكن است بيفتد تا آنها بتوانند سواستفاده كنند! بعد كه مقام معظم رهبري به شايستگي تعيين شدند، تا امروز توانسته اند به بهترين شكل امور را مديريت كنند و در مديريت خودشان كاملاً موفق بوده اند.

شما ببينيد الآن طبق قانون اساسي، مديريت امنيت و امور نظامي كشور با رهبري است؛ در حوزه دفاع، اجازه جهاد با رهبري است. شما در حوزه امنيت مشكلي مي بينيد؟ كشورهايي كه امروز خيلي ادعا دارند، از جمله فرانسه، بيشتر بستر حوادث تروريستي بوده اند تا كشور ما. در سال گذشته در كشورهاي اروپايي چقدر اتفاقات ناهنجار امنيتي افتاد و چه مقدار از مردم اروپا كشته شدند؟ در ايران تعدادش چقدر بوده است؟ بزرگ ترينش فاجعه مجلس و فاجعه اهواز بود.

در حوزه هدايتي، عبادي، اعتقادي، هوش و فقه هم يك رهبري حساب شده و تمام عيار داريم كه در مقابل همه دنيا ايستاده است و شعارشان هم همان شعار امام(ره) است كه اگر در مقابل دين ما بايستيد، ما در مقابل همه دنياي شما مي ايستيم. يا اينكه ما به كسي حمله نمي كنيم، ولي از خود دفاع مي كنيم. طبيعي هم هست، نظامي كه مبتني بر فقه شيعه است به هيچ كشوري حمله نمي كند، اما اگر كسي به او حمله كرد مسلمان يا كافر باشد، در مقابلش مي ايستد.



پس اگر از من درباره انقلاب اسلامي سؤال كنيد، من مي گويم انقلاب اسلامي با سرعت تمام دارد پيش مي رود. مي گوييد آرمان عدالت؟ شما ببينيد وقتي در آمريكا جنبش وال استريت اتفاق مي افتد، يا در منطقه بيداري اسلامي رخ مي دهد اينها نشانه آن است كه بحث از عدالت در جهان برجسته شده است. امروز جنبش هاي زيادي با شعار عدالت خواهي در همه جاي دنيا اتفاق مي افتد، اين در حالي است كه قبلاً شعارها حول محور نان و شكم و آزادي به معناي ولنگاري بود ولي امروز دنيا دارد به اين مي رسد آن چيزي كه نجات دهنده بشريت است، عدالت است. در اين خصوص تنها دين و مكتبي كه هم در عرصه عدالت كارنامه دارد و هم برنامه دقيقي دارد اسلام است. اين كارنامه و برنامه در سيره و منش پيامبر اسلام(ص) در مدينه كاملا قابل تشخيص و قابل دسترس است.

پيامبري كه نه عِده داشت و نه عُده و به گفته قرآن "امي" بود، حتي مردم هم امي بودند و اقتصاد حاكم در آن زمانه مبتني بر برده داري و تجارت هاي ناسالم و معوج بود. روابط ناسالم خويشاوندي، جايگاه معوج زنان، برده داري، شرك و بت پرستي حاكم بود. يعني نوع اعتقاد غلط، اقتصاد غلط، روابط و سبك زندگي غلط و... . در اين شرايط يك پيامبري مي آيد و معجزه اش در عين اينكه الهي است، اما جنسش كاملاً بشري است. با يك مديريت صحيح جامعه اي برابر و آزاد را در مدينه مديريت مي كند.

همين نكته خيلي مهم است كه اگر حركت پيامبر را يك حركت انقلابي بدانيم به هر حال آنچه اين انقلاب را به ثمر مي نشاند و مثلا به قول شما آرمان عدالت را محقق مي كند و جامعه اي برابر را شكل مي دهد، مديريت صحيح ايشان بود و اين همان نكته اي است كه بايد در تداوم انقلاب روي آن دست گذاشت و در چهل سال گذشته درباره آن صحبت كرد!

من چند تا از ويژگي هاي يك مدير را به شما مي گويم. پيامبر طي 23 سال بخش بزرگي از كره زمين را در عرصه هاي اقتصاد و رفتارهاي انساني و... اصلاح مي كنند. نوع اعتقادات و رفتارها و... را اصلاح مي كنند. پس يك كارنامه كاملاً درخشان دارند. اما مديريت يعني چه؟ مديريت يعني از يك نقطه به يك نقطه ديگر رسيدن، در كمترين زمان و بيشترين بهره. از اين نظر پيامبر قطعاً موفق بودند و مديريتشان عالي بوده است. اين همان كارنامه و برنامه درخشان ايشان است.

حالا اگر پيامبر(ص) را به عنوان يك مدير موفق و دلسوز قبول داشته باشيم، 4، 5 مورد را كه در مديريت ايشان وجود داشته را بگويم تا خودمان را با آنها بسنجيم. من از «تخصص» شروع مي كنم، چون معمولاً از تعهد، دين و تقوا شروع مي كنيم ولي اينها را فعلا كنار بگذاريد؛ اميرالمؤمنين(ع) وقتي به مالك دستور مي دهند كه به مصر برود و آنجا را مديريت كند، اتفاقاً از «تخصص» شروع مي كنند. اميرالمؤمنين در عهدنامه اي كه براي مالك اشتر نوشته اند، اولين جمله آن بحث از تخصص است، در حالي كه معمولاً وقتي حضرات مديران مي خواهند آن را جايي بخوانند از تقوا شروع مي كنند، درصورتي كه جمله اي قبل از توصيه به تقوا دارد كه مي گويد «جباية خراجها» يعني آقاي مالك وقتي به مصر رفتي، پول دربياور! «و جهاد عدوها» مقابل دشمن بايست و «و عماره بلادها» راه و چاه بساز و آن سرزمين را آباد كند؛ يعني مثلا از دامداري و كشاورزي حمايت كن. «و استصلاح اهلها» مديريت و آدم هايت را اصلاح كن.

پس قبل از هر چيز تخصص اهميت دارد و يك مدير در اولين قدم بايد دانش آن كار را داشته باشد. قرآن مي فرمايد «وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ» وقتي چيزي را نمي داني دانش آن را ياد بگير. دانش و تخصص خيلي مهم است. «اَلْعَامِلُ عَلَي غَيْرِ بَصِيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَي غَيْرِ اَلطَّرِيقِ لاَ يَزِيدُهُ سُرْعَةُ اَلسَّيْرِ إِلاَّ بُعْداً» امام صادق فرمودند كسي كه راه مي رود و بصيرت آن كار را ندارد هر چه مي رود زاويه آن دورتر مي شود! اين خيلي مهم است. شهيد چمران رحمة الله عليه مي گويد من نمي گويم تعهد و تخصص همدوش هستند، اما اگر كسي تخصص كاري را ندارد و يك كاري را قبول مي كند، حتماً تعهد هم ندارد. چون اگر كسي تعهد داشت، وقتي سواد آن كار را نداشت، آن مسئوليت را قبول نمي كرد. الان شما از اين نظر چه نمره اي به مديران ما مي دهيد؟ آقا رفته در دانشگاه يك رشته ديگر خوانده و كار ديگري مي كند! اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايد «يَستَدلُ علَي ادبارِ الدُولِ باربعٍ» چهار چيز مديريت، حكومت و دولت تو را خراب مي كند، يكي همين است. «َتقديمِ الاَراذِلِ وَ تَاخيرِ الاَفاضِلِ» آدم هاي پست را رئيس و افراد شايسته را مرئوس بگذاريد. اگر شما آدم بزرگ، فاضل و باسواد آن بالا نياورديد همين مي شود. مدير خيلي مهم است مردم بيشتر شبيه مديرهايشان هستند تا پدر و مادرشان، اين ها روايت است «النّاس علي دين ملوكهم». مردم تعبيري را از يكي علماي گران قدر مي گويند كه ظاهر مردم، باطن مسئولان است.

ويژگي دوم توانايي است. برخي آدم ها سوادش را دارند؛ يادم هست آن زمان كه مديريت رفتار سازماني مي خوانديم، استادي داشتيم كه پي.اچ.دي مديريت رفتار سازماني داشت و واقعا آدم باسوادي بود. يعني تخصص ايشان مديريت رفتار انساني و سازماني بود، ولي خود ايشان نمي توانست كلاسش را اداره كند! يعني ايشان پي.اچ.دي دارد و بسيار آدم مؤدب و متدين و داراي تأليفات متعدد و انباشتي از علوم بود ولي كلاسش را مي خواست اداره كند، مشكل داشت. توان با دانش متفاوت است و دو امر مجزا است. دانش با عقل آدم ها كار دارد، ولي توان با تصميم و اراده آدم.



سومين ويژگي كنش است. كنش چيست؟ اراده، باور، خواست، توكل و عزم. برخي موقع مديري داريم كه سواد و توانش دارد اما خودش را به آب وآتش نمي زند. ولي يك كسي مثل آقاي اژدري، كه نه مسئوليت داشت و نه كسي وظيفه اي سازماني را به او محول كرده بود، اما جانش را كف دستش مي گيرد و مي رود به فقرا كمك مي كند و جهادگر نمونه اي است. اين از ويژگي هاي مدير است. مديري كه توكل و عزم و اراده كار جهادي نداشته باشد - مخصوصاً با نگاهي كه انقلاب اسلامي ترويج مي كند - شكست او قطعي است. اين خيلي مهم است كه وقتي مدير مي خواهد كاري كند، جرأت داشته باشد و مانند موسي بگويد «إِنَّ مَعِي رَبِّي» خداي من با من است.

ما در بحث مديريت يك «مديريت برو» و يك «مديريت بيا» داريم. شما دقت كرديد كه چرا ما در جنگ، شهيد فرمانده زياد داريم؟ چون مديريت ما «مديريت بيا» بوده است. «مديريت برو» يعني مدير به صندلي تكيه مي دهد و مي گويد برو كار را انجام بده، مي گويد همه سربازها بروند بجنگند. ولي در «مديريت بيا» خود مدير جلوتر از همه است و مي گويد دنبال من بياييد تا كار را انجام دهيم. مديري كه باور ديني داشته باشد اينگونه است. اما مديريت غربي مي گويد دستور بدهيد، همه اطاعت كنند. شما در جنگ هاي صدر اسلام ببينيد اول فرمانده مي رود و مي جنگد و راه را باز مي كند تا لشگريان بيايند بجنگند. اين همان كنش است كه پشتوانه آن باور و اراده است. سيدحسن نصرالله و حضرت امام(ره) اول خودشان شهيد دادند، حضرت آقا اول خودشان در جبهه بودند و اول خودشان جانباز شدند. اين مديريت بيا است. اول خودشان محكم مقابل آمريكا مي ايستند و بعد مي گويند آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند. يعني آمريكا و دشمن هر چه آتش تهيه دارد، بر سر ايشان مي ريزد و بعد مردم مي آيند و رد مي شوند، بعد كه مي روند مي گويند عجب حرف درستي زده بود! آن موقع نمي فهمند، بعد كه محقق شد مي فهمند، اين عنصر سوم است كه همان باور و اراده و كنش و توكل است.

يقين بدانيد انقلاب اسلامي موفق بوده است. اينكه ما در داخل مديريت ضعيفي داشتيم به معناي اين نيست كه اهداف انقلاب اسلامي محقق نشده است. مبناي موفقيت انقلاب اسلامي چيزي نيست كه امروز بخواهيد آن را پيدا كنيد، مبنايش از بدو خلقت بشر و از زمان رسالت پيامبر اكرم(ص) است.

عنصر چهارم «وقت گذاري» است. اگر به موقع آمديد و به موقع رفتيد به وظيفه خود عمل كرده ايد، كار ويژه اي نكرديد، داريد حقوق مي گيريد. اما اگر زود آمديد و دير رفتيد احسان كرده ايد، ايثار كرده ايد. اگر هم دير آمديد و زود رفتيد كه دزدي و خيانت كرده ايد. وقت گذاري مدير بايد بيش از ديگران باشد و بهره او هم بايد از متوسط جامعه كمتر باشد. اين ها دستور دين است. چرا وقتي هنوز بعد از گذشت 40 سال از انقلاب وقتي اسم امام مي آيد، حرف، حركات و صحبت ايشان براي همه حجت است؟ چرا شما، من، مردم و حتي دشمنان از جملات امام استفاده مي كنند. كدام انقلاب بعد از انجامش 40 سال از آن بگذرد، رهبر اوليه اش حرف هايش هنوز حجت حق و باطل است؟ غير از وجود پيامبر اكرم(ص) كه تا امروز ادامه داشته و ادامه خواهد داشت؟ به خاطر همين عنصر بود كه خود را از متوسط مردم جامعه پايينتر نگه مي داشتند، در حالي كه تاثيرشان از همه بيشتر بود.

ويژگي ديگر بردباري و تحمل است؛ فرق بردباري و صبر چيست؟ مدير بايد صبر داشته باشد و در سختي ها صبر كند، ولي بردباري يعني «جنبه»! يعني مي آيند به تو بد هم مي گويند ولي تو بايد ظرفيت اين را داشته باشي. اگر بخواهند به بچه اي آمپول بزنند، جيغ مي زند، مادرش كه بالاي سرش ايستاده دلش مي سوزد و به دكتر مي گويد نزن! اما مادر آنجا بايد جنبه داشته باشد و دلش نسوزد. يعني وقتي مي داند اين مسير حق و درست است، بايد اين مسير را طي كند.

موارد ديگري هم هست كه بايد سر فرصت درباره آنها هم صحبت شود؛ ولي حرفم اين است كه يقين بدانيد انقلاب اسلامي موفق بوده است. اينكه ما در داخل مديريت ضعيفي داشتيم به معناي اين نيست كه اهداف انقلاب اسلامي محقق نشده است. مبناي موفقيت انقلاب اسلامي چيزي نيست كه امروز بخواهيد آن را پيدا كنيد، مبنايش از بدو خلقت بشر و از زمان رسالت پيامبر اكرم(ص) است.

تفكيكي كه شما بين انقلاب اسلامي و وضعيتي كه امروز وجود دارد كه از نظر شما نتيجه مديريت كنوني است و ربطي به انقلاب اسلامي ندارد، كمي چالش برانگيز است. از اين نظر كه گويي ما يك امر انتزاعي و دور از دسترس و مقدس به عنوان انقلاب داريم كه بايد در يك ساحت متعالي بماند و يك وضع موجود داريم كه هيچ ارتباطي با آن انقلاب ندارد. آيا نبايد اين دو را به هم نزديك كرد و به واسطه آرمانهاي آن انقلاب وضعيت موجود را نتيجه ضعف يا انحراف از آن آرمانها تلقي كرد و مسائل و چالهاي موجود را به شيوه اي انضمامي و عيني مورد بحث قرار داد و نشان داد كه مسير بسياري از كساني كه ادعاي انقلابي بودن مي كنند در تضاد با آرمانهاي اصلي انقلاب اسلامي بوده است؟ براي مثال امروز بر مبناي آرمان عدالت اجتماعي كه در انقلاب اسلامي برجسته بوده، ما در اين زمينه وضعيت خوبي نداريم. آيا نبايد بپرسيم چرا اين آرمان محقق نشده است؟

فيدل كاسترو يك جمله اي دارد كه مي گويد من يك جاسوسي را گرفتم كه كارش در بين مديران ارشد اين بود كه افراد انقلابي را زيرمجموعه كارهاي اجرايي و دون و كوچك مي گذاشت تا آدم هايي كه روحيه انقلابي نداشتند بيايند مسئوليت بگيرند و رأس كارها را عهده دار شوند. انقلاب اسلامي با چنين چيزي مواجه شده است؛ هر چقدر از اين روحيه انقلابي فاصله بگيريم، آسيب هاي ما بيشتر خواهد بود. بحث من هم اصلا انتزاعي و نوستالژيك كردن انقلاب اسلامي نيست بنده مي گويم يك انقلاب از كجا شروع شد، الآن وسط راه است و تا ته آن هم خواهد رفت. يك وقت شما مصداق ها را مد نظر داريد، من مي گويم مگر زمان پيامبر(ص) كساني كه با ايشان سوار كشتي انقلاب اسلام شدند تا ته آن ماندند؟ خير! بسياري از همان انقلابيون صدر اسلام آمدند جلوي پيامبر ايستادند و بچه هايش را شهيد كردند. قرار اين نيست همه تا آخر بايستند، انقلاب راهش را مي رود.

فيدل كاسترو يك جمله اي دارد كه مي گويد من يك جاسوسي را گرفتم كه كارش در بين مديران ارشد اين بود كه افراد انقلابي را زيرمجموعه كارهاي اجرايي و دون و كوچك مي گذاشت تا آدم هايي كه روحيه انقلابي نداشتند بيايند مسئوليت بگيرند و رأس كارها را عهده دار شوند. انقلاب اسلامي با چنين چيزي مواجه شده است

شما مي فرماييد از نظر مديريتي وضع الآن را چطور ارزيابي مي كنيد! من به شما مي گويم كه ما 3 نوع ارزيابي علمي داريم كه بايد جزئيات بسياري در اين حوزه مشخص شود تا اين ارزيابي ها دقيق و درست از كار دربيايد. يعني در ارزيابي ها چه «فرايندي» باشد، چه «تطبيقي» باشد و چه «مقايسه اي» بايد فاكتورهاي بسياري را مد نظر قرار داد تا به نتيجه رسيد. اما به طور مطلق گفتم كه اين مديريتي كه داشتيم نياز به تجديدنظر دارد و ما در كل همانطور كه مقام معظم رهبري هم فرمودند در زمينه عدالت آنگونه كه بايد به توفيقات زيادي نرسيديم. اما اين به معناي آن نيست كه انقلاب اسلامي موفق نبوده است. من همچنان معتقدم انقلاب موفق بوده و با سرعت هم اين مسير موفقيت را مي پيمايد.

من بحث راجع به انقلاب اسلامي را از بحث در خصوص كمبودهاي مديريتي جدا كردم تا راحت تر بتوانيم صحبت كنيم و به نتيجه ملموس تري برسيم و بدانيم كه در فضاي مديريتي بايد دنبال چه باشيم و در حوزه انقلاب بايد دنبال چه باشيم. اگر به اينها رسيديم آرمانهاي انقلاب به واسطه يك مديريت سالم و در يك زيست سالم محقق مي شود.

يك نكته را هم فراموش نكنيد بسياري از حرفها و فضاهاي انتقادي كه شكل گرفته است، مبتني بر فضاسازيهاي رسانه اي است و اينها را نبايد ملاك داوري درباره توفيق يا عدم توفيق انقلاب اسلامي قرار داد. منظورم هم صرفا رسانه هاي خارجي و معاند نيست. بلكه بسياري از رسانه هاي داخلي هم كپي كننده مطالبي هستند كه درستي و صحت آنها مشخص نيست.

به نظر مي رسد در روند پيشرفت انقلاب و در دل نظام جمهوري اسلامي مسئله اي با عنوان «محافظه كاري» شكل گرفت كه رهبر انقلاب از آن با عنوان «قتلگاه نظام» ياد مي كنند. حتي زماني هم كه فضاي سياسي جناحي و دو قطبي شد و تصور مي شد كه لااقل يكي از جناحين اين فضاي محافظه كاري را بشكند، بعد از مدتي روشن شد كه هر دو جناح بنا بر منافع خود و در نهايت حفظ وضعيت موجودي كه به نفع مردم و انقلابيون نيست در حال محافظه كاري به شيوه خاص خود هستند. شما اين وضعيت را چقدر در ايجاد شرايط كنوني دخيل مي دانيد؟

حرف شما درست است؛ ما با يك نگاه اسلامي انقلاب كرديم و قرار شد مباني اسلام را پياده كنيم. در اسلام جداي از «امر به معروف» و «نهي از منكر»، يك چيز ديگري هم داريم به نام «نصيحت ائمه مسلمين»! همچنين «وصيت به حق» و ده ها مورد از اين ها را داريم. كدام يك را مطرح مي كنيم و پيگير آن هستيم؟ مدام مي گوييم امر به معروف و نهي از منكر! اصل 8 قانون اساسي مي گويد مباني نظارتي اين كشور، نظارت همگاني بر اساس امر به معروف و نهي از منكر است، اما اين تئوريزه و اجرايي نشده است. در صورتي كه ما فراموش كرديم امر به معروف و نهي از منكر با نظارت دو تا است و اينها با هم فرق دارند! به نظرم ما در اين زمينه اشتباه كرديم. نظارت باعث كشف مي شود، امر به معروف و نهي ز منكر باعث جلوگيري مي شود.

شما در امر به معروف و نهي از منكر طبق نص صريح آيه قرآن، حرام است تجسس كنيد؛ اما يك مدير موظف است «اجعل العيون» نيرويش را بپايد و او را نظارت كند، حتي در اتاق من دوربين بگذارد. ما اين ها را حذف كرديم و مدام مي گوييم امر به معروف و نهي از منكر! مدير مافوق بايد زيرمجموعه خود را بپايد. كجا مي رود، كي مي آيد، چه كار مي كند، چه دستوري مي دهد و... بر همه اينها بايد نظارت وجود داشته باشد. آيا الان وجود دارد؟! پس عموم حرف هايي كه من و شما مي زنيم، هنوز تئوريزه نشده است، حتي اگر تئوريز شده باشد، براي بسياري از مديران ما تفهيم نشده كه حالا بخواهند رعايت كنند.

 

 

 


خروج




درباره شورا

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 و استقرار جمهوری اسلامی ایران، موضوع مشارکت مردم در عرصه‌های مختلف به عنوان نماد و تبلور عینی جمهوریت مورد توجه ویژه حضرت امام خمینی(ره) و سایر مسئولان کشور قرار گرفت.   ادامه...

 

سروش ايتا اينستاگرام آپارات ايميل

آمار بازدید

  • بازديدکنندگان آنلاين : 14

  • بازديد کنندگان اين صفحه : 14940

  • بازديدکنندگان امروز : 285

  • کل بازديدکنندگان : 1098218

پیوندها